کتاب نوشت

Name: mohsen zohouri
Location: tehran, Iran
ايميل email
RSS

2007/03/18

برتفاضل دو مغرب - محمدرضا اصلاني


برتفاضل دو مغرب
نويسنده: محمدرضا اصلاني
چاپ ارژنگ
آذر 1354
12 تومان
.
محمدرضا اصلاني متولد سال 1322 در رشت و فارغ التحصيل هنر و نقاشي از دانشكده هنرهاي تزئيني و گذراندن دوره آموزش فيلمسازي از وزارت فرهنگ و هنر است. اصلاني فعاليت حرفه‌اي خود در سينما را از سال 1346 و با ساخت فيلم مستند "جام حسنلو" آغاز مي‌كند و سپس آثاري نظير "بدبده"، "با اجازه"، "چنين كنند حكايت"، "تاري خانه"، "فهرج"، "مش اسماعيل"، "ابوريحان بيروني"، "ميراث شيشه"، "كودك و استثمار"، "جيغ" و "دل جهان" را جلوي دوربين مي‌برد. كارگرداني فيلم سينمايي"شطرنج باد"، ساخت مجموعه‌هاي تلويزيوني "سمك عيار"، "غبار نور"، "منطق الطير"، نگارش فيلمنامه فيلم‌هاي سينمايي "خط"، "سوزنبان"، "سوي شهر خاموش"، "تنگنا"، "مرثيه"، "صبح روز چهارم"، "باغ سنگي" و سرودن سه كتاب شعر "شب‌هاي نيمكتي و روزهاي باد"، "بر تفاضل دو مغرب" و "سوگنامه سال‌هاي ممنوع"، تدريس در دانشكده‌هاي سينما تئاتر و سوره و نقد و نظر و رساله در باب سينما و... از فعاليت‌هاي حرفه‌اي وي برشمرده مي‌شود. اصلاني در سال‌هاي اخير داوري بسياري از جشنواره‌هاي معتبر را بر عهده داشته و هم‌اينك رئيس هيات مديره انجمن مستندسازان ايران است. آخرين ساخته او "خاطرات يك هفتاد و پنج ساله"، مستند بلندي است كه به سفارش بانك ملي ساخته شده است.
كمتر كسي مي‌داند كه محمدرضا اصلاني شاعر است و كتاب شعر نيز به چاپ رسانده. "برتفاضل دو مغرب" با چاپ عكس در چوبي مسجد جامع كبير يزد نشان از علاقه هميشگي او به هنر معماري ايران دارد. چيزي كه در فيلم‌هايش نيز به خوبي مشهود است.
بر من
بوي ابر بياور
كه بشود سوختنم
نرمتر بشنوم
در اين هياهوي بي‌شمايل
شعرهاي اصلاني مربوط به سال‌ها پيش است. مدت‌هاست كه شعري از او به چاپ نرسيده، همچنانكه فيلم بلند داستاني نساخته. از آن‌جا كه در شعر تخصصي ندارم تا بتوانم اين كتاب شعر ناياب را معرفي كنم، بنابراين تنها نمونه‌هايي از شعر اين كتاب را مي‌آورم، توضيح اين‌كه كل كتاب يك شعر بلند است.
....
....
خاك
قطعي‌تر پاسخ
قطعي‌تر كلام تامل
انگار چون دري بروي خود فرو مرده‌ايم
با چهره‌هايي
كه دردناك‌تر از دروغ بجا ماندند
در حاشيه‌هايي تزييني
چه لبهاي فروچين شده‌اي
آيا اين مردمان آب ديده‌ي عجيب
هرگز نمي‌بينند
كه برگها رنگي به چون كف خراشيده‌ي خيابانها دريافته‌اند
آيا هرگز نمي‌بينند كه وقتي بردربدري در پياده‌روها نيست
كه مادراني هنوز از اشگ ممنوع‌اند
و پسراني هنوز از نفس كشيدن
چه حضور دلتنگي
....
....
از ديوار صداي آفتاب مي‌آمد و
من نمي‌شنيدم
وقت
آمدنم
بر پله‌ها گذشتم
بر خانه خواندم
مادرم
بر پيرهنم ايستاد
تنگ و
گوشه گرفته
و نخواست
كه كفش‌هاي خاك گرفته‌ام
قدمي ديگر بوي خانه بگيرد
....
....
به آمدنم
موريانه‌ها بيداد ميكردند
من اما نمي‌دانستم
اين خط‌هاي رگ مانند
براين اشاره‌هاي بلند و تزييني
خانه‌ي موريانه‌هاست
....
....

2007/01/25

حافظ به روايت عباس كيارستمي


حافظ
به روايت عباس كيارستمي
نشر فرزان روز
چاپ اول 1385
4200تومان
.
مي‌گويند شمس‌الدين‌ محمد حافظ ملقب‌ به‌ خواجه‌ حافظ شيرازي‌ و مشهور به‌ لسان‌ الغيب‌ از مشهورترين‌ شعراي‌ تاريخ‌ ايران ظاهرا به‌ حكم‌ شواهد و قرائن‌ در حدود سال‌ 726 ه.ق‌ در شهر شيرازبه‌ دنيا آمده‌ است‌. در جواني به شهرت‌ والايي‌ دست‌ يافت و مورد توجه‌ و عنايت‌ امراي ‌اينجو قرار گرفت.‌ اواخر زندگي‌ حافظ همزمان‌ با حمله‌ امير تيمور بود كه پس‌ از فتح اصفهان روبه‌ سوي‌ شيراز نهاد. مي‌گويند با حافظ ملاقاتي داشته است كه باعث بوجود آمدن صميميتي بين آن‌ها شده است. حافظ در دوران‌ زندگي‌ خود به‌ شهرت‌ عظيمي‌ در سرتاسر ايران‌ دست‌ يافت‌ و اشعار او به‌ مناطقي‌ دوردست‌ همچون‌ هند نيز راه‌ يافت‌. نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ وي‌ مورد احترام‌ فراوان‌ سلاطين‌ آل‌جلاير و پادشاهان‌ بهمني‌ دكن‌ هندوستان‌ قرار داشت‌ و سلاطيني‌ همچون‌ سلطان‌ احمد بن‌ شيخ‌ اويس‌ بن‌ حسن‌ جلايري‌ (ايلكاني‌) ومحمود شاه‌ بهمني‌ دكني‌ با احترام‌ زياد او را به‌ پايتخت‌هاي‌ خود دعوت‌ كردند.‌ انديشه‌ و افكار حافظ به‌ ساير ملل‌ نيز راه‌ يافته‌ است‌ و شعرا وانديشمنداني چون‌ گوته و نيچه‌ او را از بزرگترين‌ انديشمندان‌ تاريخ‌ هستي‌ لقب‌ داده‌اند. ديوان‌ حافظ به‌ دهها زبان‌ ترجمه‌ شده‌ و در زمره‌ معروف‌ترين‌ كتب‌ ادبي‌ جهان‌ است‌. شهرت‌ اصلي‌ و آوازه‌ اين شاعر ‌ به‌ سبب‌ غزلسرايي‌ اوست‌. شيوه‌ي غزل در شعر فارسي توسط او به اوج رسيد. در غزليات‌ اوكلمات‌ و تعبيرات‌ خاصي‌ همچون‌ طامات‌، خرابات‌، مغان‌، مغبچه‌، خرقه‌، سالوس‌، پير، هاتف‌، پير مغان‌، گرانان‌، رطل‌ گران‌، زنار، صومعه‌، زاهد، شاهد، طلسمات‌، شراب‌ و...وجود دارد كه شاعر‌ از‌ طريق‌ آن‌ها مقصود خود را بيان‌ كرده. حافظ بسيار نوگرا بوده و در شعر دست به تجربيات والايي زده است. او‌ در سال‌ 791 ه.ق‌ در گلگشت‌ مصلي‌ كه‌ منطقه‌اي‌ زيبا بود و شاعر علاقه‌ي‌ زيادي ‌به‌ آن‌ داشت‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد و از آن‌ پس‌ آن‌ محل‌ به‌ حافظيه مشهور گشت.‌
عباس كيارستمي سينماگر، عكاس، نقاش و شاعر متولد 1319 در تهران و فارغ التحصيل نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. فعاليت هنري‌ي خود را از سال 1340 به عنوان نقاش تبليغاتي آغاز كرد. با طراحی پوستر و ساخت تیتراژ برای فیلم‌هاي "قیصر" و "رضا موتوری" به سینما راه یافت. نخستين كار سينمايي خود را در سال 1347 با فيلم كوتاه "نان و كوچه" تجربه كرد و با ساخت فیلم "مسافر" مطرح شد. او با ساخت سه‌گانه‌ي سينمايي‌اش "خانه دوست كجاست"، "زندگي و ديگر هيچ" و "زير درختان زيتون" پایه گذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما فیلم ساخته و مطرح شده اند. کیارستمی با فیلم "طعم گیلاس" در سال1997جایزه نخل طلای جشنواره کن را از آن خود کرد. دغدغه‌ي كيارستمي هميشه يافتن شيوه‌هاي جديد بيان هنري‌ست. مجموعه عكس‌هاي "درخت‌ها" و "جاده‌ها"، مجموعه اشعار " باد مارا خواهد برد"، اجراي ويدئوآرت "تعزيه" و پرفورمنس "باغ ايراني"، ساخت فيلم‌هايي چون "ده – 10"، "پنج – تقديم به اوزو"، "ده روي ده" و "نامه‌ها" از جمله كارهاي نو و بديع او‌ست كه دغدغه‌ها و افكارش را توسط آن‌ها بيان كرده. كيارستمي هنرمندي‌ست نوگرا و مدرن. همان‌گونه كه حافظ مطرح‌ترين شاعر ايراني در جهان است، كيارستمي نيز همين جايگاه را در سينما دارد. منتقدان او را از مهم‌ترين سينماگران كل تاريخ سينما مي‌دانند.
"Il faut etre absolument modern."
"بايد مطلقأ مدرن بود." ژ. ن. آرتور رمبو 1854 – 1891
كتاب "حافظ به روايت عباس كيارستمي" با اين جمله آغاز مي‌شود. كيارستمي دست به ابتكار تازه و جالبي زده است. آن هم با كتابي كه در خانه‌ي اكثر ما ايرانيان وجود دارد و بعد از قرآن مهم‌ترين كتاب در فرهنگ ماست. هر صفحه از كتاب به مصرعي از حافظ اختصاص دارد كه توسط كيارستمي انتخاب شده است. انتخاب اين مصرع‌ها به گونه‌اي‌ست كه نكته‌اي در آن به وضوح مي‌رسد كه در خواندن كل آن غزل به چشم نمي‌آمد. كيارستمي دست به بازآفريني دوباره حافظ زده. مصرع‌ها را جدا كرده و از هركدام آن‌ها به تنهايي معني تازه‌اي طلب نموده.
چگونه شاد شود
اندرون غمگينم
حافظ موارد استفاده‌ي گوناگوني در فرهنگ ما دارد. يا براي فال است و يا زينت اتاق روي طاقچه‌، يا براي استفاده‌ي محفلي‌ست و يا انتخاب شعري از آن براي موسيقي، يا براي لذت خوانده مي‌شود و يا خوانده مي‌شود كه هربار چيز نويي از آن برداشت شود. همه‌ي اين‌ها در "حافظ به روايت كيارستمي" هم وجود دارد. اما چيزي كه اين كتاب را منحصر‌به‌فرد مي‌كند، روايتي‌ست كه كيارستمي از اشعار حافظ ارائه داده. برجسته‌سازي و فاصله‌گذاري و زاويه ديد اوست نسبت به اين اشعار تا روايت تازه‌اي شكل بگيرد.
ما
ز ياران
چشم ياري
داشتيم
كيارستمي كتاب را به 18 فصل مفهومي با نام‌هايي چون تمناي وصال، شب فراق، عيب و هنر مي، غم عشق، پيام به معشوق، هجران و ... تقسيم كرده است. كتاب با عشق شروع مي‌شود و با مرگ خاتمه مي‌يابد.
منم
كه شهره شهرم
به عشق ورزيدن
......................
به روز واقعه
تابوت ما
ز سرو كنيد

2006/12/15

خانه زيبارويان خفته - ياسوناري كاواباتا


خانه زيبارويان خفته
نويسنده: ياسوناري كاواباتا
مترجم: كيومرث پارساي
نشر شيرين
چاپ اول زمستان 1380
1350 تومان
.
"ياسوناري كاواباتا" در سال 1899 در شهر "اوزاكا"ي ژاپن متولد شد. در نوزادي پدر و مادرش را از دست داد. مدت كوتاهي پس از آن، مادربزرگ و خواهرش نيز درگذشتند و وقتي به چهارده سالگي رسيد پدربزرگش نيز از دنيا رفت.
براي تحصيل به توكيو رفت و در 1924 از دانشگاه امپريال توكيو فارغ التحصيل شد. كاواباتا روايت گر دنياي تنها و بي عاطفه اي ست كه شخصيت هاي آثارش در آن محبوس اند. "سرزمين برف"، "داستان درياچه"، "به پيش"، "آواي كوهستان" از ديگر آثار ارزشمند اين نويسنده ي ژاپني ست. سال 1968 براي او و تاريخ ژاپن سال مهمي به شمار مي رود. "كاواباتا" نخستين داستان نويس ژاپني شد كه در اين سال جايزه ي نوبل ادبي را از آن خود مي كند و چهار سال بعد در سال 1972، در سن هفتادوسه سالگي با روش هاراگيري دست به خودكشي مي زند و از دنيا مي رود.
"خانه زيبارويان خفته" كه برگزيده به عنوان بهترين رمان قرن ژاپن است به راستي اثري ست زيبا، جذاب و تفكربرانگيز. اثري ست قابل تأمل كه دروني ترين رازهاي شخصيت داستان، بي باكانه توصيف مي شود و هر چه هست در برابر ما قرار مي گيرد. خلوت دنياي بي رحمانه اي كه هريك از خواننده ها به نوعي با آن درگير و آشنايند. شهوت.
كتاب "خانه زيبارويان خفته" كه با ترجمه ي نه چندان جدي ي كيومرث پارساي و با حذف قسمت زيادي از آن به چاپ رسيد، داستان خانه هايي ست با دختران زيبا مخصوص پيرمردان از كار افتاده. رئيس خانه دختران جوان باكره را عريان و خواب ( كه تأثير داروهاي خواب آور است ) به بستر پيرمردها مي فرستد تا در آغوششان كشند و شبي را به ياد خاطرات گذشته سپري كنند. هيچ كدام از اين پيرمردها حق هم آغوشي ( سكس ) با اين دختران ندارند و تنها به در آغوش كشيدن لمس آن ها بايد اكتفا كنند.
"يوكيو مي شيما" كه خود از بزرگترين نويسندگان ژاپن است اين داستان را شاهكاري يگانه مي داند كه نكته ها را در هزارلاي درونش نهفته دارد: ( نقل از مقدمه ي همين كتاب )
"... حكايت زيبارويان خفته و انگيزش احساسات، به مثابه جمع اضداد است: موجودي خفته چون جسد، بي آن كه كوچكترين اثري از روح در آن مشهود باشد، در اين قصه به انگيزش قوي ترين احساسات حيات، گماشته است. همين جسم بي جان نماست كه احساسات عاشقانه و شهواني ي دوستدارانش را بازتاب مي دهد و در واقع حيات را از خود ساطع مي كند.
... يك باكره تا هنگامي باكره باقي مي ماند كه به حريم دوشيزگي اش تجاوز نشود و نويسنده مي داند كه بايد چنين تجاوزي، يعني كاميابي از زيبارويان خفته، ناممكن شود تا بتوان باكره بودن را بالاتر و والاتر از شك در اصول و بي بندوباري قرار داد.
... در دنياي ادبيات اين نوع بدعت بسيار نادر است كه نويسنده اي تنها با توصيف پرسوناژهاي خفته، تا اين اندازه زنده و پرتپش، احساس زندگي انساني را سايبان كند."
"گابريل گارسيا ماركز": ( نقل از مقدمه ي همين كتاب )
"تنها داستاني كه آرزو داشتم نويسنده اش باشم، رمان "خانه زيبارويان خفته" ، اثر "كاواباتا" بود. سرگذشتي پرشور در مورد خانه اي پر رمز و راز در اطراف كيوتو كه پيرمردان ثروتمند مبالغ هنگفتي پول مي پردازند تا به روشي ابتكاري، بر احساسات مرده سرپوشي بگذارند... منتهاي آرزوي پيرمردان ثروتمندي كه ديگر مرد نيستند، اين است كه با حضور زيبارويان خفته، خاطرات گذشته را زنده كنند و در جوار آن ها، شب را به صبح برسانند."
شروع داستان "خانه زيبارويان خفته" بسيار گيرا و جذاب و در عين حال وسوسه انگيز است:
"حق نداشت دست به كار ناشايستي بزند، بانوي خانه به اگوچي پير اخطار داده بود. حق نداشت انگشت خود را در دهان دختر خفته فرو كند و يا كار بد ديگري از آن نوع انجام دهد."
البته به احتمال زياد كلمه ي انگشت جايگزين كلمه ي ديگري شده تا از سد سانسور ارشاد بگذرد.
"كيومرث پارساي" در انتهاي كتاب دو داستان كوتاه ديگر را نيز از اين نويسنده آورده: "دست" و "پرندگان و ديگر حيوانات".
"دست" داستان كوتاه اعجاب آوري ست. دختري دست راست خود را از مفصل شانه جدا مي كند و آن را به مردي براي يك شب امانت مي دهد.
"- اگر خميدگي و حركت آرنج و انگشتان نباشد، آن دست، به نظر مصنوعي مي آيد. تو آن را اين گونه دوست نخواهي داشت. دست راست را به من بده تا برايت درست كنم.
آنگاه دست راستش را از روي زانويم برداشت، لب هايش را به آرامي به مفصل آرنج و سپس به مفصل انگشت ماليد.
- حالا اين ها حركت هم مي كنند.
...
دست را از او گرفتم.
- فكر مي كني صحبت هم بكند؟ يعني با من حرف مي زند؟
دختر پاسخ داد:
- اين فقط كاري را مي كند كه يك دست مي تواند انجام بدهد. اگر حرف بزند، مي ترسم ديگر آن را به من پس ندهي. ولي در هر حال، مي تواني امتحانش كني. اگر با آن رفتار مناسبي داشته باشي، به حرفهايت گوش مي دهد."
"دست" داستان عشق و رابطه است. داستاني غيرواقع و نمادين كه رابطه ي جنسي ( سكس ) را به شيوه اي كاملأ نو بيان مي كند.

2006/11/24

نقد ادبي و دموكراسي - حسين پاينده


نقد ادبي و دموكراسي ( جستارهايي در نظريه و نقد ادبي جديد )
نويسنده: حسين پاينده
اننشارات نيلوفر
چاپ اول: پائيز 85
2800 تومان
.
حسين پاينده متولد 1341، منتقد، مترجم و دكتراي ادبيات انگليسي است. اوهم اكنون استاد و عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي است. برخي از تأليفات ارزشمند او از اين قرار است: "مقالات متعدد در نقد ادبي"، "درآمدي بر ادبيات 1 و 2"، "نقد ادبی و مطالعات فرهنگی: قرائتی نقادانه از آگهی های تجاری در تلویزیون ایران". و ازترجمه ها: "زبان شناسي و نقد ادبي - مجموعه مقالات زبان شناسان و منتقدان ادبي - (ترجمه مشترک)"، "نظريه رمان - مجموعه مقالات ديويد لاج، ايان وات، ديچز..."، "بکت و تئاتر معناباختگي"، "جيمزرابرتز". دكتر حسين پاينده از منتقدان، پژوهشگران و تئوريسين هاي برجسته نقد ادبي در ايران است. مقاله "تأملی درباره‌ی عنوان استاد" او كه در روزنامه توقيف شده "شرق" به چاپ رسيد، يكي از شاهكارهاي نوشتاري اوست.
" نقد ادبي و دموكراسي" مجموع يك مقدمه، سيزده مقاله و سه نمايه است. نوشتن عناوين كتاب تا اندازه اي جذابيت آن را نشان مي دهد. عنوان مقاله ها و بخش بندي هاي آن از قرار زير است:
مرگ مؤلف در نظريه هاي ادبي جديد؛ مقدمه، بحث و بررسي؛ 1- نقد نو 2- فرماليسم روسي 3- پسا ساختگرايي، نتيجه گيري.
تباين و تنش در ساختار شعر "نشاني" - نگاهي ست به شعر "نشاني" از "سهراب سپهري" -.
فراداستان: سبكي از داستان نويسي در عصر پسامدرن؛ مقدمه، 1- پسامدرنيسم 2- فراداستان 3- نظريه ي بازي.
ساختار يك رمان پسامدرن؛ هتلي با معماري پسامدرن - توصيف هتل " وستين بانونچر" در شهر "لس آنجلس" -، رماني با ساختار پسامدرن - نگاهي ست به رمان "صيد قزل آلا در آمريكا" نوشته ي "ريچارد براتيگان" -.
ملاحظاتي درباره ي چشم انداز جهاني شدن ادبيات معاصر ايران؛ مقدمه، 1- پديد نيامدن سبك هاي ادبي از دل ضرورت هاي اجتماعي و فرهنگي 2- فقدان گفت و گوي انتقادي با فرهنگ 3- فقدان جريان جدي نقد ادبي، ادبيات معاصر ما و چشم انداز جهانيِ فرهنگ.
"داستانك" و توانمندي آن براي نقد فرهنگ؛ مقدمه، ساختار داستانك، عناصر داستانك، تحليل يك داستانك نمونه، نتيجه گيري.
جايگاه مطالعات فرهنگي در رشته ي ادبيات.
شيوه هاي جديد نقد ادبي: مطالعات فرهنگي؛ آغاز سخن، بخش اول: معرفي مطالعات فرهنگي، بخش دوم: كاربرد مطالعات فرهنگي در ادبيات، نمونه ي اول: آگهي پنير كالبر، نمونه ي دوم: تلفن همراه صا ايران، فرجام سخن.
بررسي يك آگهي تلويزيوني از منظر مطالعات فرهنگي؛ مقدمه، بحث و بررسي؛ آگهي ماشين لباسشويي دوقلوي حاير،نتيجه گيري.
اسطوره شناسي و مطالعات فرهنگي: تبيين يونگ از شكل گيري اسطوره اي مدرن؛ مقدمه، بحث و بررسي؛ يونگ و اسطوره، رمزگشايي از يك اسطوره ي مدرن، نتيجه گيري.
فرويد و نقد ادبي؛ شالوده ي نظري رويكرد فرويد به ادبيات، فرويد و روانكاوي داستايوسكي، سخن آخر.
نقد ادبي و دموكراسي.
"شحنه بايد كه دزد در راه است" بررسي مصداق هاي سرقت ادبي در كتاب نظريه هاي نقد ادبي معاصر؛ مقدمه، 1- سرقت ادبي چيست؟ 2- مصداق هاي سرقت ادبي در يك كتاب درسي 3- برخي پيامدهاي حقوقي و فرهنگي سرقت ادبي، سخن پاياني.
در پايان هر مقاله "پاينده" مراجع ذكر شده و مورد استفاده قرار گرفته در هر مقاله را آورده است. كتاب با سه نمايه پايان مي يابد: 1- نمايه ي اشخاص 2- نمايه ي آثار 3- نمايه ي موضوعات.
"حسين پاينده" در مقدمه زيباي كتاب چنين آورده است:
( ميتوان استدلال كرد كه وضعيت نقد ادبي در دانشگاه هاي ما، به مراتب وخيم تر از وضعيت آن در بيرون دانشگاه است. در فهرست درس هاي رشته ي ادبيات فارسي در مقاطع تحصيلات تكميلي، هنوز درسي به نام نظريه و نقد ادبي اساسأ وجود ندارد. در مقطع ليسانس، دانشجويان رشته ي ادبيات فارسي فقط دو واحد نقد ادبي مي خوانند كه آن هم فقط در سال هاي اخير امكان پذير شده است.)

2006/11/17

گل هاي معرفت - اريك امانوئل شميت


گل هاي معرفت (مجموعه سه داستان)
نويسنده: اريك امانوئل شميت
مترجم: سروش حبيبي
نشر چشمه
چاپ اول تابستان 1383
1300 تومان
.
معرفی ی نويسنده در معرفي ي رمان انجیل های من نوشته ی اریک امانوئل اشمیت
.
."گل هاي معرفت" سه داستان كوتاه است از سه مذهب مختلف. سه راه مذهبي ست براي رسيدن به روشنايي و فرزانه گي. كاري به اعتقاد به اديان يا خداوند ندارم. داستان ها جذابند و در عين حال قابل تأمل. تفكراتي ست انساني و مهرآميز. در هر سه داستان اعتقادي بيروني به چيزي دروني تبديل مي شود و همين دروني شدن ايمان است كه باعث رشد و تكامل شخصيت هاي داستان مي شود. كسي كه اين داستان ها را مي خواند به راحتي مي تواند به ماوراءالطبيعه اعتقاد نداشته باشد. اعتقاد به ايمان امري ست جدا. بدون ايمان حركتي به وجود نمي آيد و ايمان در فرديت و درون تجلي مي يابد.
گل هاي معرفت مجموعه ي سه داستان كوتاه است: "ميلارپا"، "ابراهيم آقا و گل هاي قرآن"، "اسكار و بانوي گلي پوش"
"ميلارپا" داستاني ست عرفاني – بودايي كه در پاريس زمان حال و تبت هزار سال پيش مي گذرد. "سيمون" كه در پاريس زندگي مي كند، توسط خوابها و زني اثيري متوجه مي شود كه "سواستيكا" بوده است در تبت. دشمن "ميلارپا بوده و روحش به روشنايي نرسيده است. زندگي خود را صدهزار بار تعريف مي كند تا نجات يابد و اين كه ما مي خوانيم دفعه ي صدهزارمين است. تأثير "هرمان هسه" بر "شميت" به وضوح روشن است. دلبستگي به آيين فرزانگان و رازهاي دين بودا و عرفان مشرق زمين اگر در "سيذارتا" يا "دميان" با روايتي داستاني و نمادها و نشانه ها بيان مي شود، در "ميلارپا" با موعظه و سخنان حكيمانه و روايتي آموزنده گفته مي شود:
"دريافته بودم كه تكرار اوراد كاري بي حاصل است. فقط تلاش است كه به نتيجه مي انجامد. دريافته بودم كه نيكي به اراده نيرومندتري نياز دارد تا بدي. اين را هم آموخته بودم كه كالبد من كشتي ي ظريفي است سخت آسيب پذير. اگر آن را با بار گناه سنگين كنم غرق خواهد شد و اگر با دوري جويي از شهوات و بخشندگي و فراموش كردن خود سبكبارش سازم مرا به ساحل عافيت مي رساند و عاقبت ... "
اين كه تعريف داستان "سواستيكا" براي "سيمون" نجات بخش است، ستايشي ست از ادبيات و تأثير گذاري ي آن. "سيمون" با نقل صدهزارمين بار اين داستان به صورت نوشتاري – يعني داستان "ميلارپا" كه در اختيار ماست – بيش از آنچه بايد داستانش را تعريف مي كند. در هم تنيدن منِ راوي "سيمون، سواستيكا" با اوي "ميلارپا" كه به صورت من در مي آيد نكته ي جذاب و پر مفهومي ست كه "شميت" به خوبي از عهده ي آن برآمده. راوي "سيمون، سواستيكا" مي گويد:
"آدم هميشه به داستان هايي كه نقل مي كند آلوده مي شود. آن قدر از سيمون به سواستيكا رفتم، يا ميلارپا شدم كه اسمهايم را از ياد مي برم. شناسنامه ام را فراموش مي كنم و كيسه حاوي عادتها و واكنشهايي را كه "من" مي ناميم از دست مي دهم. سبكبار سفر مي كنم."
"سيمون" با نقل خاطره ي بدي هاي خود – "سواستيكا" – به "ميلارپا" در هزار سال پيش، به "ميلارپا" نزديك تر مي شود و خود به روشنايي مي رسد.
"ابراهيم آقا و گل هاي قرآن" داستان رهايي ي پسري ست از بند پدر. "موسي" كه با پدر بداخلاق و ساكت و خسيس اش تنها زندگي مي كند، روزي تصميم مي گيرد كاري را كه دوست دارد انجام دهد. به محله ي "پارادي" مي رود و با زني مي خوابد تا مرد شود. جمله ي شروع داستان در عين اين كه حاوي ي مفهوم اثر است، جذابيت و گيرايي ي خاصي دارد:
"يازده ساله بودم كه خوكچه ام را شكستم و رفتم الواطي!"
"موسي" با "ابراهيم آقا"، مغازه دار مسلمان صوفي مسلكي آشنا مي شود و پله هاي بزرگ شدن – مرد شدن – را يكي يكي مي پيمايد. اتفاقاتي كه در زندگي ي او روي مي دهد در عين تلخ بودن درس هاي بزرگي مي شوند تا او مستقل، راه خود را پيدا كند.
"در مدرسه با خودم گفتم كه يك دقيقه هم وقتم را نبايد تلف كنم. بايد عاشق شوم ... مي بايست به همه ثابت كنم كه مي شود مرا دوست داشت آن هم پيش از آنكه بفهمند كه حتي پدر و مادرم، يعني تنها كساني كه مجبور بودنند تحملم كنند، نتوانسته بودنند دوستم بدارند و ترجيح داده بودند فرار كنند."
رابطه ي "موسي" با "ابراهيم آقا" رابطه اي مي شود در راستاي تعالي ي هر كدام. هر يك از ديگري چيزي مي گيرد كه ندارد و سخت به آن محتاج است.
"چشم هاي مرا مي بست و به اماكن عبادت مي برد و من از بوي محل مذهب حاكم در آن مكان را حدس مي زدم.
- اين جا بوي شمع مياد، حتمأ كليساي كاتوليكه.
- درست گفتي سنت آنتوانه.
- اين جا بوي كندر مياد، بايد كليساي ارتدكس باشه.
- درست گفتي، سنت سوفيا است.
- اين جا بوي پا مياد، حتمأ مسجده. عجب بوي تندي!
- بله، اين جا مسجد كبوده. ولي ... "
كه البته طنز و كنايه اي ظريف و زيبا نيز دارد، كه در ادامه ي گفتگو روشن مي شود.
"اسكار و بانوي گلي پوش" داستاني ست از نامه هاي يك بچه به خدا. "اسكار" كه سرطان خون دارد و دكترها از او قطع اميد كرده اند به توصيه ي "مامي رز" (بانوي گلي پوش) تصميم مي گيرد براي خدا نامه بنويسد و روزي يك چيز از او بخواهد.
"- خيلي خوب، پس مي تونم هر چي خواستم بهش سفارش بدم؟ مثلأ اسباب بازي، شكلات يا اتومبيل...
- نه اسكار، خدا كه بابانوئل نيست. تو فقط مي توني چيزاي ذهني ازش بخواهي.
- مثلأ؟
- مثلأ شجاعت، صبر، روشني!
- خوب، فهميدم.
- از اين گذشته، مي توني براي رفيقات ازش چيزي بخواي!
- با روزي يه خواهش، مامي رز؟ نه، بايد صرفه جويي كنم. فعلأ خواهشامو براي خودم نگه مي دارم."
"اسكار" روزي يك خواهش از خدا مي كند و فردايش در انتظار برآورده شدن است. ياد مي گيرد براي كسي كه دوست دارد هم چيزي بخواهد و ...
نوع بيان و درك "اسكار" در نامه ها گرچه به يك پسر بچه ي ده ساله نمي آيد و حرفهاي گنده مي زند و ترجمه هم به آن شدت بخشيده، اما نمي توان اين را عيب داستان دانست. اين كه من در ده سالگي اين چيزها را نمي فهميدم دليل بر اين نيست كه كس ديگر هم نفهمد."اسكار" از "مامي رز" چيزها ياد مي گيرد صبر، بخشش، عشق، و... . در متن نامه ها رشد فكري ي او به خوبي محسوس است. اما اين تنها "اسكار" نيست كه متحول مي شود. "مامي رز" هم پا به پاي او شاد تر و فهميده تر مي شود. هر دو بازي اي را شروع مي كنند كه از نكات جالب و پرمفهوم داستان است. دوازده روز به پايان سال مانده و هر روز را به ازاي ده سال فرض مي كنند. "اسكار" روز اول متولد مي شود و سر ظهر پنج ساله و آخر شب ده ساله مي شود. در انتها گويا "اسكار" زندگي را تا به انتها مي رود.

2006/10/10

دفاع از گرگ ها: شعر امروز آلمان



دفاع از گرگ ها: نمونه هايي از شعر امروز آلمان
انتخاب، ترجمه و مقدمه: تورج رهنما
نشر چشمه
چاپ دوم، بهار 1385
1400 تومان
.
تورج رهنما متولد ۱۳۱۶ در اهواز است. اولين مجموعه ي شعرش را با نام "صدف و قصه تنهايى او" در سال ۱۳۵۰ در تهران منتشر كرد و "تا سرزمين چلچله ها، تا ماه" را چهار سال بعد به چاپ رساند. از آثار منتشرشده رهنما به زبان آلماني عبارت است از "در نفس اژدها" (مجموعه اى از داستان هاى نو فارسى)، "ادبيات داستانى و تغزلى در ايران"، "ادبيات نمايشى در ايران"، "انترى كه لوطى اش مرده بود" (گزيده داستان هاى كوتاه صادق چوبك)، "چوب به دست هاى ورزيل" (نمايشنامه اى از غلامحسين ساعدى)، "گيله مرد" (مجموعه اى از داستان هاى انتقادى سياسى فارسى) و "سيماى زن در ادبيات امروز ايران" است كه در آلمان منتشر شده اند. اما آثارى كه توسط تورج رهنما از آلمانى به فارسى ترجمه و در ايران منتشر شده اند، عبارتند از: برشت، فريش، دورنمات، چهره غمگين من، ادبيات امروز آلمان، برگ سبز، خوان هشتم و در سكوت گل سرخ. علاوه بر اين آثار، آثارى در زمينه تحقيق و بررسى ادبيات امروز ايران از او منتشر شده كه عبارت است از: "در آستانه فصلى سرد"، "داستان هاى طنز آميز ايران" و...
دفاع از گرگ ها، نمونه شعرهايي ست از شعراي قرن بيستم آلمان كه با "ريلكه" آغاز مي شود و با "سعيد" خاتمه مي يابد. اولي در سال 1926 درگذشته و آخري 21 سال پس از مرگ او متولد شده. اسامي ي شاعراني كه در اين كتاب از آن ها شعري آمده بدين قرار است: راينر ماريا ريلكه، گوتفريد بن، گئورگ تراكل، نلي زاكس، برتولت برشت، اريش كستنر، ماري لوئيزه كشنيتس، گونتر آيش، ولفگانگ وايراوخ، كارل كرلو، كريستينه لاوانت، يوهانس بوبروسكي، راينر برامباخ، ژاول سلان، اريش فريد، كورت مارتي، هلموت هايسن بوتل، اينگه بورگ باخمان، كريستا راينيگ، گونتر برونو فوكس، سيروس آتاباي، هانس ماگنوس انتسنزبرگر، كريستف مكل، عادل قره شولي، فرانكو بي يوندي، سعيد.
مقدمه اي كه تورج رهنما بر اين كتاب نوشته بسيار سودمند است. شعر آلماني را به ويژه پس از جنگ جهاني ي دوم به چهار مقوله تقسيم مي كند:
1- شعر: دريچه اي به جهان درون
2- شعر: ابزاري براي بيان كاستي هاي اجتماعي
3- شعر: پنجره اي براي نگريستن به طبيعت
4- شعر: آزمايشگاهي براي شناخت زبان
سپس وي‍ژگي هاي هر يك از مقوله ها را برمي شمارد و نمايندگان عمده آن را معرفي مي كند.نماينده مقوله اول: ريلكه. نمايندگان مقوله دوم: برشت، انتسنزبرگر. نمايندگان مقوله سوم: آيش، كرلو. نماينده مقوله چهارم: باخمان.
برخي از شاعراني كه در اين كتاب نمونه هايي از شعرهايشان آمده زاده كشور آلمان نيستند و زبان شعرشان به آلماني ست. و درست هم همينطور است. (مگر ريلكه كه از بزرگترين نمايندگان شعر آلماني ست زاده پراگ نبود.) از اين ميان دو تن توجه خواننده ايراني را به خود جلب مي كند؛ سيروس آتاباي و سعيد، كه هر دو ايراني اند. و يك تأسف از نبود شعري از فريدون فرخزاد، كه به گفته خواهرش فروغ، اشعار اعجاب انگيز و زيبايي به آلماني سروده.
.
مرگ
مرگ بسي سترگ است.
ما با لبان خندان
جملگي از آن اوييم.
هنگامي كه خود را در كانون زندگي مي پنداريم،
آنكه در درون ما مي گريد
اوست.
"راينر ماريا ريلكه"
.
هيروشيما
مردي كه مرگ را برفراز هيروشيما رها كرد،
به كليسا رفت و ناقوس ها را به صدا درآورد.
مردي كه مرگ را برفراز هيروشيما رها كرد،
رفت و خود را حلق آويز نمود.
مردي كه مرگ را برفراز هيروشيما رها كرد،
ديوانه شد؛
اكنون اشباح را از پيرامون خود دور مي كند،
اشباحي كه شب ها سر از خاك برمي دارند
و به سراغ او مي آيند.
اما اين ها واقعيت ندارد:
من او را چندي پيش در باغچه خانه اش،
كه در حومه شهر است، ديدم
نشسته بود و روزنامه مي خواند.
"ماري لوئيزه كشنيتس"
.
قلب خارپشت ها
چگونه مي توانم جنگل ها را
بسرايم؟
چگونه مي توانم قلب خارپشت ها را
بستايم؟
در صورتي كه قلب يك زن، قلب يك مرد
ستودني تر است.
اما آن ها تمايلي ندارند
كه در شعر من ظاهر شوند.
از اين رو در آستانه در مي نشينم
و انتظار كسي را مي كشم
كه وارد خانه شود.
و در اين ميان
جنگل ها را مي سرايم
و قلب خارپشت ها را.
"كورت مارتي"

2006/09/20

میز، میز است - پیتر بیکسل


میز، میز است
نویسنده: پیتر بیکسل
تصویرگر: آنجلا رُل
مترجم: فرزین بانکی
ناشر: زیتون – واحد کتاب
چاپ دوم پائیز 76
300 تومان
.
"پیتر بیکسل" در سال 1935 در "لوتسرن"، شهرکی در سویس به دنیا آمد. نویسنده ای آلمانی زبان است و چاپ اولین کتاب او "در واقع خانم بلوم دلش می خواهد با شیرینی فروش آشنا شود" در سال 1964 شهرت بسیاری برایش به ارمغان آورد. رمان "فصل ها" منتشره در سال 1967 اگر چه با اقبال عمومی و منتقدان روبرو نشد اما در سال 1965 جایزه ی ادبی ی "گروه 47" را به خاطر چهار بخش نوشته شده اش برده بود. در سال 1969 "بیکسل" با چاپ کتاب "داستان های کودکان" شگفتی ی منتقدان را درآورد. کتاب با اقبال بی نظیری روبه رو شد و بلافاصله به بسیاری از زبان ها ترجمه شد و مدت ها جزو پرفروش ترین کتاب ها قرار داشت. این که او را استاد داستان های کوتاه می دانند پربیراه نیست. "بیکسل" در نوشتن داستان های کوتاه و ایجاد موقعیت ها و وقایع منحصر به فرد و نه لزومأ خاص، با خلق شخصیت هایی پیچیده توانایی ی شگرفی دارد. داستان های او مینیاتورهای زیبا و اعجاب آوری ست که خواننده را پس از تمام شدن اثر به تفکر وامی دارد. تنهایی، عدم مخاطب و نداشتن روابط انسانی از جمله مباحثی ست که در آثار او نمایان است. داستان های "بیکسل" گر چه ساده و کوتاه اند اما بار معنایی ی عجیبی بر روح خواننده می گذارد.
"آنجلا رُل" متولد 1963 در فرانکفورت آلمان است و در هامبورگ و لندن در رشته های تصویرگری و طراحی گرافیک تحصیل کرده. تصویرهای بی نظیری که "رُل" برای داستان "میز، میز است" به اجرا درآورده خود گویای فهم هنری ی والای این هنرمند است.
داستان "میز، میز است" یکی از داستان های مجموعه "داستان های کودکان" است. داستانی بسیار کوتاه که به صورت مجزا با تصویرهای خانم "آنجلا رُل" منتشر شده. پیرمردی که از تنهایی ی خود رنج می برد، روزی تصمیم به تغییر زندگی ی خود می کند. او برای شروع این کار دست به تغییر اسامی ی اشیاء اتاق خود می زند. به تختخواب، تصویر می گوید و به میز، فرش و ... (( پیرمرد صبح هنگام مدت زیادی در تصویر دراز کشید...)) پس از مدتی حتی اسامی ی کارهای خود را نیز تغییر می دهد.
"بیکسل" در داستان "میز، میز است" بر خلاف بسیاری از داستان ها که از تغییر رویه ی زندگی سخن می گویند، به آن هایی می پردازد که تغییر را تنها در سطح زندگی و تغییر نام اشیاء می دانند. "بیکسل" آن ها را نه تنها بالاتر از زندگی ی روزمره نمی داند، بلکه برایشان زندگی ی اندوهناک و غم انگیزی پیش بینی می کند.
این داستان در مجموعه های مختلفی در ایران به چاپ رسیده اما هیچ کدام گیرایی ی این کتاب را ندارد. تصاویر "آنجلا رُل" چنان در خدمت مفاهیم داستان است که گویی "بیکسل" از اول با همین تصاویر داستانش را نوشته
. تصاویر "رُل" زیبا و تأثیرگذارند. دو تصویر اول و آخر داستان که در اولی پیرمرد را با پس زمینه ای از کلمات که در واقع همان جمله های آغازین کتاب است می بینیم ودر آخر داستان پیرمرد را با پس زمینه ای از کلمات برعکس که باز هم همان جمله های پایانی ی کتاب است. در هر دو بخش از تنهایی ی پیرمرد صحبت به میان می آید با این تفاوت که در آخر داستان پیرمرد دیگر سلام هم نمی تواند بکند. "رُل" با کشیدن این دو تصویر جهان بینی و درک شخصی ی خود را به عنوان یک هنرمند در اثر "بیکسل" به نمایش می گذارد. استفاده ی از کلمات و نام های اشیاء در به تصویر کشیدن آن ها، و همچنین با تغییر کردن نام ها در ذهن پیرمرد بازی با نام های جدید و قدیم در تصاویر خیره کننده است.

2006/09/08

دراکولا - برام استوکر


دراکولا
نویسنده: برام استوکر
مترجم: جمشید اسکندانی
نشر ثالث
چاپ اول 1376
دوره ی دو جلدی 3950 تومان

.
"برام استوکر" با نام اصلی ی " آبراهام استوکر" در سال 1847 در" کلونتارف"، حاشیه ی ساحلی ی شهر دوبلین ایرلند متولد شد. تا هفت سالگی به دلیل بیماری قادر به راه رفتن نبود و درمان ناگهانی ی او چیزی شبیه معجزه بود.در کالج ترینیتی ی دوبلین به تحصیل پرداخت و مأمور رسیدگی کالج جامعه ی تاریخ بود. در سال 1878 به عنوان منشی ی مخصوص "سر هنری ایروینگ" که مشهورترین بازیگر تأتر انگلستان در اواخر قرن نوزدهم به شمار می رفت، استخدام شد. در همان سال با نامزد قبلی ی "اسکار وایلد"، "فلورانس بالکوم" ازدواج کرد و هر دو ساکن لندن شدند. برای "استوکر" همکاری با "ایروینگ" بسیار مهم بود. در دوره‌ای که "ایروینگ" در حال سفر بود، این فرصت را پیدا کرد تا در کنار او باشد و در جامعه سطح بالای لندن پذیرفته شود. همچنین توانست توسط او با "جیمز مک نیل ویستلر" و "سر آرتور کانن دویل" ملاقات کند.
از "استوکر" کتاب های متعددی به چاپ رسیده: جواهر هفت ستاره، بانوی کفن پوش، مخفیگاه کرم سفید، دوشیزه بتی، لیدی آدلین، قلعه شاه، خانه قاضی، فنجان کریستال، غاصبین مشهور، و ... . اما چیزی که سبب شهرت بی حد و ماندگاری ی این نویسنده در تاریخ ادبیات شد نوشتن و انتشار کتاب "دراکولا" بود.
"دراکولا" در سال 1897 منتشر شد و هنوزبا این که بیش از صد سال از انتشار آن می گذرد کتابی ست خواندنی و قابل تأمل، و از ترسناکترین رمان های منتشر شده. انتشار این کتاب باعث پدید آمدن شیوه و دوره ی نوینی در نگارش داستان های مهیج و ترسناک شد. "دراکولا" داستان سیاه گوتیکی ست که با قدرت تخیل مثال زدنی ای آراسته شده است.
"برام استوکر" قبل از شروع به نگارش "رمان" هشت سال را صرف تحقیق و بررسی در فرهنگ های اروپا و خواندن افسانه‌های مربوط به خون آشامان کرد. با خواندن کتاب هایی چون "تاریخ شگفت آور و تکان دهنده دیوانه ای به نام پرنس دراکولا" و "گزارش ویلکینسون از والاچیا و مولداویا" با شخصیتی تاریخی به نام شاهزاده "ولاد چهارم" پسر "ولاد دراکول" از قوم "والاچیا" آشنا شد. این شخص که در قرن پانزدهم در کشور رومانی می زیسته در زبان والاچی ها به "دراکولا" یعنی "پسر شیطان" شهرت داشته. او بر قلمرو نظامی خود "والاچیا" واقع در جنوب رومانی، با قدرتی برگرفته از خشونت بیش از حد حکومت می کرد. او نه تنها برای ترکان عثمانی، که در بین هم وطنان خود هم به "ولاد تیپیش" یا "ولاد جلاد" شهرت داشت. او در طی دوران حکومتش، به کشتارهای دسته جمعی دست می زد و در اطراف قصرش جنگلی از صلیبهایی به وجود آورده بود که هر کسی، چه مظنون، چه گناهکار و چه کسانی که در آینده احتمال خیانتشان می رفت، بر روی آن ها به چهار میخ کشیده می شدند. گاهی او تنها برای اینکه به مجرمان احتمالی درس عبرتی بدهد، دست به کشتار می زد تا مشکل آفرینان احتمالی از عاقبت خود آگاه شوند. "استوکر" نام شخصیت رمانش را با الهام از این شاهزاده ی خونخوار برداشت. شاهزاده ای که در جنگ های صلیبی نامش در صدر جنگجویان رومانی علیه عثمانیان مسلمان قرار داشت.
"برام استوکر" ویژگی های جسمانی ی"کنت دراکولا"ی خونخوار را در رمان خود مفصل شرح می دهد {حدود 3 صفحه} ویژگی هایی که بسیار استادانه پرداخت شده و این گونه آغاز می شود:
( بارزترین ویژه گی ظاهری کنت دراکولا در چهره اش به چشم می خورد. چهره ای شبیه عقاب و بسیار نافذ و گیرا، گوئی نیروی فوق العاده قوی و مرموزی در آن نهفته که تا شعاع زیادی هر بیننده ای را بی اختیار به خود جلب می کرد و قویأ تحت تأثیر قرار می داد. بینی ای باریک، کشیده و استخوانی همراه با منحنی ای که بگونه خاصی قوس داشت. )
رمان "دراکولا" پیش از آن که ترسناک و مهیج باشد، داستانی ست عاشقانه. عشق کنت دراکولا به ماریا تنها با مرگ خاتمه می یابد و مرگ کنت دراکولا پیش از آن که پایانی خوش برای رمان محسوب شود، پایانی ست تراژیک و غم انگیز.
رمان "دراکولا" سرشار از تخیل، و شخصیت ها، موقعیت ها و حوادث منحصر به فرد است. برخورد منطق استدلالی و خرافات از مهمترین مباحثی ست که در رمان "دراکولا" مطرح می شود. سایه ی موهوم و غیرقابل باوری که زندگی ی " مینا موری"، "جاناتان هارکر" و بسیاری دیگر را به چالشی می کشاند که باور این سایه تنها راه معقول به حساب می آید. ایمان به علم جدید و زدودن آن چیزی که همگان خرافات می پندارند با آمدن کنت دراکولا یکباره فرو می ریزد. پس راهی نمی ماند تا بپذیرند هنوز علم قادر به فهمیدن همه چیز نیست.
خواندن اسناد اعم از خاطرات ، نامه ها و یادداشت ها شیوه ی روایی ی ماجراهای رمان را شکل می دهد. این کار باعث باورپذیرتر کردن وقایع داستان و درگیر شدن خواننده با آن هاست. گویا "استوکر" انبوه اسناد به دست آمده از جریانی واقعی را پیش روی ما گذاشته.
کنار گذاشتن رمان "دراکولا" بعد از خواندن چند صفحه از آن غیرممکن است.

2006/08/24

شاهدبازی در ادبیات فارسی - سیروس شمیسا


شاهدبازی در ادبیات فارسی
نوشته ی: سیروس شمیسا
ناشر: انتشارات فردوس
چاپ اول 1381
2000 تومان
.
"سیروس شمیسا" در 29 فروردین 1327 در شهر رشت متولد شد، از پدر و مادری فرهنگی و رئیس دبیرستان. پس از اخذ دیپلم به دانشگاه شیراز رفت و چند سالی پزشكی خواند. سپس تغییر رشته داد و در همان شیراز لیسانس ادبیات فارسی گرفت. در آنجا با مرحوم مسعود فرزاد محشور بود و در درس اساتید آمریكایی– كه در گروه زبان و ادبیات انگلیسی تدریس می‌كردند– حاضر می‌شد. همچنین در مدرسه ی خان نزد حجت‌الاسلام آقای حسینی، جامع‌المقدمات و مقداری از سیوطی را خواند. ویراستار مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران شد و در دانشگاه آزاد ایران استخدام شد. پس از اخذ فوق لیسانس، به خدمت سربازی رفت و در ضمن خدمت، دوره‌ی دكتری ادبیات فارسی را هم خواند و در سال 1357 رساله‌ی خود را نزد دكتر خانلری دفاع كرد. پس از اتمام دروس دانشگاهی، به تحصیلات حوزوی ادامه داد و برخی از كتب را مانند شرح منظومه، رسائل، قوانین، مغنی، مطول، جوهر النضید و غیره را نزد دكتر سید جعفر سجادی خواند. سپس عضو گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی شد که هنوز در این سمت باقی ست.
دکتر"سیروس شمیسا" پژوهش گر و نویسنده ای فعال و تواناست که تاکنون بیش از 40 عنوان کتاب در کارنامه ی خود دارد.
"شاهد بازی در ادبیات فارسی" در سال 1381 منتشر، و در همان سال توقیف و جمع آوری شد. کتابی جسور و جدید، که در شکستن تابوهای ایرانی همتا ندارد. خود "شمیسا" در مقدمه ی کتاب می گوید: ( عجیب است که با این گستردگی مطلب در ادبیات و تاریخ ما تاکنون نوشته ی مستقلی در این باب فراهم نیامده است. شاید علت قبحی است که در این موضوع است. این کتاب هم ممکن است به مذاق عده یی خوشایند نباشد اما چه می توان کرد؟ ) و کتاب به مذاق عده یی خوشایند نیامد و توقیفش کردند.
همان گونه که از نام کتاب و نقاشی ی روی جلد آن پیداست،همجنس گرایی – مردانه – در ادبیات فارسی موضوع پژوهش این کتاب است. خود می گوید: ( اساسأ ادبیات غنایی فارسی به یک اعتبار ادبیات همجنس گرایی است. در این که معشوق شعر سبک خراسانی و مکتب وقوع در دوره تیموری، مرد است شکی نیست. اما ممکن است خواننده غیر حرفه یی در مورد ادبیات سبک عراقی مثلأ غزلیات امثال سعدی و حافظ دچار شک و تردید باشد. اما حدود نصف اشعار این بزرگان هم صراحت دارد که در باب معشوق مذکر است زیرا در آن ها آشکارا از واژه های پسر و اَمرد و خط عذرا و سبزۀ ریش و این گونه مسائل سخن رفته است. اما بخش اعظم آن نصف باقی مانده هم در مورد معشوق مذکر است منتها خاصیت زبان فارسی طوری است که مثلأ به علت عدم وجود افعال و ضمایر مذکر و مؤنث ایجاد شبهه می کند. باید دانست که مسائلی چون رقص و زلف و خال و خدّ و قد و دامن و تیرنگاه و ساقیگری و امثال این ها که امروزه به نظر می رسد در مورد زنان است در قدیم مربوط به مردان هم می شده است. بدین ترتیب فقط بخش کمی از اشعار قدماست که می توان در آن ها به ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد. )
"شمیسا" اولین محققی ست که در این باره به چاپ پژوهش هایش می پردازد. چاپ این کتاب نه تنها برای حکومت که برای بسیاری از پژوهشگران متعصب و عرفا و دراویش ایرانی هم گران آمد.
صوفیان پسرهای نوبالغ را کنار خود می نشاندندو از دیدن روی آن ها حظ می بردند. این کار خود را شاهد بازی نام گذاشتند که یعنی در روی زیبایی که خدا آفریده جلوه ای از او می بینیم. که این کار هنوز هم در برخی نقاط در جریان است. نام کتاب برگرفته از این سخن است.
کتاب "شاهدبازی در ادبیات فارسی" در هشت فصل و هر فصل در چندین بخش نوشته شده:
فصل اول: سابقه نظربازی – افلاطون، عشق افلاطونی، رساله عشق ابن سینا، شاهدبازی در ادبیات عرب، شاهدبازی در هند، و ... .
فصل دوم: دوره غزنویان – زلف ایاز، معشوق لشکری یا لعبت سپاهی، معشوق بنده یا لعبت سرایی، ریش معشوق یا سبزه عذار، قابوسنامه و عشق به غلامان، فرخی سیستانی، و ... .
فصل سوم: دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان – سلاطین و وزرا، سلطان سنجر و امردان، نزهة المجالس، مناظرۀ بین لواط کار و زناکار، سبک آذربایجانی، اسماعیلیه، و ... .
فصل چهارم: صوفیان و شاهد بازی – صوفیان امردباز، احمد غزالی، عین القضاة، اوحدالدین کرمانی، عراقی، شیخ روزبهان بقلی، محمد غزالی، سهروردی، احمد جام، شمس تبریزی، مولانا، و ... .
فصل پنجم: شاعران معروف سبک عراقی – سعدی، حکایاتی از بوستان و گلستان، حافظ، عبید زاکانی، و ... .
فصل ششم: دورۀ تیموریان و اوایل صفویه – جامی، محتشم کاشانی، رسالۀ جلالیه، وحشی بافقی، مهر و مشتری، ترسا بچگان، و ... .
فصل هفتم: دورۀ صفویه و افشاریه و زندیه – دورۀ صفویه، رستم التواریخ، پلشت شدن زبان، و ... .
فصل هشتم: دورۀ قاجار – ملیجک و ناصرالدین شاه، ایرج میرزا، دورۀ پهلوی، معشوق دوجنسی،امکانات زبانی، ... .

2006/08/20

آدم ها روی پل - ویسواوا شیمبورسکا


آدم ها روی پل
نوشته ی: ویسواوا شیمبورسکا
مترجمان: مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد
نشر مرکز
چاپ سوم 1382
1250 تومان

.
نقل از مقدمه ی کتاب:
( "شیمبورسکا" متولد دوم جولای سال 1923 در شهر کورینک در استان پُزنان است. شانزده ساله بود که لهستان به تصرف آلمان نازی درآمد. درشرایط سخت به تحصیل پرداخت و پس از اخذ دیپلم به عنوان کارمندی ساده در راه آهن مشغول به کار شد. پس از جنگ همزمان در دو رشته ی زبان و ادبیات لهستانی و جامعه شناسی به تحصیل پرداخت.
اولین مجموعه ی شعرش با عنوان "برای این است که زنده ایم" در سال 1952 منتشر شد. در سال 1953 به عضویت هیئت تحریریه ی هفته نامه ی ادبی - فرهنگی ی "زندگی ادبی" درآمد، که این همکاری تا سال 1981 ادامه یافت. اشعار او به 36 زبان در 18 کشور ترجمه شده. "شیمبورسکا" در سال 1996 جایزه ی نوبل ادبی را گرفت و در 7 دسامبر 1996 سخنرانی ی زیبایی در باب شهود یا الهام شاعرانه در حضور اعضای آکادمی ی سوئد ایراد کرد. )
شیمبرسکا شاعر دقیق و ظریف بینی ست. هوشمند است و ذهن تجزیه تحلیل گری دارد. دنیا را آن جور می بیند که مختص خود اوست. سعی در تغییر و تحول چیزی را ندارد. دنیا را همان گونه که هست می پذیرد و به شعر بیان می کند. وقتی از ظلمی می نالد یا زیبایی ای را وصف می کند، نصیحت یا آرمانی تجویز نمی کند. آن چه هست را می گوید.
.
قرار بود این قرن بیستم ما بهتر از قبل باشد
دیگر فرصت نمی کند این را ثابت کند
سال های اندکی از آن مانده
سلانه سلانه پیش می رود
نفسش به شماره افتاده
... ص 87
"شیمبورسکا" یک راوی ی صرف یا توصیف گر نیست. صاحب اندیشه است و اندیشه هایش را توسط شعر بیان می کند. نگاه او نگاهی‌ست هم انسان دوستانه و هم طبیعت دوستانه. او در شعرهايش انسان را برای نفهمیدن طبیعت ملامت می کند.
.
اسمش را دانه شن می گذاریم.
اما او خود را نه دانه می داند و نه شن
بدون اسم زنده است
چه اسم عام چه اسم خاص
چه گذرا چه ثابت
چه به اشتباه چه درست.
... ص 38
واکاوی ی ذهن انسان، درک و دریافت نگاه آدمی به طبیعت، واژه ها، ارتباط، هنر و اندیشه از مسائل مهمی ست که "شیمبورسکا" قصد بیان آن را دارد. نگاه او به جهان نگاهی خاص است و همین نگاه، شعر او را منحصر به فرد می کند.
.
پیاز چیز دیگری ست.
دل و روده ندارد.
تا مغز مغز پیاز است
تا حدِ پیاز بودن
پیاز بودن از بیرون
پیاز بودن تا ریشه
پیاز می تواند بی دلهره ای
به درونش نگاه کند.
... ص 96
نفرت او از جنگ در شعر هایش پیداست. اما نگاه او در به تصویر کشیدن آن متعلق به خود اوست. طنز را چنان به کار می برد که اصل جنگ تمسخرانگیز به نظر می آید. او جنایت را در لا به لای همین طنز کلام می گنجاند.
.
بعد از هر جنگی
کسی باید ریخت و پاش ها را جمع کند.
نظم و نظام
خود به خود بر قرار نمی شود.
کسی باید آوارها را از جاده ها کنار بکشد
تا ماشین های پر از جسد
عبور کنند.
... ص 54
نگاه ظریف و بیان اندیشمندانه ی "شیمبورسکا" در خاص بودن شعرهایش موثر است.
.
هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد
و اتفاق نخواهد افتاد. به همین دلیل
ناشی به دنیا آمده ایم
و خام خواهیم رفت.
... ص 60
.
سیاره ی عجیبی ست و آدم های عجیب روی آن.
در برابر زمان کوتاه می آیند، اما قبولش ندارند
... ص 72
.
هر دو بر این باورند
که حسی ناگهانی آنها را به هم پیوند داده.
چنین اطمینانی زیباست،
اما تردید زیباترست،
چون قبلا همدیگر را نمی شناختند،
گمان می بردند هرگز چیزی میان آنها نبوده.
اما نظر خیابان ها، پله ها و راهروهایی
که آن دو می توانسته اند از سال ها پیش
از کنار هم گذشته باشند چیست؟
... ص 25
شعرهای کتاب " آدم ها روی پل" اغلبشان ترجمه ی اشعاری ست از کتابی به همین نام.
مارک اسموژنسکی، مترجم کتاب، لهستانی ست و دارای تحصیلات عالی در زبان فارسی. دو شاعر فارسی هم برای حفظ روح شعر با او همکاری کرده اند.

2006/08/18

حباب شیشه - سیلویا پلات


حباب شیشه
نویسنده: سیلویا پلات
مترجم: گلی امامی
نشر باغ نو
چاپ اول تابستان 84
3000 تومان
.
سیلویا پلات در 27 اکتبرسال 1932 در جامائیکا پلین ماساچوست در آمریکا به دنیا آمد. پدرش اتو اورلیا در سال 1940 در پی قطع شدن پایش، بر اثر ابتلا به دیابت می میرد. این مرگ تأثیر زیادی بر سیلویا گذاشت. خودش می گوید: "پدرم زمانی مرد که او را خدا می پنداشتم."
در سال 1952 قصه اش "یکشنبه در خانه مینتون ها" در مجله ی مادموازل به چاپ رسید و برنده ی جایزه شد؛ سردبیر مهمان مجله ی مادموازل.
تابستان 1953 به نیویورک می رود و یک ماه در دفتر مجله به کار مشغول می شود. در ضیافت های شکیل شرکت می کند و در هتل درجه یکی به نام باربیزون اقامت می کند. هنگامی که یک ماه اقامتش پایان می یابد و به خانه باز می گردد دیگر آن آدم قبل نیست. دختری ست بسیار افسرده و گوشه گیر. در زیرزمین خانه اش برای خودکشی 50 قرص خواب آور می خورد. پس از مدتی پیدایش می کنند. درمانش کرده و در آسایشگاه روانی بستری می شود.
سیلویا پلات پس از بهبودی، دانشگاه اسمیت را به اتمام می رساند که با جوایز متعددی برای شعرهایش همراه بود. در اکتبر سال 1955 با بورس تحصیلی ی فولبرایت عازم انگلستان شده، در کالج نیونهام دانشگاه کمبریج به تحصیل می پردازد.
تد هیوز، شاعر انگلیسی را در 25 فوریه ی 1956 در همین کالج می بیند و در 16 می ی همین سال با او ازدواج می کند.
سیلویا پلات و تد هیوز صاحب دو بچه می شوند؛ دخترشان "فریدا ربکا" متولد 1960 و پسرشان "نیکولاس فارار" در 1962. و در اکتبر سال 1962 از هم جدا می شوند.
سیلویا پلات پس از جدایی از تد هیوز، در ژانویه ی سال 1963 رمان "حباب شیشه" را با نام مستعار "ویکتوریا لوکاس" در انگلستان منتشر می کند و در 11 فوریه ی همان سال در لندن خودکشی می کند.
سیلویا پلات رمان "حباب شیشه" را بر اساس قسمتی از زندگی ی خود نوشت. داستان رمان مربوط به یک ماه اقامتش در نیویورک برای سردبیری مجله ی مادموازل، و بازگشتش به خانه، خودکشی و اقامت در بیمارستان روانی ست.
انتشار این رمان هفت سال به طول انجامید. پلات مجبور شد رمان را در انگلستان به چاپ بسپارد چرا که قوانین آمریکا کتاب را بر ضد اصول خانواده ارزیابی کرده بود. تنفر سیلویا پلات از مادرش، و در مقابل عشقش به پدر در این رمان کاملأ مشخص است. بحث خودکشی نیز از جمله مواردی بود که باعث متوقف ماندن کتاب در آمریکا شد.
"حباب شیشه" کتاب تکان دهنده ای ست. روایت انسانی ست که گویا چیزی گم کرده و امیدی به یافتنش ندارد. پلات فرو رفتن دختری را در سراشیبی ی افسرده گی چنان به آهسته گی و درست نشانمان می دهد که رها کردن رمان غیر ممکن به نظر می آید.
روایت رمان از دید اول شخص است که خود این امر باعث می شود تا مخاطب ارتباط بیشتری با شخصیت و اندیشه ها و حوادثی که برایش رخ می دهد برقرار کند. هر چه داستان به پیش می رود حال روحی ی دختر وخیم تر و وخیم تر می شود. به نوعی که وقتی دوباره برگردیم و به اوایل داستان نگاهی کنیم گویا با شخصیت دیگری روبروئیم. این تغییر و تحول چنان به خوبی پرداخت شده که ابدأ بیرون از رمان جلوه نمی کند.
خواندن رمان "حباب شیشه" تجربه ی لذت بخش، منحصر به فرد و از یاد نرفتنی ای ست.

2006/08/14

نتایج انقلاب ایران - نیکی آر. کدی


نتایج انقلاب ایران
نویسنده: نیکی آر. کدی
مترجم: مهدی حقیقت خواه
انتشارات ققنوس
چاپ اول 1383
1600 تومان
.
"نتایج انقلاب ایران" سه فصل اضافه شده بر کتاب " ریشه های انقلاب: تاریخ تفسیری ایران معاصر" است که در سال 1981 میلادی در آمریکا و 1369 شمسی به ترجمه ی دکتر عبدالرحیم گواهی به نام "ریشه های انقلاب ایران" در ایران منتشر شد.
مدیران دانشگاه ییل در سال 2002 در خواست چاپ تازه ی کتاب را به نویسنه ی آن نیکی آر. کدی محقق و پژوهشگر مسائل سیاسی پیشنهاد دادند و کدی در ضمن بازنگری، این سه فصل جدید را بر آن کتاب افزود. " ریشه های انقلاب: تاریخ تفسیری ایران معاصر" شامل 9 فصل بود که فصل های جدید 10 و 11 و 12 آن در ایران به صورت کتابی جداگانه به چاپ رسید.
کتاب " ریشه های انقلاب: تاریخ تفسیری ایران معاصر" که در سال 1981 میلادی منتشر شد، روایت تاریخ معاصر ایران را تا زمان انقلاب اسلامی ی 57 پی گیری کرد و کدی در سه فصل اضافه شده بر آن که در سال 2003 میلادی نوشت تاریخ ایران را از سال 1357 تا 1381 شمسی پی گیری می کند. نتیجه گیری و منابع نیز دو بخش آخر کتابند.
عناوین سه فصل کتاب به این قرار است:
1- سیاست و اقتصاد در دوره خمینی 1368 – 1358
2- سیاست و اقتصاد در ایران پس از خمینی
3- جامعه، جنسیت، فرهنگ، و زندگی فکری
فصل اول روایتی ست از دهه ی اول انقلاب؛ انتصاب بازرگان به عنوان نخست وزیر، همه پرسی از مردم درباره ی نظام جمهوری اسلامی، شکل گیری ی مجلس شورای اسلامی، اشغال سفارت آمریکا، حزب جمهوری اسلامی، بنی صدر، رجایی، مجاهدین خلق، جنگ ایران و عراق و عهدنامه ی آتش بس بین این دو.
فصل دوم روایتی ست از انقلاب و ایران پس از مرگ بنیان گذار آن؛ تعیین رهبر جدید، انتخاب هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری، تغییر قانون اساسی ی ایران، دوران سازندگی، انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری، دستاوردهای دوم خرداد، بازداشت دگر اندیشان، ورود مطبوعات آزاد، کنفرانس برلین، کوی دانشگاه، ترور سعید حجاریان، توقیف مطبوعات و روابط آمریکا با ایران.
فصل سوم از چند بخش جداگانه شکل گرفته؛ جامعه، آموزش، بهداشت – زنان و خانواده – هنرها: به ویژه سینما – گرایش های فکری: روحانی و غیر روحانی – جوامع اقلیت – نتیجه گیری.
و بخش آخر کتاب که نتیجه گیری نام دارد، تحلیل شخص کدی ست از وقایع سال های 1357 تا 1381 شمسی در ایران و تأثیر داخلی و خارجی ی آن.
کدی به بررسی ی تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ی ایران در این 23 سال می پردازد. جنگ خلیج فارس، تأثیرات واقعه ی یازده سپتامبر، ورود نیروهای ناتو به ویژه آمریکا به افغانستان و رابطه ی استراتژیک ایران با ایالات متحده را به شکل راوی ی بی طرفی شرح داده، با بصیرت شکل می دهد.
کدی ریاست جمهوری ی خاتمی را در ایران گامی به سوی دمکراسی ارزیابی می کند و از تحولاتی که در عرصه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ی ایران به بار نشست تجلیل می کند. او بر این اعتقاد است که مردم ایران خود می توانند راه دمکراسی را هرچند در مدت زمان زیاد، هموار کنند.
کتاب "نتایج انقلاب ایران" در اواخر سال 1383، در حالی که آماده ی چاپ دوم بود توقیف شد و از کتابفروشی ها جمع شد. توقیف کتابی چون " نتایج انقلاب ایران" که دارای راوی ی بیطرف و میانه رویی چون کدی ست تأسف برانگیز است. کدی از معدود محققان و نویسندگان خارجی ست که به راه اصلاحات در ایران اعتقاد دارد و با براندازی و جنگ با ایران مخالف است. در دسترس نبودن این گونه کتاب ها جا را برای مقاله ها و کتاب های تندروی زیرزمینی، که فاقد نگاهی دقیق و موشکافانه و تحلیل گرند باز می گذارد.
کدی کتاب را با تقدیم نامه ای جالب آغاز کرده:
"تقدیم به مردم ایران
2003 – سال سالگردهای مهم:
* 50 سال از کودتایی که محمد مصدق نخست وزیر ایران را سرنگون کرد.
* 25 سال از رخدادهای اصلی انقلاب ایران.
* 6 سال از انتخاب قاطع محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران.
* مبارزه ادامه دارد."

2006/08/08

خوبیِ خدا - نویسندگان امروز امریکا


خوبیِ خدا
9 داستان کوتاه از نویسندگان امروز آمریکا
مترجم: امیر مهدی حقیقت
نشر ماهی
چاپ اول: تابستان 1385
2400 تومان
.
نویسندگان این مجموعه به نقل از مقدمه ی کتاب؛
(( کارم داشتی زنگ بزن – ریموند کارور:
نویسنده ای که او را مایه ی حیات مجدد داستان کوتاه در چند دهه ی اخیر می دانند. مجموعه داستان "کلیسای جامع" نامزد جایزه ی ادبی ی پولیتزر و جایزه ی حلقه ی ادبی ی منتقدان ملی ی کتاب امریکا شد.
جهنم ، بهشت – جومپا لاهیری:
نویسنده ی هندی تبار متولد امریکا که برای اولین مجموعه داستانش "مترجم دردها" برنده ی جایزه ی ادبی ی پولیتزر در سال 2000 شد. "جهنم ، بهشت" اولین داستان کوتاهی ست که پس از رمان "همنام" نوشته.
تو گرو بگذار، من پس می گیرم – شرمن الکسی:
رمان نویس، داستان کوتاه نویس، شاعر و فیلمنامه نویس سرخ پوست و برنده ی جایزه ی قلم همینگوی در سال 1993.
زنبورها، بخش اول – الکساندر همن:
نویسنده ای بوسنیایی ست که در سال 1992 به امریکا مهاجرت کرد. روزنامه ی گاردین او را ناباکوف جدید نامیده است.
تعمیرکار – پرسیوال اورت:
نویسنده ی سیاه پوست امریکایی که برنده ی جایزه ی آکادمی هنر و ادبیات امریکا، جایزه ی قلم اوکلند جوزفین مایلز و جایزه ی ادبیات جدید امریکاست.
جناب آقای رئیس جمهور – گیب هادسون:
مجله ی اسکوایر از او به عنوان یکی از بهترین نویسندگان تازه نفس امریکایی یاد کرده. مجموعه ی "جناب آقای رئیس جمهور" نامزد جایزه ی قلم همینگوی و برنده ی جایزه ی سو کافمن انجمن هنر و ادبیات امریکا شد و به هفت زبان مختلف انتشار یافته.
فلامینگو – الیزابت کمپر فرنچ:
داستان های او تاکنون در مجلات بسیاری منتشر شده و در بیست و سومین دوره ی جایزه ی پوشکارت مورد تقدیر ویژه قرار گرفت.
خوبی خدا – مارجوری کمپر:
داستان هایش تاکنون در نشریات مختلف امریکا چاپ شده. نخستین رمانش "تا آن روز خوش" در سال 2003 منتشر شد.
شیرینی عسلی – هاروکی موراکامی:
نویسنده و مترجم ژاپنی ی ساکن امریکا که برنده ی جایزه ی ادبی ی یومیوری و جایزه ی ادبی ی نوماست. نویسنده ی 14 رمان و مجموعه داستان است. ))
مجموعه ای از داستان های کوتاه به روز امریکا که بین سال های 2000 تا 2005 از بهترین های منتشر شده شناخته شده اند. یا به انتخاب مجله ی نیویورکر بوده اند و یا در مجموعه ی بهترین داستان های جایزه ی اُ . هنری منتشر شده است.

2006/08/04

شب هول - هرمز شهدادی


شب هول
نویسنده: هرمز شهدادی
ناشر: کتاب زمان
چاپ اول 1357
35 تومان

.
از زندگینامه ی نویسنده چیزی به دست نیاوردم.
شب هول رمانی ست از نوع ادبیات جریان گریز و متعهد، که در دهه ی 40 شمسی باب سلیقه ی نویسندگان نوپرداز و خواننده گان روشنفکر بود. جریانی که در تمامی ی هنرها نمود پیدا کرد و البته از بهترین و شکوفاترین دوره های هنری ی ایران شد.
شب هول رمانی اعتراض گونه است. اعتراض به جامعه، مناسبات افراد و فرهنگ ایرانی. اعتراضی که در دهه ی40 و اوایل 50 شمسی در ادبیات و هنر ایرانی به کار می رفت.
شب هول روایت پیچیده و جا افتاده ای دارد. شیوه ای که به آن سیال ذهن می گویند و از بهترین رمان های ایرانی ای که با این شیوه به روایت داستان پرداخته اند. و البته نه تجدید چاپ شده و نه به درستی به آن پرداخته شده است. و چه محجور مانده.
شب هول روایت نسلی مایوس و شکست خورده است با دشمنانی پر عقده و کینه ورز. دشمنانی که به شدت بر این نسل ضربه وارد می کنند و اگر خودشان بخش مربوط به خود را روایت نکنند، ضربه خورده ها حتی نمی فهند از کجا خورده اند و مخاطبین این رمان نیز.
داستان سه راوی دارد و چند نوع زبان.
اسماعیل، پدر بیمارش ابراهیم را برای مداوا از اصفهان به تهران می آورد. پدربزرگش بهایی بوده و پدرش ابراهیم طرفدار مصدق. در بین راه گاه با راننده هم صحبت می شود و گاه خاطرات خود را به یاد می آورد.
هدایت اسماعیلی استاد دانشگاه است و در حال نوشتن رمانی که سعی می کند زودتر تمام شود. با همسرش که در بیمارستان خوابیده مشکل دارد. خاطرات با دوستانش را به یاد می آورد و تشکیل جمعی برای داستان خوانی و نقد همدیگر.
هادی ابراهیمی مردی ست پا به سن گذاشته که می خواهد با همسرش به عیادت بیماری در بیمارستان رود. مردی ست حکومتی و بسیار با نفوذ و احتمالا ساواکی. یهودی ی مسلمان شده ای ست که انتقام اتفاقی که در کودکی برایش افتاده را با نفوذی که در دولت و دربار دارد از یکی از شخصیت های داستان می گیرد.
وجود بیمارستان در کلیت رمان بسیار زیبا به کار رفته. همچنین اسامی، خاطرات و تداخل زندگی ی شخصیت ها. و از همه مهمتر، داستان ابراهیم پیامبر. زمان روایت در رمان بین حال و آینده در نوسان است. روایت ها مدام با شکست زمانی و روایتی مواجه می شود. اسامی، بسیار با هم شبیه اند و بار معنایی ایجاد می کنند. تمام داستان ها از دید سوم شخص است با تک گویی های درونی ی شخصیت ها که جای دانای کل را می گیرد. فرم، یک دست و بی خدشه ادامه می یابد و این همه خللی بر آن ایجاد نمی کند.
اسماعیل، ابراهیم، هدایت اسماعیلی، هادی ابراهیمی، شخصیت های اصلی ی رمان اند که تشابه اسمشان گویی زندگی شان را به هم متصل می کند. و جالب تر آن که نام دو شخصیت اصلی ی زن داستان، آذر و ایران در زندگی ی راوی ها است.
داستان ابراهیم پیامبر و انتخاب اسماعیل برای امتحان الهی، یکی از کلیدی ترین نکات این رمان است که به درستی نیز پرداخت شده.
رمان، با ترانه ی مرغ سحر با صدای قمرالملوک وزیری، در اصفهان و در اتومبیلی که ابراهیم را به مقصد تهران می آورد آغاز می شود و با همین ترانه نیز پایان می یابد. این بار تهران است و دلیلی برای به یادآوری ی خاطرات برای اسماعیل نمی ماند. پس طبیعی ست که رمان پایان یابد. بخش اسماعیل دارای راوی ی سوم شخصی ست که بر کل رمان احاطه دارد و سکوت او نیز طبیعتا پایان رمان.
شب هول به هر رو از ماندگارترین رمان های ایرانی ست. به خصوص رمان های جریان گریز و مدرن.

2006/07/01

آخرین دفاع ستخر - خسرو روزبه



آخرین دفاع ستخر
گفته های خسرو روزبه
ناشر: انتشارات جنگل
چاپ 13/08/1357
6 تومان

.
خسرو روزبه فرزند ضیاءلشکر بود و زاده ی ملایر. پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشکده ی افسری رفت و در رسته ی توپخانه تحصیل کرد. پس از حوادث شهریور 1320 و اشغال ایران توسط متفقین به حزب توده پیوست و در سال 1323 به همراه عزت الله سیامک سازمان نظامی ی حزب را تاسیس کرد. رهبران حزب توده پس از شکست قیام جعفر پیشه وری و تمام شدن قضیه ی آذربایجان قصد انحلال سازمان نظامی را داشتند که روزبه خشمگین شد و از حزب کناره گرفت و سازمان نظامی را همچنان حفظ کرد. در سال1327 حزب توده تحت فشار شوروی خواستار بازگشت شاخه ی نظامی شد و خسرو روزبه دوباره به حزب پیوست. در همین سال دستگیر شد و در آذر ماه سال 1329 به همراه عده ای دیگر از رهبران حزب از زندان گریخت. روزبه از آن پس تا تیر ماه 1336 که دوباره بازداشت شد، به صورت مخفیانه زندگی می کرد. روزبه را در محله ی بازارچه ی اسماعیل بزاز محاصره کردند و او را که قصد فرار داشت، هنگام بالا رفتن از تیر برق هدف گلوله قرار داده و دستگیرش کردند. سرگرد روزبه قبلا هم بارها دستگیر یا محاصره شده بود اما هر بار گریخته بود و عملیات فرار او نقل محافل بود.
خسرو روزبه ریاضی دان بودن و آشنا به فنون نظامی. از رهبران حزب توده بود و اندیشه های مارکسیستی را تنها راه نجات ایران می دانست.
بازجویی ها و اعترافات روزبه و در نهایت دفاعیاتش در دادگاه از چند جهت با اهمیت است. اول، اعتراف به قتل محمد مسعود، روزنامه نگار و مدیر روزنامه ی "مرد امروز" در سال 1326، تا کشتن او را به دربار منتسب کنند. او در دادگاه این کار را اشتباه عنوان کرد و از آن به عنوان ندانستن درست تئوری های مارکسیستی و افراط گرایی ی در عمل نام برد. دوم، اعتراف به مشارکت شاخه ی نظامی ی حزب در ترور پنج تن از اعضای حزب توده که گویا با هماهنگی ی خود حزب بوده است. کسانی که به گفته ی او برای حزب خطرناک شده بودند. سوم، انتقاد از رهبران حزب توده که خارج از کشور زندگی می کردند. آن ها را کسانی دانست که به جای ماندن در کشور و تأثیر گذاری در بین مردم، گریخته اند و هیچ تأثیری بر مردم ندارند. چهارم، انتقاد از برخی اعمال حزب توده. پنجم، دفاع از کمونیسم و اندیشه های مارکسیستی. ششم، انتقاد از شاه و دربار و نظام سلطنتی.
روزبه سخنوری توانا بود و متن دفاعیات او کتابی مقدس برای اعضا و هواداران حزب توده شد. کتاب که با عنوان "دفاعیات خسرو روزبه، قهرمان ملی" به بازار کتاب های قاچاق وارد شده بود توسط خود حزب توده منتشر شد و این نشان می داد که به رغم انتقادهایی که روزبه بر حزب وارد کرده انتشار این کتاب به نفع حزب بوده و سخنرانی ی آتشین روزبه در دفاع از مارکسیسم بسیار کارایی داشته.
روزبه کتاب دیگری نیز به صورت رساله منتشر کرده با عنوان "اطاعت کورکورانه" که اساس بی منطق و فکر طرفدار یک حزب، شخص، یا اندیشه بودن را زیر سئوال می برد.
خسرو روزبه زندانی بود که انتخاب او به عضویت کمیته ی مرکزی ی حزب توده در پلونوم چهارم خارج از کشور صورت گرفت. دادگاه او بسیار سریع و در چند نوبت در روز انجام گرفت که موجب اعتراض روزبه شد. او کمتر از یک سال پس از دستگیری، در 21 اردیبهشت 1337 با رای دادگاه به جوخه ی اعدام سپرده شد.
کتاب "آخرین دفاع ستخر" در سال 1357 توسط نشر جنگل منتشرگشت و توقیف و جمع آوری شد و به کتابی زیرزمینی تبدیل گشت. "ستخر" لقب و نام مستعار او بود.
این کتاب شامل آخرین دفاع او در دادگاه است. روزبه این دفاع را در پنج بخش انجام داد:
"قسمت اول مقدمه ای ست در خصوص شرایط اوضاع و احوال و عوامل و علل و موجبات و انگیزه هایی که اینجانب را به فرار اولیه واداشت و در دنبال آن نشر مقالات و نگارش رساله ی اطاعت کورکورانه اینجانب را در محضر دادگاه کشانید. قسمت دوم مقدمه ای ست در خصوص توجیه همین عوامل که باعث فرار از زندان دژبان شد و در کیفرخواست تنظیمی بر علیه من ادعا گردیده است قسمت سوم از یک بحث قضائی و فنی در خصوص کیفرخواست و بالاخره در قسمت چهارم دفاع از مندرجات مورد استناد کتاب اطاعت کورکورانه بعمل خواهد آمد و سرانجام قسمت پنجم یک موخره مختصر و مفیدی خواهد بود که با پایان آخرین دفاع به آخر می رسد."
.
شاملو "خطابه ی تدفین" را در ستایش از او در 25 اردیبهشت سال 1354 ( هفدهمین سالگرد اعدام خسرو روزبه ) سرود:
غافلان
هم سازند،
تنها توفان
کودکان ناهم گون می زاید.
...
و خود، سال ها بعد در واکنش به قتل محمد مسعود توسط اوچنین می گوید:
"مناسبت این شعر- اعدام خسرو روزبه – برای همیشه منتفی می شود. بشر اولیه ئی که تنها برای ایجاد بهره برداری ی سیاسی حاضر شود در مقام جلادی فاقد احساس دست به قتل نفس موجودی حتا بی ارج تر از خود بیالاید تنها یک جنایت کار است و بس. تأیید او، به هر دلیل که باشد، تأیید همه ی جلادان تاریخ است. متأسفانه بسیار دیر به اقاریر این شخص دست یافتم."

2006/06/23

همان عشق - یان آندره آ



همان عشق
نویسنده: یان آندره آ
مترجم: قاسم روبین
نشر نیلوفر
چاپ اول تابستان 1383
1500 تومان

.
"می خواهم از آن شانزده سالی بگویم که بین تابستان 80 و سوم مارس 1996 گذشت، همان سالهای زیسته ام با آن زن.
می گویم آن زن .
گفتن این کلمه همیشه برایم دشوار بود، نمی توانستم اسمش را بر زبان بیاورم، فقط می توانستم بنویسمش. هیچ وقت هم نتوانستم تو خطابش کنم، گر چه گاهی بدش نمی آمد که تو خطابش کنم، به اسم کوچک صداش بزنم، ولی بر زبانم جاری نمی شد، نمی توانستم."ص 7
و آن زن "مارگریت دوراس" است.
یان آندره آ، متولد 1952، اهل برتانی ی فرانسه است. دانشجوی فلسفه بوده، و خواننده ی آثار دوراس. در 1980 با دوراس آشنا می شود و تا پایان حیات این نویسنده (1996) در کنارش می ماند. دوراس متن را می گوید و او تحریر می کند. در تمام این سال ها سکوت می کند و از رابطه ی خود با دوراس چیزی نمی گوید. بعد از مرگ او دچار ملالی می شود و زندگی اش به سختی می گذرد تا این که می نویسد.
کوچه ی سن بنوآ، شماره ی 5 در پاریس، آدرس خانه ی دوراس است. جایی که تمام نامه های آندره آ به آن جا می رود. نامه هایی که سال ها با هزار ذوق و شوق برای دوراس می نویسد و همه هم بی جواب می مانند تا تابستان 1980 که دوراس نسخه ای از کتاب "مرد نشسته در سرسرا" را برایش می فرستد. و این آغاز رابطه ی دو سویه ی آندره آ ی 28 ساله و دوراس 66 ساله می شود. آندره آ به دیدن دوراس می رود و تا پایان عمر پیش او می ماند:
"در اینجا هستم، در جوار او. همین جا ماندگار می شوم. ترکتان نمی کنم. می مانم. در جوار هم می مانیم توی این آپارتمان معلق بالای دریا. توی اتاق پسرتان می خوابم، روی تخت دوم. و شما توی اتاق بزرگ رو به محوطه می خوابید. بعد چیزی نمی گذرد که می بینم در کنار شما هستم، توی اتاق تاریک." ص 17
"مارگریت دوراس" در کنار نویسندگانی چون "آلن رب گریه"، "کلود سیمون"، " ناتالی ساروت" و "میشل بوتور" از موج نویی های ادبیات فرانسه است. نویسنده ای تاثیر گذار و راوی ای بی تفاوت، با ساختاری مختص خود. "عشق"، "عاشق"، "تابستان 80"، "مدراتو کانتابیله"، "شیدایی لول. و. اشتاین"، "بحر مکتوب"، "نوشتن، همین و تمام" و بیشتر آثار او به ترجمه ی مترجم توانای همین کتاب - قاسم روبین – به فارسی منتشر شده.
اگر قصد معرفی ی این کتاب را دارم، بیش از این گفتن جایز نیست. دوراس را که بشناسید از کتاب لذت خواهید برد. اگر هم نشناسید که باز داستانی ست لذت بخش و روان، و هم آشنایی ی با دوراس
.

2006/06/21

رمان دیکتاتور - تامس کنیلی


رمان دیکتاتور
نویسنده: تامس کنیلی
مترجم: حسن افشار
نشر اختران
چاپ اول 1385
2600 تومان
.
تامس کنیلی در 1935 در پایتخت استرالیا، سیدنی به دنیا آمد. در دانشگاه، الاهیات خواند و در سال 1960 انصراف داد و معلم شد. اولین رمان خود را در 1964 به چاپ رساند. چهار بار نامزد دریافت جایزه بوکر شد و در سال 1982 برای رمان "کشتی شیندلر" آن را دریافت کرد. در 1993 "استیون اسپیلبرگ بر اساس این رمان فیلم "فهرست شیندلر" را ساخت که نه تنها کنیلی را مشهور کرد بلکه خودش نیز جایزه ی اسکار را ربود. کنیلی بیش از 20 رمان در کارنامه خود دارد که به گرایش های مذهبی و سیاسی و اجتماعی می پردازد؛ پیدایش استرالیا، جنگ داخلی آمریکا، جنبش ضد اشغال ایرلند، و کتاب حاضر که مسئله ی عراق زمان صدام است و جنگ با ایران.
"مقدمه ی کتاب"
"رمان دیکتاتور" داستان مهاجری ست در اردوگاه های استرالیا که منتظر صدور مجوز پناهندگی ی خود است و برای دوست استرالیایی ی خود زندگی و چرایی ی فرارش از کشور را تعریف می کند. کشوری که زیر یوغ دیکتاتوری خودکامه - که آن را عمو می خواند - است و گرفتار تحریم های بین المللی. کنیلی نه نام کشور را می گوید و نه نام دیکتاتور را. حتی نام شخصیت های داستان را نیز به صورت مستعار و تخیلی به کار می برد. اما همه چیز نشان از این دارد که آن کشور عراق است و آن دیکتاتور صدام حسین. نشانه هایی از این واضح تر:کشوری ست نفت خیز و متشکل از سنی ها و شیعیان، کشور در حال جنگ با آن ها اکثرا شیعه اند و جوان هایی دارند با سربندهای سرخ که خودشان را روی مین می اندازند تا راه را باز کنند، کشوری ست نفت خیز و در حال تحریم های بین المللی، با آمریکا دشمن است، متهم به داشتن سلاح های شیمیایی و میکروبی ست و در جنگ با کشور مقابل از گاز خردل و تابین استفاده کرده، دیکتاتور آدمی ست روستایی که از انقلابی درون گروهی به سمت رئیس جمهوری ی دائم کشور رسیده، دامادش را به جرم جاسوسی و قصد پناهنده گی به کشوری غربی می کشد، پسرش دیوانه ای ست که بعد از باخت تیم فوتبال دو مسئول تیم را می کشد، و ... .
"رمان دیکتاتور" رمان خواندنی و جذابی ست. خواندن لحظات جنگ با ایران از زبان یک عراقی. قاچاق نفت توسط قاچاقچیان این کار، در حالی که کشتی های سازمان ملل کاملا منطقه را زیر نظر دارند. داستان جذاب و ساختار طعن و طنزروایتی ی آن. به قول شخصیت داستان که: "داستانی که دو عنصر طعن و طنز را ندارد به درد نوشتن نمی خورد." جایی از داستان که اندرو از دیدار با عمو – دیکتاتور – می گوید، مثال خوبی برای طعن و طنز رمان است؛
" اندرو گفت عمو خیلی مودبانه خواسته هایش را می گوید. می شود گفت تقریبا خواهش می کند. فقط در زندان، یا بیخ دیوار، پی می بری که حرفش دستور بوده است." ص 27

2006/06/18

انجیل های من - اریک امانوئل اشمیت



انجیل های من
نویسنده: اریک امانوئل اشمیت
مترجم: قاسم صنعوی
نشر ثالث
چاپ اول 1385
1500 تومان
.
اریک امانوئل اشمیت در 28 مه 1960 در سنت – فوا – لیون فرانسه، در خانواده ای غیر مذهبی به دنیا آمد. از نه سالگی آموختن پیانو را آغاز کرد. نخستین کتابش را در یازده سالگی نوشت و نخستین نمایشنامه اش را که هجویه ای در باب مسایل جنسی بود در شانزده سالگی. از دانشسرای عالی ی پاریس در رشته ی فلسفه فارغ التحصیل شد و در سال 1983 رساله ی دکتری اش را گذراند.
"نقل از مقدمه ی کتاب"
اشمیت نویسنده ای جهانی و شناخته شده ای ست که برخی آثار مهم اش به فارسی نیز برگردانده شده: "آقا ابراهیم و گل های قرآن"، "میلا رپا"، "اسکار و خانم صورتی"، ...
رمان "انجیل های من" در سال 2004 به چاپ رسید.
"انجیل های من" داستان پیامبری و رستاخیز عیسی است، و شروع دین مسیحیت. داستان در دو فصل تنظیم شده؛ فصل اول با نام "شب باغ زیتون" که به پیامبری ی عیسی می پردازد و فصل دوم به نام "انجیل به روایت پیلاطس" که درباره ی رستاخیز این پیامبر است.
شک و ایمان، مسئولیت و لاقیدی، اساس مفهوم این رمان است. چه در فصل اول که عیسی نمی تواند بپذیرد که ناجی و برگزیده ی خداست و به پیامبری ی خود شک می کند. و چه فصل دوم که پیلاطس، سردار رومی به رستاخیز او شک می کند و زنده شدن دوباره ی او را باور نمی کند. و به آخر هم نه عیسی کاملا با اعتقاد و نه پیلاطس به تمامی معتقد است. هر دو شک هایی دارند. عیسی، مسیح بودن خود را باور ندارد و به کسانی که به او می گویند تو مسیح هستی، جواب می دهد که من این را نگفتم، تو بودی که این را گفتی. و در نامه های پیلاطس به برادرش نیز غوطه خوردن او را بین شک و ایمان می بینیم.
اما چه به پیامبری و رستاخیز عیسی ایمان داشته باشیم و چه نداشته باشیم یک چیز مسلم است آن این که هم عیسی و هم پیلاطس انسان های لاقیدی نیستند و هر دو به دنبال حقیقت می گردند. و اشمیت به چه زیبایی این نکته را در داستان بیان می کند. هنگامی که پیلاطس از شک داشتن می نالد و از این که دیگر رومی ای که می داند، نیست غمگین است، کلودیا همسرش به او می گوید: " – پیلاطس، شک کردن و اعتقاد داشتن، هردو یکی است. فقط بی قید بودن کفر است."
در مقابل شک عیسی و پیلاطس اما افراد با اعتقادی نیز حضور دارند. یهودا و کلودیا. یهودا حتی ذره ای هم به بازگشت دوباره ی عیسی شک نمی کند و به خود او هم می گوید که اطمینان داشته باشد که پس از سه روز از مردنش، زنده خواهد شد. و کلودیا همسر پیلاطس هم در مقابل شک این سردار رومی نمادی از ایمان کامل است.
رمان "انجیل های من" گر چه داستانی با درونمایه ی مذهبی ست، اما خواندن آن برای کسانی که اعتقادات مذهبی ندارند هم جذاب است. دیدن شک عیسی و ایمان یهودا (کسی که محل اختفای عیسی را به رومیان لو می دهد). خواندن تئوری های منطقی ی پیلاطس در رد رستاخیز عیسی، که به درستی پرداخت شده اند.

2006/06/17

هفت شب با بورخس - خورخه لوئیس بورخس


هفت شب با بورخس
نویسنده: خورخه لوئیس بورخس
مترجم: بهرام فرهنگ
نشر مرکز
چاپ اول 1378
850 تومان
.
خورخه لوئیس بورخس متولد سال 1899 در بوئنوس آیرس است. در خانواده ای مرفه زاده شد و سفرهای بسیاری کرد. زبان انگلیسی را در کنار زبان مادری به 10 سالگی آموخت. در سوئیس تحصیل کرد و به زبان های آلمانی و فرانسه تسلط یافت. در 1955 ریاست کتابخانه ی ملی ی بوئنوس آیرس را به گرفت و تا زمانی که دچار نابینایی ی تقریبا کامل شد، این سمت را به عده داشت. این پست به او امکان داد تا انبوهی کتاب به زبان های مختلف در اختیار داشته باشد و مطالعات وسیع خود را آغاز کند. مطالعاتی که اثر آن در شعرها، داستان ها، مصاحبه ها و سخنرانی هایش واضح است. بورخس در سال 1986 در گذشت.
او نویسنده ای ست جاودانه وجادویی که بعد ازخواندن اثری از او دچار شگفتی می شویم. نویسنده ای باسواد و توانا. بسیار کتاب خوانده و بسیار فکر کرده. دنیای جادو و افسانه و اسطوره و واقعیت و فلسفه و داستان را کنار هم قرار می دهد وقصه را باورپذیر می کند. با مطالعه ی عمیق در کتابهای مشرق زمین و تلفیقشان با تفکر غربی و زندگی در آرژانتین، فضایی برای داستان هایش ساخته که داستان های بورخسی لقب یافته اند.
بورخس نویسنده ای ست شکاک. به آبی که خورده می شود شک می ورزد. آیا آب، خورده شد؟ آیا آبی وجود داشت که خورده شود؟ آیا کسی وجود داشت تا آبی بخورد؟ و همین شک هاست که اساس زبان و مفهوم قصه هایش را شکل می دهد؛ الف، ویرانه های مدور، سرخ و آبی، ...
دنیای عجیبی است. مردی برای خود لابیرنتی درست می کند و راه خروج نمی داند. کسی تمام خاطرات و ذهنیت شکسپیر وارد مغزش می شود. کسی دیگر در چند سانتی ی مرگ و مقابل گلوله های رها شده فرصت می یابد تا داستان نیمه تمامش را تمام کند. چاقو ها به آدمی فرمان می دهند تا بتوانند به وسیله ی آنها به نبرد تاریخی ی خود ادامه دهند. مردی مخلوقی می آفریند و می فهمد خود مخلوق دیگری ست... .
می گویند موضوع های قابل پرداخت محدودند و تنها با پرداخت های متفاوت است که می توان اثری نو به وجود آورد. بورخس موضوعات نویی به جهان ادبیات ارزانی کرده.
بورخس نویسنده ای سیاسی نبود. به همین دلیل در سال های "چه گوارا" و "بولیوی" طرد می شد. اما آثار او قابل رد کردن نیست و زمان داور بی همتایی ست. به ایران هم تب ادبیات متعهد بالا بود و بورخس خواننده ی "روشنفکر" نداشت. درود بر روان میرعلایی که اول بار او را به ایرانیان شناساند.
روایت های بورخس بی شباهت به هزارو یک شب نیست. روایت هایی تو در تو و اعجاب آور. او را بار ها به ننوشتن رمان متهم کرده اند. اما با نگاهی به آثار او می توان متوجه شد که این فضاها و مفهوم ها، این موجز گویی در مفهوم و ساختار در رمان جایی ندارد.
قسمتی از مقدمه ی کتاب هفت شب با بورخس:
(( هفت سخنرانی ی گرد آوردی شده در این مجلد را بورخس در تیاتروکولیسبوی بوئنوس آیرس، در فواصل بین ژوئن تا اوت 1977 ایراد کرده است... این سخنرانی ها به طور همه جانبه ای ضبط شدند و مدتی بعد به صورت نوارهای غیر مجاز به بازار آمدند، و به شکل مثله شده ای در ضمیمه ادبی یکی از روزنامه های بوئنوس آیرس به چاپ رسیدند. بعدها، بورخس طی دوره ای دو ساله، با همکاری بارتولومیو، نسخه ای از آن سخنرانی ها را برای چاپ مورد تصحیح همه جانبه قرار داد.))
سخنرانی ها در هفت شب و هفت موضوع اند: کمدی الهی، کابوس ها، هزار و یک شب، آئین بودا، شعر، قباله، کوری.
بورخس در باب تحلیل هر کدام از این موضوعات روش یکسانی را پیش می برد؛ تاریخچه ای مختصر، رجوع به افسانه ها و اسطوره ها، شرح موضوع در آثار ادبی و فلسفی و هنری، و نقد دیدگاه خالقان آن آثار درباره ی مطلب مورد بحث، چگونگی ی آشنایی ی یا برخورد خود با موضوع، تحلیل نام موضوع مورد بحث بر اساس زبان شناسی، و موارد متعددی که درباره ی هر موضوع کارکردی متفاوت پیدا می کند.
نگاه بورخس به مباحث مورد پرداخت آن قدر جذاب و نوست که بعد از شروع به خواندن آن نمی توان کتاب را زمین گذاشت. به خصوص سخنرانی ی آخر که درباره ی نابینایی ی خود می گوید. تسلط کاملش بر موضوع و بیان کامل و رسایش، دنیایی برای مخاطب می آفریند تا تمامی ی آن چه را که گفته است درک کند.
از این کتاب چه می توان گفت غیر این که کتابی ست از بورخس. و از بورخس چه می توان گفت غیر این که او بورخس است
.

2006/06/16

توانهای نهانی در آدمی - کالین ویلسون


توانهای نهانی در آدمی
نویسنده: کالین ویلسون
مترجم: میر جلال الدین کزازی
نشر نی
چاپ اول 1372
275 تومان
.
کالین ویلسون محقق زمینه های فراروانشناختی، مولف کتاب دو جلدی ی کامل و جامعی ست به نام "نهانگرایانه" که شامل تاریخ جادو و تحقیقات وسیعی درباره ی علوم ناشناخته است.
توانهای نهانی در آدمی بخش سوم این کتاب است و به قول مترجم کتاب همچون افزونه ای بر کتاب است که شخصیت مستقل دارد.
کتاب از سه فصل تشکیل شده:
1. جادوگری و گرگساری
2. قلمرو ارواح
3. اندیشه ها و فرایندها
و با مقدمه ی زیبای کزازی، مترجم کتاب.
بخشی از مقدمه ی کتاب از همه چیز گویاتر است:
(( هنجار و گرایش، تاکنون آن بوده است که پدیده های فراروانی و "از گونه ای دیگر" را، با نگاهی گسترده و فراگیر، بر دو گونه بخش کنند:
1. پدیده های درونی و ذهنی؛ 2. پدیده های برونی و دیداری.
برای نمونه، میزی خود به خود به جنبش در می آید: این جنبش پدیده ای برونی و دیداری ست؛ سپس، کوبه هایی با پایه میز نواخته می شود. این نیز همچنان پدیده ای است از همان گونه؛ لیک به ناگاه، این کوبه ها معنایی می یابند؛ و بر پایه آنها، جمله ای، پیامی شگفت، شاید از "فراسو"، از جهان نهان، به دست داده می شود؛ این پدیده، دیگر، پدیده ای درونی و ذهنی است.
پدیده هایی فراروانی چون: نهان بینی، "پیوند ذهنی از راه دور"، شناخت و آگاهی "ابر هنجار"، پیش آگاهی، آینده نگری و پیشگویی، خوابهای راز گشای، "برخوانی" اندیشه ها، سخن گفتن یا نوشتن به زبانهای ناشناخته < در نظر واسطگان روحی >، از گونه نخستنند؛ و پدیده هایی که به حس دریافته می شوند و دیداریند از گونه دومین. این پدیده ها را نیز به گونه هایی بخش کرده اند:
1. کوبه هایی که نواخته می شوند؛
2. جنبش و چرخش یکباره و خود به خود چیزها؛
3. پدیدهای درخشان؛
4. پدیده پیکرپذیری < تجسد > که آن را "اکتوپلاسمی" نیز نامیده اند.
انگاره هایی چند که پاره ای از آنها نیز پیشینه ای دیرین دارند، در گزارش و روشن داشت این پدیده های شگفت و بازنمود بنیاد و چگونگی آنها فراپیش نهاده شده است؛ انگاره های از این گونه:
1. انگاره روحگرایانه: پیروان این انگاره بر این اندیشه اند که پدیده ها آفریده روانهای مردگان است که از جهان فراسو، به آهنگ پیوند و گفتگو با زندگان به این جهان، باز آمده اند.
2. انگاره نهانگرایانه: پیروان این انگاره بر این اندیشه اند که پدیده های فراروانی، برآمده از گوهرها و آخشیجان اخترین اند که در کیهان سرگردانند.
3. انگاره فراروانشناختی: فراروانشناسان می کوشند که در این پدیده ها، نقش و نشانی از نهاد و شخصیت "فراروان" و واسطه روحی را بیابند.
4. انگاره چند سویگی روانی: پیروان این انگاره، خاستگاه پدیده های فراروانی را در روانشناسی همگانی و "ناخودآگاه جمعی" می جویند. ))
کالین ویلسون این مبحث پر رمز و راز را مورد تحقیق قرار داده و کتاب توان مند و جامعی گرد آورده.
اما مترجم کتاب که اصلا نیازی به معرفی ندارد. مترجم و نویسنده ای که زبان و گویش و نوشتارش منحصر به فرد و به قول خودش "پارسی" ست. نگاهی می کنیم به چند واژه سازی ی استاد کزازی:
به جای accademieدانستان، به جای decharge پراکنش، به جای ethrique همرویی و معادل های دیگر.
کتاب توانهای نهانی آدمی کتاب منحصر به فردی ست. ویلسون علوم غریبه را کاملا به دور از پیش داوری ها و تعصبات علمی ی رایج مورد پژوهش قرار داده. در این کتاب از اسطوره ها و افسانه ها و عقاید اولیه و بومی می گوید و در ریشه یابی و تحلیل جادو و ارواح گام جسورانه ای برمی دارد.

2006/06/13

ژاپن: روح گریزان - نلی دله



ژاپن: روح گریزان
نویسنده: نلی دله
مترجم: ع. پاشایی و نسترن پاشایی
انتشارات روزنه کار (با حمایت و نظارت فرهنگستان هنر)
چاپ اول 1382
2500 تومان
.
نلی دله فارق التحصیل مدرسه ی لوور در زمینه ی هنر و متخصص هنر باستانی ی ژاپن است.
کتاب حاضر یکی از جذاب ترین کتاب های مربوط به تاریخ و هنر ژاپن است. تاریخچه ای از هنر و سیاست و افسانه و اسطوره و دین و تمدن ژاپنی، همراه با تصاویر، اسناد و عکس های بسیار زیبا از صنایع دستی، مجسمه ها، بناها، قصرهای تاریخی، باغ ها، طومارها، نقاشی ها، مردم و زندگی ی ژاپن.
ژاپن سرزمین پر رمز و راز، با تاریخی پر فراز و نشیب است. هنر و آیین زندگی ی ژاپن همیشه ازجمله ی جذاب ترین و پر و پیمان ترین مطالب برای هنرمندان و پژوهشگران بوده. ژاپن جزو تمدن های برتر مشرق زمین است. خواندن این کتاب کوچک لذت خاصی برای آنان که علاقمند به این کشورند به همراه دارد.
"دله" شرح تاریخ ژاپن را از 11000 ق.م آغاز می کند و به پایان قرن هفدهم می رسد.
آفرینش جهان در اسطوره های ژاپنی، صنایع دستی ی پیش از تاریخ، دین شینتو، افسانه های ارواح، ورود آیین بودا به ژاپن و شرح این آیین در سرزمین تازه وارد، رسوم و آداب دربار، ادبیات زنان، هنر ئه ماکی ( طومارهای خوشنویسی نقاشی )، دوره های هنری، شرح معماری و نقاشی و تئاتر، آیین سامورایی، جنگ قبایل و خاندان ها، طریقت مبارزه و آیین نبرد، نوع زره ها و ابزارآلات جنگ، طریقت ذن، آیین چای، راهبان و شاعران، هنر باسمه ی ژاپنی، کابوکی، ورود غرب به ژاپن درقرن هفدهم و تاثیر آن بر هنر و زندگی ی مردم عمده مطالبی ست که در این کتاب کوچک و کم حجم به طور کاملا خلاصه بیان می شود. ع. پاشایی، مترجم نام آشنای فرهنگ ژاپنی، و متخصص ترجمه و تالیف بهترین آثار در زمینه ی دین بودا و آیین ذن نیاز به معرفی ی بیشتر ندارد که نامش را همه می دانیم.

2006/06/09

رویاهای انیشتن - آلن لایتمن



رویاهای انیشتن
نویسنده: آلن لایتمن
مترجم: مهتاب مظلومان
نشر چشمه
چاپ دوم تابستان 1379
600 تومان
.
آلن لایتمن متولد 1948 در آمریکاست. استاد فیزیک و نگارش در دانشگاه ( M.I.T) است و در روزنامه های معتبری چون نیویورکر مقاله های علمی به چاپ می رساند.
رویاهای انیشتن اولین رمان اوست که به سرعت مورد توجه قرار گرفت. فضاهای فرضی، بازی های زمانی، احساسات آدمیان، روابط و اتفاقات کتاب، ساخته های ذهن خالقی ست چون انیشتن برای دستیابی به فرضیه ی تئوری ی زمان.
سال 1905 است. سالی که مقاله ی معروف انیشتن در مجله ی فیزیک به چاپ می رسد و دنیای علم و هنر را دگرگون می کند.
داستان از ساعت 6 بعد از ظهر روزی شروع می شود که انیشتن در دفتر کارش به انتظار ماشین نویس است تا مقاله ی فرضیه ی زمان را که به تازه گی نوشته برای تایپ به او دهد. دقایقی پس از ساعت 8 ، و با آمدن ماشین نویس، داستان نیز به پایان می رسد. در این بین است که لایتمن ما را به حدود دو ماه پیش می برد؛ تصورات انیشتن درباره زمان لحظه ای او را رها نمی کند. رویاها همه ی زندگی اش را فرا گرفته و خواب و آرام ندارد. و لایتمن ما را در رویاهای انیشتن شریک می کند. رویاهایی که زمان در همه ی آن ها نقشی عمده دارد و هر کدام دنیای تازه ای پیش روی ما قرار می دهد. دنیاهایی باور نکردنی و عجیب که سرانجام همین ها به تئوری ی فرضیه ی زمان می انجامد. دنیاهایی با زمان های بی شمار بیرونی و درونی، پس اعمال و رفتارها و کنش و واکنش های متفاوت.
ما به رویاهای انیشتن فرو می رویم و در تصورات او دنیای واقعی را زیر سئوال می بریم؛ اگر زمان دایره ای باشد همه چیز تا بی نهایت تکرار می شود. اگر چون رودخانه ای باشد و مانعی راهش را عوض کند همه ناگهان به گذشته باز می گردند. و بسیار دنیاها، با اتفاقات و مثال های خود.
و لا به لای آن ها میان پرده هایی از حال و روز خود انیشتن.

2006/05/19

جنگل واژگون - جی. دی. سلینجر


جنگل واژگون
نویسنده: جروم دیوید سلینجر
مترجمان: بابک تبرایی ، سحر ساعی
نشر نیلا
چاپ اول 1385
1200 تومان
.
جی . دی . سلینجر متولد 1919 در آمریکاست. از زندگی ی او چیزی در دست نیست جز کتاب هایی از هامیلتون منتقد معروف آمریکایی که یکی از آن ها هم با شکایت سلینجر جمع شد.
سلینجر نزدیک به 50 سال است که در انزوای کامل و به دور مردم زندگی می کند. و نزدیک به 40 سال است که مدام می نویسد ولی چیزی به چاپ نمی رساند. اگر ماجرای شکایت او از هامیلتون و حضورش در دادگاه نبود، همین نوشتن مدام او را هم نمی دانستیم.
آثاری که از او منتشر شده عبارتند از یک رمان ( "ناطور دشت" )، پنج داستان بلند ( "فرانی و زوئی"، "جنگل واژگون"، "شانزدهم هپ ورث 1924"، "تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: یک پیشگفتار" ) و سی و یک داستان کوتاه ( که تنها 9 داستان را از بین آن ها در کتابی به نام "نه داستان" به چاپ رساند ).
تقابل آدم هایی با دغدغه های روزمره و گرفتار زندگی در پکیجی آماده که برای همه توصیه می شود، با معدود افرادی که به راه خود می روند و از زندگی چیزی بیش از آنچه همه می روند می خواهند اساس دیدگاه این نویسنده را تشکیل می دهد. آدم های اصلی ی سلینجر رفتاری غریب و خاص خود دارند. یکی ناگهان در کنار همسرش اسلحه ای روی شقیقه ی خود گذاشته و شلیک می کند، یکی دیگر بچه ای ست که به مفهوم زندگی رسیده و با سخنان فیلسوفانه همه را حیرت زده می کند.
اساس شهرت سلینجر رمان "ناتور دشت" بود و اوج شخصیت پردازی و قصه گویی اش ایجاد خانواده ای پر جمعیت و خیالی به نام " گلاس" بود که بزرگترین فرزند خانواده پسری به نام سیمور و کوچک ترین آن ها دختری به نام فرانی. تمام خانواده افرادی باهوش و نابغه اند که آوازه شان در همه جا پیچیده. چیزی که بسیار جلب توجه می کند عرفانی ست که تمام افراد خانواده دچارش می شوند.
"جنگل واژگون" داستانی ست درباره عشقی در کودکی که به زمان بزرگسالی تجدید می شود. نمونه ای از یک داستان عاشقانه که در آثار سلینجر به ندرت دیده شده.
داستان با کودکی ی "کورین"، شخصیت اصلی ی داستان آغاز می شود. سلینجر، به طرز ماهرانه ای 19 سال از زندگی ی او را در چند صفحه روایت می کند و ما را به همراه خودش که یکی از شخصیت های داستان است وارد زندگی ی بزرگسالی ی او می کند.
ایجاد رابطه، تاثیر والدین بر کودک، درک درست از آدم ها، روان شناسی ی شخصیت ها در این اثر تنیده شده.
"جنگل واژگون" بر گرفته ی شعری ست از "ریموند فورد" دیگر شخصیت داستان:
"نه سرزمین هرز، که بزرگ جنگلی واژگون
شاخ و برگ هایش، همه در زیر زمین."
شعری که بازگو کننده ی تمامی ی داستان است و به ما یادآور می شود که در پس هر چیز معمولی، نکته ای ماندگار نهفته.

2006/05/17

صید قزل آلا در آمریکا - ریچارد براتیگان


صید قزل آلا در آمریکا
نویسنده: ریچارد براتیگان
مترجم: هوشیار انصاری فرد
نشر نی
چاپ اول 1385
2000 تومان
.
ریچارد براتیگان متولد 1935 در آمریکاست. نخستین شعرش در سال 1956 به سن 21 سالگی به چاپ رسید و پس از آن در سال های 1957 و 1958با چاپ دو شعر بلند "بازگشت رودخانه ها" و "اتو استاپ زن جلیل" به عنوان شاعری غیر متعارف شناخته شد.
تا زمان چاپ رمان "صید قزل آلا در آمریکا" که برایش شهرت جهانی به ارمغان آورد، در فقر و تنگدستی به سر میبرد. شعرهایش را در کنار خیابان به رهگذران می فروخت تا غذایی برای خوردن داشته باشد. روز ها را با همسر و بچه هایش چنان به سختی به شب می رساندند که دل دوستان به حال آن ها می سوخت و غذایی با هزار جور حیله به آن ها می رساندند تا به غرور براتیگان بر نخورد و غذاها را پس نفرستد. سال 1964 با همسرش برای زندگی به کنار رودخانه می سی سی پی می رود و نوشتن رمان "صید قزل آلا در آمریکا" را آغاز می کند. این رمان نه تنها در زندگی ی او که در ادبیات مدرن جهان انقلابی بر پا می کند و او را به عنوان نویسنده ای غیر متعارف و پست مدرن تثبیت می کند.
چاپ رمان "در قند هندوانه" باز هم، نام او را به سر زبان ها می اندازد و کتاب شعر "لطفا این کتاب را بکارید" در بازار نایاب می شود. این کتاب که هر جلدش حاوی ی بذر گیاهی بود با شعری در ضمیمه، جزو کلکسیون کلکسیونرها می شود. براتیگان به سفارش جان لنون و پل مک کارتنی، از اعضای اصلی ی گروه بیتلز، چند شعر و بخش هایی از رمان هایش را در نوار کاستی ه نام "گوش دادن به ریچارد براتیگان" خواند و روانه ی بازار کرد که در آن شعر کوتاه "عاشقانه" با هجده لحن مختلف و توسط هجده نفر خوانده شد.
براتیگان در سال 1984 با شلیک گلوله ای از یک تپانچه به زندگی ی خود خاتمه داد. پدر او که در سال ها ی بچه گی ی ریچارد خانه را ترک کرده بود تنها پس از خودکشی ی او پی به هویتش برد و فهمید که پسرش از نویسنده گان به نام آمریکا است.
براتیگان را نه می توان با معیار های روز شاعر نامید و نه داستان نویس و رمان نویس. او سبک خود را دارد و به شیوه ی خود عمل می کند. در صید قزل آلا در آمریکا نه به قصه گویی اهمیتی می دهد و نه به جذابیت. و در عین حال هر دو را به دست می آورد. قله های شهرت و ثروت را به سرعت طی می کند و سبکش پدیده ی جدیدی در ادبیات به حساب می آید.
قطعه شعری از او گویا تر است:
آمبولانس هایکو
یک تکه فلفل سبز
افتاد
بیرون از ظرف سالاد:
که چی؟
ترجمه علیرضا بهنام
هجو هایکو های ژاپنی را این چنین به چیره دستی انجام دادن تنها کار براتیگان است. استفاده از عناصر طبیعت در بستری مدرن با نتیجه ای پوچ گرا.
ترجمه انصاری فرد را سال هاست در انتظاریم و متعجب بودیم از ترجمه این کتاب توسط شخصی دیگر. که البته نارسایی ترجمه عطش ما را برای خواندن این ترجمه زیادتر کرد. بیش از 10 سال است که انصاری فرد روی این ترجمه کار کرده و آنقدر برایش پانویس نوشته تا عبارات و کنایه ها و جمله هایی که مختص فرهنگ آمریکاست برای ما هم قابل درک باشد.
خواندن رمان "صید قزل آلا در آمریکا" تجربه ی جدیدی در مطالعه است. تجربه ای که تنها با خواندن آثری دیگر از براتیگان قابل تجربه است. خود براتیگان درباره ی رمان نویسی اش نکته ی زیبایی می گوید که در پشت جلد همین کتاب چاپ شده:
"من هفت سال شعر نوشتم که یاد بگیرم چطور جمله بنویسم. چون واقعا می خواستم رمان بنویسم و تصور می کردم تا وقتی نتوانسته ام جمله ای بنویسم، رمان هم نمی توانم بنویسم."

2006/04/14

عقاب یا آفتاب - اکتاویو پاز



عقاب یا آفتاب
نویسنده: اکتاویو پاز
مترجم: تینا حمیدی
انتشارات ویستار
چاپ اول 1376
.
اکتاویو پاز در سال 1914 در مکزیکو سیتی ی مکزیک متولد شد. پدر بزرگ او رمان نویس و روزنامه نگاربود و از پیشگامان جنبش مردمی ی مکزیک و هواخواه حرکت سرخپوستان. پدرش نیز وکیل دعاوی و از بانیان اصلاحات ارضی در مکزیک. اکتاویو پاز نوجوان در نهضت های دانش آموزی در دبیرستان شرکت کرد و در دانشگاه فعالیت های سیاسی اش شدت یافت. در 1931 نخستین مجله ی ادبی ی خود را با نام "براندال" منتشر کرد. سال 1933 اولین مجموعه شعرش به نام "ماه بر آمده در جنگل" منتشر شد. در سال 1937 رشته حقوق را در دانشگاه رها کرد و به منطقه یوکاتان در جنوب مکزیک رفت تا مدرسه ای به نام "پیشرو" به کمک دیگر همکارانش تاسیس کند. پس از سفر به اروپا و آشنایی با چند شاعر مطرح چون نرودا و برتون، به مکزیک باز می گردد و مجموعه اشعاری از خود به چاپ می رساند که "سنگ آفتاب مهمترین آن هاست. باز مدتی به عنوان سفیر هند از مکزیک خارج می شود و پس از کشتار دانشجویان معترض در میدان "ترس کالتوراس" توسط دولت مکزیک برای همیشه از کلیه سمت های سیاسی استفا می دهد. وی جوایز ارزنده ای را نصیب برده: جایزه بین المللی ی شعر در سال 1963، جایزه صلح ( فرانکفورت ) در سال 1984 و بالاخره جایزه نوبل ادبی در سال 1990. پاز در سال 1998 در زادگاهش جهان را ترک کرد.
عقاب یا آفتاب مجموعه ای از نثر است که در اوایل دهه پنجاه میلادی به چاپ رسید. تجربیات اولیه پاز در دنیای سوررئالیسم و تاثیرات بی نظیر او از اندیشه های آندره برتون کاملا واضح است. به گفته ی خود پاز کتاب عقاب یا آفتاب جایی ست که نظم و نثر به هم می رسند.
کتاب از سه فصل تشکیل شده: 1- آثار شاعر 2- شنزار روان 3- عقاب یا آفتاب؟ و مقدمه ای به نام عقاب یا آفتاب. بخش اول کتاب اختصاص به اندیشه های خود در غالبی نوین دارد. مجموعه کارهای روزانه، اندیشه هایش و در نهایت خلق اثر توسط شاعری چون او. بخش دوم داستان کوتاه هایی با مضمونی برابرند؛ تنهایی، رابطه، خودشناسی، جهان شناسی و همه در غالب اسطوره های کهن مکزیک. فصل سوم دنیای به تمامی نفی شده است. هزار تویی ست که خواننده را به داخل می کشد و تصاویر و کلمات گیجش می کنند. پیچیدگی بیان و گزین گویی های حیرت انگیز پاز در بخش سوم به اوج می رسد؛ سوررئالیسمی ناب با تصاویری انتزاعی.
این کتاب مدتهاست در بازار تهران یافت نمی شود. چندی پیش در کتابفروشی ی ویستار تعدادی را برای فروش دیدم.
خ کریمخان، نرسیده به میدان هفت تیر، نشر ویستار.

فرهنگنامه کودکان و نوجوانان - شورای کتاب کودک


فرهنگنامه کودکان و نوجوانان
گردآورنده: شورای کتاب کودک
ناشر: شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان
جلد 1 تا 9

نوبت چاپ، سال انتشار و قیمت هر جلد متفاوت است.
.
شورای کتاب کودک در سال 1358 کار تدوین دائره المعارفی را آغاز کرد که مختص سنین 10 تا 16 سال بوده و بتواند سئوالات آن ها را درباره مسائل مختلف جوابگو باشد. این کار سبب به وجود آمدن شرکتی سهامی ی عام به نام "شرکت تهیه و نشرفرهنگنامه کودکان و نوجوانان" در سال 1366 شد تا تولید و توزیع انتشار این کتاب را به عهده گیرد.
چیزی حدود 400 نویسنده، ویراستار و مترجم، با دستیارها و نقاش ها و نقشه کش ها و بسیاری دیگر،به همراهی ی شورای کتاب کودک و جمعی از ناشران و فعالان کار کتاب و نشر، گرد هم آمدند و کار تولید کتاب آغاز شد. این فرهنگنامه تاکنون تا جلد 9 انتشار یافته و قرار است به 28 جلد برسد. جلد 10 این کتاب، اگر مشکلی پیش نیاید، قرار است در نمایشگاه بین المللی کتاب 1385 توزیع شود.
با تمام مشکلات پیش رو، که مختص کاری با این وسعت است، پس از انتشار جلد 4 در 18/11/1377 به عنوان کتاب سال برگزیده شد، و لوح تقدیری از جانب رئیس جمهور وقت، سید محمد خاتمی، به شورای کتاب به عنوان متولی و گردآورنده ی این فرهنگنامه اهدا شد.
جالب است که بر اثر تجربیات گروه نویسندگان و ویراستاران، تا زمان چاپ نخستین جلد از فرهنگنامه، دو کتاب در زمینه اصول ویراستاری نیز تهیه و منتشر شد.
سنین مخاطب کتاب، نوجوان در نظرگرفته شده و علاوه برگروهی که درباره درستی ی اطلاعات و متناسب بودن تصاویر نظارت می کنند، گروهی نیز دز نظر گرفته شده تا مطالب کتاب برای سنین نوجوان نوشته شود و برای این گروه مخاطب، قابل فهم بوده و کار کردن با کتاب نیز برای آن ها راحت باشد.
هر مطلب با توضیح مختصر و مفید و جامعی در چند خط شروع می شود که به نوعی تعریف مختصر و کاملی ست از تمامی توضیحات برای سنین پائین که هم با مطلب مورد نظر آشنا شوند و هم به سرعت به جواب برسند. در ادامه موضوع بسط و گسترش می یابد، که توضیحات تقریبا تخصصی را نیز شامل می شود. هم برای نوجوانانی که نیاز به توضیحات بیشتری درباره مطلب مورد نظر دارند و هم برای والدین آن ها تا با خواندن آن توضیحات، بتوانند آن ها را ساده تر توضیح دهند.
تصاویر کتاب بسیار متنوع است. دیدن عکس ها در فهم مطلب کمک می کنند و توضیح کوتاه کنار عکس ها نیزتعریفی ست مختصر و کلی از مطلب مرتبط به آن. شکل ها و تصاویر و عکس ها و نقشه ها و جدول ها و توضیحات کنار آن ها، علاوه بر جذاب کردن مطالعه کتاب، نه تنها کمک زیادی به فهم مطلب می کنند، بلکه باعث می شوند تا مخاطب، تصور دقیقی از توضیحات کتاب داشته باشد.
توضیحات کتاب بسیار جامع و در عین حال مختصر است . مثلا وقتی درباره ی کشوری توضیح می دهد، نه تنها شکل پرچم، مساحت، جمعیت و نقطه جغرافیایی ی آن را، که اطلاعاتی ست اولیه ارائه می دهد، بلکه تاریخ مختصری از کشور، اقتصاد، منابع طبیعی، آب و هوا، فرهنگ، مشاهیر، آئین رسمی و آداب و رسوم آن کشور را نیز توضیح می دهد. مطلب "آلمان"، در 11 صفحه و نزدیک به 20 تصویر از خیابان ها، طبیعت، پرچم های مختلف در طول تاریخ، نقشه های سیاسی و طبیعی و جمعیت شناسی را شامل می شود. یا درتوضیح مطلب "آش"، علاوه بر تعریف چیستی آن؛ انواع، مواد مصرف شده، فرهنگ و عادات و اعتقادات مردم درباره ی آن، و ذکرنام مکان هایی که از انواع آش استفاده می کنند را نیز توضیح می دهد.فرهنگنامه کودکان و نوجوانان با تمامی ی دائره المعارف های منتشر شده متفاوت و از آن ها به مراتب برتر است. البته تا به حال دائره المعارفی به این وسعت برای سنین نوجوان منتشر نشده و همان تعداد محدودی نیز که موجود است، ترجمه اند.( مانند دائره المعارف 2 جلدی آکسفورد – نشر نی
)

2006/04/06

نوشتن با دوربین - رو در رو با ابراهیم گلستان



نوشتن با دوربین ( رو در رو با ابراهیم گلستان )
پرسش: پرویز جاهد
پاسخ: ابراهیم گلستان
نشر اختران
چاپ اول 1384
3000 تومان

.
پرویز جاهد متولد 1339 در قائم شهر است. لیسانس نمایش و فوق لیسانس سینما را در تهران، و دکترای سینما را در دانشگاه وست مینیستر لندن به پایان برده. جاهد هم اکنون خبرنگار بین المللی ی بخش فارسی ی بی.بی.سی است.
کتاب حاضر حاصل تحقیقی ست برای پروژه ی دکترای جاهد، که درباره ی تاریخ تحلیلی ی ریشه های موج نو در سینمای ایران به بررسی و تحلیل ریشه ها و خاستگاه های موج نو در فاصله ی سال های 1338 تا 1348 و به طور مشخص سه کارگردان غیر متعارف و پیشروی ایران در آن سال ها؛ ابراهیم گلستان، فرخ غفاری و فریدون رهنما به تحقیق پرداخته و نقش گلستان را در این میان، تاثیرگذارتر دریافته.پس برای به دست آوردن منبعی دست اول به مصاحبه با گلستان پرداخته.
چهار مصاحبه ی انجام گرفته در فاصله ی ژوئن 2002 تا دسامبر 2003 است که با اجازه ی گلستان، بدون هیچ کم و کاستی، و بدون هرگونه ویرایشی با همان لحن و زبان منتشر شده است. که جای سپاس دارد.
ابراهیم گلستان، مترجم، داستان نویس، منتقد و فیلم ساز، متولد سال 1301 در شیراز است. در سال 1320 وارد دانشکده ی حقوق در تهران شده ولی تحصیل را نیمه کاره رها میکند. با حزب توده همکاری می کند و به دنبال اختلافی با روش سران این حزب، از آن جدا شده و به عکاسی و فیلمبرداری ی خبری برای شبکه های تلویزیونی ی بین المللی در آژانس های خبری می پردازد. در سال 1328 مجموعه داستان "آذر ماه آخر پائیز" منتشر می شود. ترجمه ی آثاری از همینگوی، فاکنر و چخوف را در مجموعه ای تحت عنوان "کشتی شکسته ها" منتشر می کند و همزمان به کار فیلم سازی نیز می پردازد. سال 1336 مجموعه داستان "شکار سایه"، سال 1346 مجموعه داستان "جوی و دیوار تشنه" و سال 1348 مجموعه داستان "مد و مه" را منتشر می کند و البته، تا سال 1346 مجموعه فیلم مستند شش قسمتی ی "چشم انداز" را با افراد گروهش در استودیو گلستان می سازد. سال 1341 مستد "موج، مرجان، خارا" و تهیه کننده گی ی "خانه سیاه است" ساخته ی فروغ فرخزاد، سال 1343 "تپه های مارلیک"، سال 1344 فیلم داستانی ی "خشت و آینه"، سال 1345 مستند "گنجینه های گوهر" و تا سال 1346 که به انگلستان می رود 2 فیلم "خراب آباد" و "خرمن و بذر" می سازد. سال 1350 گلستان به ایران بازگشته و دومین فیلم داستانی ی خود "اسرار گنج دره جنی" را می سازد و بهد از توقیف فیلم به انگلستان مهاجرت می کند.
گلستان بی شک "معلم اول" ادبیات و سینمای مدرنیته ی ایران است. مستند سازی را یاد داد و مستند های سفارشی را به فیلم های متفکرانه تبدیل می کرد. نثر داستان نویسی ی ایران را متحول کرد. زبان سعدی و دنیای امروزین را به گونه ای تلفیق کرد که هنوز هم نثر و ساختار و مفهوم داستان هایش بی بدیل و تازه است. سینمای بازاری و تجاری را به یک سو نهاد و اولین فیلم داستانی ی اصولی، مدرن و متفکرانه را در سینمای ایران بنیان نهاد. هر اثری که از ابراهیم گلستان ردی در آن بر جا باشد، شاهکاری پدید می آید؛ خواه دختر و یا پسرش باشد، خواه دوستش باشد، خواه هنرش باشد، خواه مصاحبه ای.
نوشتن با دوربین جنجالی ترین کتاب سال 1384 بود. لحن تند و صادقانه و بی رودربایستی ی گلستان با پرویز جاهد، و درباره ی اشخاص و اتفاقات زندگی اش چنان ولوله ای در ایران افکند که کمتر کتابی موفق به این کار شده است. مفهوم رایج روشنفکری،سیاست و نقد را زیر سئوال می برد و مفاهیم تازه ای را بازتولید می کند. گلستان پس از 25 سال دوری از ایران با این کتاب تاثیری بر مقوله ی نقد به جا می گذارد که دوامش به نفع هنر و هنرمندان ایران است. در جامعه ای که همه محترمند و منتقدان رعایت حال می کنند، گلستان بی پروا مرزهای تابو را می شکند و همه را از دم تیغ میگذراند. زمانی که منتقدان برای نقد کسی به جای نامش ( ... ) می گذارند، نه تنها نام ها را به زبان می آورد، هر صفتی را هم که شخص را لایقش بداند پشت نامش ردیف می کند.
صاحب نام ها به اعتراض می پردازند و منتقدین او را بی ادب خطاب می کنند. عده ای در موافقت و عده ای دیگر در مخالفت چاپ کتاب مقاله در نشریات چاپ می کنند. عده ای به جاهد خرده گرفتند که چرا توهین های گلستان را تحمل کرده و عده ی دیگر بر او درود فرستادند که با صبر و شکیبایی ی خود باعث انجام گرفتن مصاحبه شده است. نشریه نگاه نو در شماره ی 67 ویژه نامه ای برای کتاب ترتیب می دهد و مجله فیلم در شماره 337 نقدهایی بر کتاب منتشر می کند و لحن تند و بیان اشکالات اشخاص با ذکر نام را به دور ازگلستان می داند. حال آن که همین مجله، و یکی از همین منتقدین گفتگوی احمد شاملو در سال 1368 را که لحنی شبیه داشت، ترتیب داده بود.
نوشتن با دوربین، پر از دانش و اطلاعات است. خاطرات دست اول از آن سال ها، و نظرات شخصی و دیدگاه های یکی از بنیان گذاران هنر مدرن در ایران.
ابراهیم گلستان بی پرواست و کمال طلب. پس مصاحبه هم که می کند در اوج است
.

2006/04/03

پختستان - ادوین ا. ابوت



پختستان
نویسنده: ادوین ا. ابوت
مترجم: منوچهر انور
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
چاپ اول 1375
500 تومان

.
ادوین ابوت متولد 1838 در انگلستان، کشیش و مدیر مدرسه بوده است. تحقیق در زمینه الاهیات و ادبیات کلاسیک از کارهای مورد علاقه او بوده و آثاری نیز در زمینه الاهیات، ویلیام شکسپیر و فرانسیس بیکن نیز نوشته. اما شهرت ابوت به نوشتن همین کتاب است. کتابی که آن را سرآغاز فصل نوینی در تاریخ ادبیات انگلیس می دانند. کتابی با نگاهی نو به جهان پیرامون، که در زمان خود بدیع است. تاریخ فوت ابوت را 1926 ذکر کرده اند.
پختستان، معادلی که انور برای واژه flatland گذاشته و خود او آن را ترکیبی از صفت "پخت" به معنای پخ، مسطح، پهن و پخش ( لغت نامه دهخدا )، و پسوند "ستان"، به معنای جا، محل و جهان ( لغت نامه دهخدا )، توضیح می دهد.
کتاب پختستان نخستین بار در 1884 با نامی مستعار در کشور بریتانیا به چاپ رسید. گویی نویسنده که اسم و رسمی در تحقیقات ادبی و الاهیات داشته، می ترسیده کتاب لکه ننگی در جامعه آن روز برایش به ارمغان بیاورد. هر چه هست این کتاب حالا مانند "سفرهای گالیور" نوشته "جاناتان سویفت" در 158 سال پیش از انتشار پختستان از آثار کلاسیک ، تخیلی، انسان شناسانه و منتقد تاریخ ادبیات انگلستان محسوب می شود. شخصیت های اصلی ی هر دو اثر به جهانی دیگر سفر می کنند، جهانی تخیلی و غیر قابل باور برای دیگران داستان. و هردو دستاوردی از تجربه و نقد به آدمها و دنیای پیرامون به ارمغان می آورند، اما متفاوت. گالیور در انتهای سفرهایش به نقد اشرافیت، ددمنشی، جنگ، نادانی و بیسوادی، تبعیض نژادی و قانون حاکم می پردازد و پایانی خوش برایش به وجود می آید. اما ابوت ( که احتمالا تحت تاثیر "سفرهای گالیور" نیز بوده ) کاری دیگر می کند؛ مربع که راوی ی داستان پختستان است، در تو صیف مردمان سرزمینش که پختستان نام دارد، در ابتدای داستان به نقد آن ها می پردازد و کار را فراتر از این برده و به اشیاء و جهان و نگاه خود شک می کند. شک به جهان پیرامون، به نفی آن و زاده نگاه سطحی می انجامد و جهانی دیگر می آفریند. ولی بدون پایانی مثل "سفرهای گالیور". جالب است که ابوت چنان ظریف و منطقی این کار را انجام میدهد که خواننده نیز پا به پای مربع جلو می رود و تمامی ی این ملاحظات را می پذیرد. ابوت به این هم بسنده نمی کند، دنیای تازه ای را که به وجود آورده، به نقد می کشد و خواهان دیدن دنیای تازه، بلکه دنیاهای تازه و دیگری می شود. از خود و جهان اطراف عبور می کند و به دنیای تازه ای گام می نهد. خود و دنیا را به گونه ای دیگر می بیند و می فهمد، و این کار را در دنیای تازه نیز می کند.
طنز تند و گزنده ی ابوت در نقد دیگر ساکنان سرزمین پختستان، دید علمی ی او در شناخت سرزمین تازه، و عاقبت فهمیدن چیزی دیگر، جای انکاری برای خواننده باقی نمی گذارد.
مربع، که تنها دو بعد طول و عرض را می دید و می فهمید پا به دنیای حجم می گذارد و جهان خود را از ورای جهانی دیگر می نگرد. حجم چیز دیگری ست. دنیای دیگری ست که سطح توان درک آن را ندارد. اما این سفر به کشف دنیاهای پست تری هم می انجامد و از نقطستان و خطستان نیز دیدن می کند. با دیدن جهل خود و ساکنان سرزمین های دیگر، که هر کدام دنیا را تنها از دید خود می بینند، حجم را نیز مورد شک قرار می دهد؛ دنیای دیگری ورای حجم؟
ابوت دست به کار اندیشه ای زده است که خواه نا خواه فکر آدم را می لرزاند. خواندن اثر خواننده را به این فکر می اندازد که اندیشه ابعاد دیگر جهان، آن هم پیش از کشف بعد چهارم توسط اینشتین، ازنابغه ای ریاضی دان، و یا فیزیک دان بوده است. حال آن که ابوت،همان طور که آمد، کشیشی بوده و مدیر مدرسه ای، با تحقیقاتی درباره الاهیات و ادبیات. او توسط ریاضیات که علم محض است دنیایی می آفریند که منطق و احساس خواننده تحریک می شود.کتاب که تمام می شود می ترسی به اطرافت نگاه کنی؛ چرا که باید در آن شک کنی
.

2006/04/02

تنهایی پر هیاهو - بهومیل هرابال



تنهایی پر هیاهو
نویسنده: بهومیل هرابال
مترجم: پرویز دوائی
نشر کتاب روشن ( وابسته به نشر آبی )
چاپ سوم تابستان 1384
1500 تومان
.
هرابال به سال 1914 در شهرک ژیدنتسه در کشور امروزین چک به دنیا آمد. دانشکده حقوق را در سال های 1935 تا 1939 گذراند و دکترای حقوق را در سال 1948 گرفت. بهعلاوه گذراندن دوره هایی در سطح دانشگاهی، در فلسفه، ادبیات، و تاریخ هنر. اما به علت خفقان دوره اشغالگری ی کمونیستی ی شوروی ی سابق، مبنی بر اینکه همه باید مشاغل کارگری را تجربه کنند، استفاده ای از مدرکش نتوانست ببرد. هرابال مشاغل زیادی داشته است: کارگر راه آهن، مسئول خط و راهنمایی قطارها، نماینده بیمه، دستفروش دوره گرد اسباب بازی، کارگر ذوب آهن، کارگر بسته بندی ی کاغذ باطه و چندین شغل کارگری ی دیگر که بعد ها در نوشته هایش نمود پیدا کرد.
با آنکه او از دهه 1930 به نوشتن پرداخته بود اما تا دهه 1950 نوشته ای برای چاپ بیرون نداد. چاپ مجموعه داستان "چکاوک های پای بسته" در اواخر دهه 1950 به توقیف و جمع آوری ی آن انجامید. کتاب خمیر شد و برای هرابال موجب آن شد که که کتاب هایش را در کشوی میزش نگه دارد تا سال 1963 که مجموعه داستان "مروارید های اعماق" به چاپ رسید و در فاصله یکی دو ساعت نایاب شد. هرابال در سال 1969 ممنوع القلم شد و محبوبترین نویسنده چک لقب یافت. هرابال گرچه سیاسی نویس نبود، اما چون غالب آثارش در دل جامعه و فرهنگ چک ریشه دارد، روایت هایش عمق استبداد دوران اشغال را به خوبی نمایان می کند. درسال 1975 که دوباره مجوز انتشار به کتاب هایش داده شد بهترین آثار خود را : من پیشخدمت شاه انگلیس بودم، کوتاه کردن مو، وحشی نجیب، شهرکی که زمان در آن متوقف شد، و تنهایی پر هیاهو به صورت زیراکس به دست مردم رسیده بود. اما با این حال صف های طویل مردم در جلوی کتابفروشی ها برای خرید کتاب های او اعجاب انگیز بود. به طوری که صد تا صد و پنجاه هزار نسخه از کتاب های او در یک روز نایاب می شد. هرابال نویسنده ای بسیار پرکار بود به گونه ای که چاپ مجموعه آثار او بالغ بر 19 جلد شد. هرابال در سال 1997در بیمارستان بستری شد و در حالی که گفته بود می رود به پرندگان غذا دهد از طبقه پنجم بیمارستان به پایین افتاد ( و یا پرید ). از توانایی ی او همین بس که کوندرا از او به عنوان "به یقین بهترین نویسنده ی امروز چک" یاد می کند و زبان او را "ترکیبی از طنز خاکی با زبانی مرصع و فاخر" می داند و ادبیات چک را به دو دوره قبل و بعد از هرابال تقسیم می کند.
تنهایی پر هیاهو که به گونه ای مرثیه ای ست بر خمیر شدن کتاب "چکاوک های پای بسته"، کتاب ست تکان دهنده که بعد از خواندنش در می مانی که چرا تا به حال اثری از این نویسنده در کتاب های ترجمه شده به فارسی نبوده است. تنهایی پر هیاهو داستان ست به واقع پیشرو. داستانی که در آن مسیح و نیچه به دیدار هم می آیند. داستانی با موضوعی بسیار غریب: کارگری که شغلش خمیر کردن و بسته بندی ی کاغذ است علاقه عجیبی به کتاب و مطالعه دارد. بین انواع کاغذ های باطله برای خمیر کردن آنها به محل کارش می آورند گاهی کتابی می بیند وآن را با آیینی خاص قدر می نهد. تضاد بین شغل و علاقه هانتا (شخصیت و راوی ی داستان ) را به جنون رسانده. صحنه های تکان دهنده و تصویرهای واضحی که هرابال در داستان می آفریند اجازه کنار گذاشتن کتاب را به خواننده نمی دهد. کاغذ های به خون آغشته ای که گویا از قصابی آمده اند و سر تا پای شخصیت داستان به آن آغشته می شود، موشهایی که از لباس او در میخانه بیرون می آیند، دختری که به خانه او می آید و در تابستان و زمستان آتش روشن می کند، دختران کولی ای که برای دیدارش به محل کارش می آیند، کتابخانه های چیده شده بالای تختش که به کابوسش تبدیل شده، و هزار نکته ی دیگر که گفتن شان لذت خواندن کتاب را کم می کند.
مرز بین خیال و واقع آن قدر در این رمان باریک است که نه تنها خواننده، شخصیت داستان نیز راه تمایز آن ها را نمی داند. شخصیتهای غریب و تازه، و در عین حال ملموس و باور پذیر، لحظه ای خواننده را از همذات پنداری با آنان رها نمی کند. ترجمه توانای پرویز دوائی از زبان اصلی ی چک، به قدری جذاب است که گویا رمان را به زبان اصلی می خوانیم و اثری از زبان رایج ترجمه در ایران خبری نیست.
داستان به روایت اول شخص است. راوی که همان شخصیت اصلی ی داستان است گرفتار جنونی شده که از کثرت دانش و اطلاعات و علاقه مطالعه در تضاد با شغلی که دارد ناشی می شود. شروع داستان که از نکات مهم هر داستانی ست، از نقطه قوت این رمان به شمار می آید. تضاد آشکار شغل راوی با احوالاتش از همان جملات آغازین کتاب به چشم می خورد. رفت و برگشت های زمانی که محصول ذهن راوی ست چنان درست و منطقی روایت می شوند که خواننده به عمق ناراحتی ی روحی و فکری ی راوی داخل می شود بدون آن که چیز زیادی از زندگی ی او بداند. و در این رفت و برگشت هاست که رفتار راوی برای خواننده به گونه ای توجیه می شود. یادآوری ی خاطرات گویی تمام زندگی ی راوی را احاطه کرده است.
بعد از خواندن کتاب افسوسی به جا می ماند؛ کتاب دیگری از بهومیل هرابال به زبان فارسی موجود نیست(1).
.
(1) درحد اطلاع من تنها یکی؛ داستان کوتاه کافکائیه با ترجمه عباس پژمان < ادب نامه ی شرق، شماره ی 9، ویژه ی داستان، جلد 1 >

2006/03/31

نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها - مانوئل پوییگ



نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها
نویسنده: مانوئل پوییگ
مترجم: احمد گلشیری
نشر آفرینگان ( وابسته به نشر ققنوس )
چاپ اول 1379
1700 تومان
.
مانوئل پوییگ متولد 1932 در یکی از شهرهای کوچک و فقیر نشین آرژانتین است. در رشته ی فلسفه درس خواند و رشته ی سینما را در سینه سیتای رم در کنار همدرسانش "دسیکا" در رشته ی کارگردانی و "زاواتینی" در رشته ی فیلمنامه نویسی گذراند. پوییگ به چهار زبان در کنار اسپانیایی که زبان اصلی ی اوست آشنایی ی کامل داشت و داستان های کوتاه و رمان هایی را به این زبان ها نوشته است.
منبع الهام اکثر آثار او همان شهر و محله فلاکت بار دوران کودکی اش بود. با آن که سال های سال از آن جا دور بود اما همیشه نگاهی نوستالژی و منتقد به زادگاهش داشت. فقر و فلاکت، نبود روابط درست انسانی در کنارعشق به سینما که خود نیز دچارش بود از مقولاتی ست که در اکثر آثار او می توان نشانه هایی از آن ها سراغ گرفت.
آدم های آثار او خیالبافند. خیالبافانی که از این کار تنها برای فرار از زندگی ی دردناک خوداستفاده می کنند. آدم هایی که از برقراری ی یک رابطه ی درست انسانی عاجزند و به آزار یکدیگر می پردازند.
پوییگ نویسنده ای ست به واقع پست مدرن و مورد ستایش منتقدان ادبی ی دوران خود. او تمامی ی انواع ادبی را کنارگذاشته و از روش هایی منحصر به فرد در روایت داستان هایش استفاده کرد، حتی ازشیوه های غیر ادبی ی فیلمنامه نویسی. موجودیت راوی در آثار او کاملا حذف می شود. آثار او روایت هایی ست چند صدایی و کثرت گرا. همه چیز نسبی ست و قطعیتی در کار نیست. تنها تخیل شخصیت هاست که آزادانه به هر کجا پرواز میکند.
پوییگ نویسنده نابغه ای بود که درعرصه ادبیات جهان جایگاه به خصوصی برای خود کسب کرد. البته در ایران کمتر شناخته شده است و در حد اطلاع من، این کار تنها اثر ترجمه شده ی او به فارسی ست.
مانوئل پوییگ به سال 1990 در سن 58 سالگی جهان ما را ترک کرد. دنیای ادبیات از مرگ زود هنگام او از رمان ها و داستان کوتاه های خوب و پیشرویی محروم ماند.
نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها که در دهه 1980 به چاپ رسید رمانی ست تماما ساخته و پرداخته ی دیالوگ، با حضور تنها دو شخصیت. پیرمرد، که نویسنده ای ست افلیج، جوانی را به استخدام گرفته تا از او مراقبت کند و او را با صندلی ی چرخ دار در شهر بگرداند. "رامیرز"، پیرمرد افلیج، علاقه عجیبی به آزار و اذیت "لری"ی جوان دارد. ذهن او را می کاود و عقده های او را پیش چشمش می آورد. اعتماد به نفس او را نابود می کند و از این کار لذت بسیار می برد. دیالوگ های آن ها گاهی تا مرز خیال می رود و مخاطب در می ماند که پیرمرد، "لری" را خیال می کند یا او واقعیت دارد. هر چه هست "لری" را تا مرز جنون می رساند. "لری" بارها به "رامیرز" اعتراض می کند و حتی سعی در گرفتن انتقام از او می کند، اما گویی اصلا تاثیری در حال پیرمرد ندارد، تا این که ... .
کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها کتاب غریبی ست، با پایانی غریب. داستانی متشکل از دیالوگ، بین دو شخصیت، که تمامی ی کنش ها و واکنش ها، شخصیت پردازی ها، محیط و آدم های اطراف این شخصیت ها از دل همین دیالوگ ها بیرون می آیند. نویسنده قصد و عجله ای برای رمز گشایی در داستان ندارد. و شاید رازی هم در میان نباشد. دو نفر در کنار هم به بلوغ فکری می رسند و هر یک از دیگری در خلال یک جنگ دیالوگی، چیزی نصیب می برد. دیالوگ هایی که بسیار ظریف و استادانه نوشته شده است.
چند خط آغازین دیالوگ های شروع داستان، نه تنها مخاطب را به فضای داستان پرتاب می کنند بلکه او را با شخصیت هایی کاملا پرداخت شده و غریب مواجه می کند.
"
- این جا کجاست؟
- میدون واشنگتنه، آقای رامیرز.
- می دونم میدونه، اما واشنگتن شو نمی دونستم، جدی می گم.
- واشنگتن اسم یه آدمه، اولین رئیس جمهور امریکا.
- آره، شنیده م، ممنون.
- ... .
- واشنگتن ... .
- فکرشو نکنین، مهم نیس، آقای رامیرز. فقط یه اسمه، همین و بس.
- این جا مال اون بابا بوده؟
- خیر. فقط اسمشو رو این جا گذاشته ن.
- اسم شو؟
- بله. چرا این جوری نگام می کنین؟
- گفتی اسم شو رو این جا گذاشته ن؟
- ببین، اسم من لری یه. اسم شما هم رامیرزه. و واشنگتن هم اسم این میدونه، گوش می دین؟ اسم این میدون واشنگتنه.
- اینو که گفتی. چیزی رو که می خوام بدونم اینه که وقتی می گیم واشنگتن چه احساسی باید داشته باشیم؟
- ... .
- گفتی که اسم اهمیتی نداره. پس، به نظر تو، چی مهمه؟
- ببینین، چیزی که برای من مهمه معلوم نیس برای شما هم مهم باشه. نظرها فرق می کنه ... متوجه هستین؟
- پس بگو ببینم چه چیزی مهمه؟
- من پول می گیرم صندلی چرخ دار شما رو راه ببرم، نه این که عقیده مو نسبت به زندگی براتون شرح بدم.
"
کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها ترجمه ی دقیق و پاکیزه ای دارد، با چاپی خوب و رسم الخطی درست. احمد گلشیری نه تنها مترجم دقیق و خوبی ست که سلیقه ی با ارزشی هم دارد. کتاب بسیار مهم و با ارزش "پدرو پارامو" را نیز او به خواننده ی فارسی شناساند.
خواندن کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها به تمامی توام با لذت است
.

2006/03/28

آئورا - کارلوس فوئنتس



آئورا
نویسنده: کارلوس فوئنتس
مترجم: عبدالله کوثری
چاپ دوم 1379
نشر تندر
800 تومان
.
کارلوس فوئنتس متولد 1928 در مکزیکو سیتی پایتخت مکزیک است. پدرش دیپلمات بود و این امر باعث شد که در سانتیاگوی شیلی، بوینوس آیرس آرژانتین و واشینگتن آمریکا تحصیل کند. در فاصله ی سال های 1950 تا 1952 عضو هیئت نمایندگی ی مکزیک در سازمان جهانی ی کار ( ژنو ) بود. در 1954 به سمت معاون بخش مطبوعاتی ی وزارت امور خارجه مکزیک ، و سال بعد به سمت مسئول انتشارات فرهنگی ی دانشگاه منصوب شد. به سال 1957 با سمت سرپرست بخش روابط فرهنگی، دوباره به وزارت امور خارجه بازگشت. نخستین رمانش، "روشن ترین منطقه" را در سال 1958 منتشر کرد و از آن زمان تا کنون، او که در اروپا زندگی می کند آثار متعددی آفریده که اکثرشان به فارسی ترجمه شده اند.
آثار مهم:
آئورا، ترانوسترا، پوست انداختن، مرگ آرتمیو کروز، آسوده خاطر، سال هایی با لائورادیاس، اینس، گرینگوی پیر، سر هیدرا و ...
نگاه فوئنتس حول انقلاب مکزیک و آرمان های آن است که همه بدل به سرابی شدند. تاریخ و اسطوره را در راه کند و کاو درون انسان ها به کار می بندد و شخصیت هایش را از زوایای مختلفی نظاره می کند.
آئورا نخستین رمانی ست که فوئنتس از راه اسطوره شناسی به شخصیت های داستانش نظاره می کند. داستانی کم حجم ولی بی اندازه پر مغز. رمانی سراسر رویا و مالیخولیا که شخصیت ها در هم استحاله می شوند و هر یک به کشف خود از منظر دیگری می پردازد. هر کدام نیمه دیگر آن یکی می شود و هم به دنیای درون خود می رود. تمامی ی داستان گویی حول یک شخصیت است. شخصیتی که نیمه های دیگر وجود خود را به نظاره نشسته.
مقاله چگونه آئورا را نوشتم که پیوستی ست بر انتهای داستان، شرح کند و کاو شخصیتها، موقعیتها و حوادثی ست در زندگی ی نویسنده آن ها. کارلوس فوئنتس، دست به کشف قاره ای درون خود و داستانش می زند. چیزهایی که دیده ، کارهایی که کرده، کسانی را که با آن ها به گفت و گو نشسته و هر چیز دیگری را که باعث خلق شخصیتی یا حادثه ای در داستان شده برای خود و مخاطب توضیح می دهد. این مقاله گرچه جدای از داستان است ولی اهمیت و لذت خواندنش چیزی کم از خود داستان ندارد. در میزان اهمیت این مقاله همین بس که می توان رمان آئورا را دارای دو بخش دانست: 1- آئورا 2- آئورا را چگونه نوشتم. بخش اول سفری ست به اساطیر و افسانه ها، دیدار رویا ها و توهمات، و شراکت در کابوس شخصیت های داستان به گونه ای که همپای آن ها به کشف آن ها و خود می رسیم. و در بخش دوم با نویسنده پا به دنیای واقعی می گذاریم و شکل گیری ی هر کدام از شخصیت ها را از خلال حوادث زندگی فوئنتس به نظاره می نشینیم. و تازه این جاست که مفهوم آئورا بر ما آشکار می شود.
خواندن آئورا تجربه ی فوق العاده ای ست.

2006/03/23

سال نامه شرق 1384


سال نامه شرق ( ویژه تحولات سال 1384 )
برخاستن راست از دنده چپ
.
با مقالاتی از:
مسعود بهنود، علی اکبر ولایتی، ابراهیم یزدی، عمادالدین باقی، احمد بورقانی، ناصر فکوهی، محمد قوچانی، موسی غنی نژاد، سعید لیلاز، الهه کولایی، حمیدرضا جلایی پور، سید مصطفی تاج زاده، مصطفی معین، سعید حجاریان، علیرضا رجایی، هادی خانیکی، حبیب الله پیمان، تقی رحمانی، احمد زید آبادی، رضا علیجانی، سوسن شریعتی، احمد پورنجاتی، محمود دولت آبادی و ... ابراهیم گلستان و نویسندگان شرق
درباره:
محمود احمدی نژاد، هاشمی رفسنجانی، محمد تقی مصباح یزدی، عبدالکریم سروش، محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، مهران مدیری، مرتضی ممیز، محمد باقر قالیباف، جعفر پناهی، ابراهیم گلستان، علی پروین، پل ریکور، ژان پل سارتر، اگنس هلر، سوئین برن، دیوید اتنبورو، آریل شارون، ... ، انتخابات ریاست جمهوری نهم، حقوق بشر در ایران و جهان، اقتصاد، رسانه و مطبوعات، سیاست خارجی، دمکراسی، احزاب، پرونده هسته ای ایران، حماس، افغانستان و عراق، آنفلوآنزای مرغی، سینما وتئاتر، ادبیات و هنر، علم، ورزش، عکس، کاریکاتور، ...
.
قصد معرفی ی نشریه را، در نوشتن دراین وبلاگ نداشتم. اما لذت مطالعه این سال نامه باعث شد تا قصد اولیه را فراموش، و در کنار کتاب ها، این سال نامه را نیز معرفی کنم.
با مطالعه سال نامه شرق ( و البته ویژه نامه نوروزی اعتماد ملی )، یاد روزهایی افتادم از اواخرسال 76 تا اوایل سال 79 که مطالب رادیوهای شبانه و پچ پچه های شایعه های مردم جای خود را به نشریه ها داده بودند. روزنامه ها و هفته نامه ها و ماهنامه های خواندنی آنقدر زیاد بود که پول کافی جهت خرید همه شان را به زحمت به دست می آوردیم. با ذوق و شوق روزی 10 تا 12 روزنامه می خریدم از ترس آن که مبادا مطلبی چاپ شود و من نخوانده باشم. از چپی و راستی، تا جوابیه ها را از دست ندهم. پنج شنبه ها در انتظار "عصر ما"ی آرمین و شنبه ها در صف خریدن "راه نو"ی گنجی و هر ماه در انتظار ماهنامه های سیاسی ای مانند پیام امروز. چقدر مطالب روز بود که باید خوانده می شد. یادشان گرامی.
سال نامه شرق به قدری مطالب خواندنی دارد که فرصت مطالعه کتابی را به من نداده. آنان که موفق به تهیه این سال نامه نشدند می توانند روی قول سردبیر شرق حساب کنند و تا نمایشگاه کتاب و مطبوعات صبر کنند.
اسامی ی نویسندگان و موضوعات مورد بحثی که به آن ها اشاره کرده ام آن قدر جذاب هستند که مطلب زیادی برای نوشتن باقی نمی ماند. تنها چند نکته.
تحولات یکساله جهان به قلم بهنود درباره مسلمانان یادداشت سردبیر در باب آرایش نیروهای سیاسی و چگونگی ی سر در آوردن راستی ها در انتخابات، زندگی نامه محمد تقی مصباح یزدی، گزارش تحلیلی ی نقض حقوق بشر در ایران و جهان از جمله؛ ابوغریب، گوانتامانو، اعتصاب کارکنان شرکت واحد و ضرب و شتم دراویش گنابادی، به قلم باقی، پیش بینی ی اقتصاد ایران در سال 1385، مقایسه ی 10 مورد تفاوت در دیپلماسی بین اصلاح طلبان و محافظه کاران، تحلیل انتخابات نهم ریاست جمهوری و شکست اصلاح طلبان، تحلیل روابط ایران و روسیه در رابطه با کشورهای تازه استقلال یافته ی همسایه ی آنانان نوشته متخصص این امر الهه کولایی، جست و جوی عامل اصلی ی اعتیاد در جامعه ی ایران، تحلیل توصیه های روشنفکران در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری ی نهم، ریشه های مخالفت مجلس با دولت احمدی نژاد، نگاهی به نوع روابط ایران با کشورهای خاورمیانه، اروپا، آمریکا و شرق جهان، روایت فیلترینگ اینترنت در ایران، نگاهی اجمالی به سوانح هوایی، آموزش و پرورش، شهرداری تهران، آلودگی ی هوای تهران، بحث فساد اقتصادی در سالی که گذشت، قسمتی از نامه به سیمین دانشور به قلم ابراهیم گلستان، سیاست خارجی دولت احمدی نژاد در چندین مقاله تحلیلی، بودجه 1385 در بوته نقد، نگاهی به تحولات خارجی در یک سال گذشته، نگاهی به سینما و تئاتر و ادبیات و هنر در سال 1384، مباحثی درباره روشنفکران ایرانی و تحلیلی از اندیشه های مصباح یزدی و سروش، نگاهی به نظرات فیلسوفان خارجی، معرفی ی برخی از کتاب های شاخص سال 1384، از مطالب خواندنی ی سال نامه شرق ( ویژه تحولات سال 1384 ) است.
امیدوارم این سال نامه را تهیه کرده باشید. وگر نه، امید وارم قوچانی روی قول خود که در آخرین شماره شرق در سال 84 داده بود، بایستد و تجدید چاپ سال نامه را در نمایشگاه کتاب و مطبوعات عرضه کند.

2006/03/16

گذران روز - ادبيات امروز آلمان


گذران روز
نویسندگان: یودیت هرمان، اینگو شولتسه، زیبیله برگ، یولیا فرانک
مترجم: محمود حسینی زاد
نشر ماهی
چاپ اول زمستان 1384
2000 تومان

.
مجموعه 15 داستان از نویسندگان امروز آلمان، که برخی از آنها در ایران کاملا ناشناخته اند. نویسندگانی خوب و تاثیر گذار، که مانند هموطنان شناخته شده ی خود در ایران ( کافکا، هسه، برشت، گراس، بل، مان و دیگران ) شیوه ای نوین در ادبیات آلمان خلق کرده اند.
چهار نویسنده ای که داستان هایشان در این کتاب ترجمه شده هیچ کدام بیش از 35 سال سن ندارند. اما در دنیای ادبیات امروز جهان چهره هایی کاملا شناخته شده اند. شولتسه وهرمان که جوایز ادبی ی بسیاری را از آن خود کرده اند به همراه برگ و فرانک از نویسندگان پر مخاطب ادبیات آلمان هستند.
آشنایی خوانندگان ایرانی با ادبیات روز آلمانی زبان رشته ای گسسته شده است. که با خواندن این کتاب می توان به خوبی به آن پی برد. چه مقدار نویسنده توانا که ما از وجود آنان بی اطلاعیم.
هرمان بیشتر به عشق می پردازد و فردیت آدم ها و هراسشان در ایجاد رابطه. ناتوانی در بر قراری ی رابطه از بزرگترین دغدغه های هرمان است که آن را با لحنی ابداعی پرداخت می کند. به همین دلیل است که منتقدان، او را (صدایی تازه در ادبیات آلمان ) می نامند.
شولتسه متاثر از نویسندگانی چون کارور و همینگوی است. رئالیستی توام با ایجاز و رمز و راز. در داستان های اولش آن جا که درباره وحدت آلمان دوپاره می نویسد، کاملا بدون احساسات اغراق آمیز است. به گونه ای که آثار او را سندی موثر از جمهوری دمکراتیک آلمان می دانند.
فرانک درباره تنهایی و پناه بردن به سکس و رابطه های جنسی ی بی حد و مرز و بی در و پیکر می نویسد. او در 8 سالگی 9 ماهی را در اردوگاهی گذرانده که صحنه ی رویداد رمان آخر او شده است.
برگ ژورنالیست است و قصه آدمهای او بیشتر حول محور روابط عاشقانه است. آدم هایی در پی خوشبختی، دوست یا همدم. جهان داستانی ی او کاملا غم انگیز است.

2006/03/10

تلقی فاشیستی از دین و حکومت - اکبر گنجی


تلقی فاشیستی از دین و حکومت
نویسنده: اکبر گنجی
چاپ یازدهم 1384
نشر طرح نو
5000 تومان
.
اکبر گنجی نویسنده و روزنامه نگار مطرح در داخل وخارج از ایران، تا پایان هفته جاری محکومیت 6 ساله اش به پایان رسیده و اگر پرونده تازه ای علیه او بازگشایی نشود، به آغوش خانواده اش باز می گردد.آزادی ی او نوید شادی بخشی برای حرکت اصلاحات و تمامی اصلاح طلبان ایران است.
اكبر گنجي آزاد شد. ( در پايان مطلب )
در مقاله کوتاهی با امضای : زندان اوین - اکبر گنجی - 13/12/1376، که در تاریخ 23/12/1376 در هفته نامه آبان به چاپ رسید، خود را این گونه معرفی می کند: "من به نسلی تعلق دارم که به آرمانهای آزادی، عدالت، جمهوریت، جامعه مدنی، حقوق بشر و ...اعتقاد دارد و حاضر است برای رسیدن بدانها جانفشانی کند."
به مناسبت پایان یافتن مدت محکومیت او، ازمیان کتابهایی که نوشته این کتاب را برای معرفی انتخاب کرده ام به 2 دلیل: 1- مباحث این کتاب مبنای اندیشه های گنجی در حرکت های سیاسی اش است. 2- ماجرای اولین بازداشت این روزنامه نگار بیان همین اندیشه ها بوده است. در ضمن چاپ یازدهم کتاب در سال 1384 که پس از وقفه ای پنج ساله صورت گرفته است را باید به دلایل بالا اضافه کرد. در معرفی ی کوتاه کتاب، مروری خلاصه ولی جامع از سیر وقایع زندگی ی او در عرصه فعالیت سیاسی اش، از خرداد76 تا مهر 84،ارائه داده ام. به مناسبت آشنایی ی بیشتر با او، آن هم هنگام آزادی اش. امید که قبول افتد.
هنوز یک ماه از دوم خرداد 1376و انتخاب محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهوری ی ایران نگذشته بود که ایراد یک سخنرانی به جنجالی تبدیل شد و دو طیف محافظه کار و اصلاح طلب را رو در روی هم قرار داد. سخنران جنجالی ی این مراسم بعد ها به جنجالی ترین روزنامه نگار ایرانی تبدیل شد. کسی که آتش خشم جناح مقابل را با هر مطلبی که مینوشت داغ تر و فروزان تر میکرد. در دوران انقلاب از جوانان انقلابی و پر شور بود و در دهه نخست جمهوری اسلامی علاوه بر تحصیل جامعه شناسی و فلسفه به کار در وزارت ارشاد وسپاه پرداخت. اما اینک در هیچ دسته بندی ی رایج سیاسی ایران جای نمی گیرد. محافظه کاران او را ضد انقلاب و جاسوس آمریکا می نامند و اصلاح طلبان گفته های او را بیش از حد تند، و به ضرر جنبش اصلاح طلبی می دانند و عده ای از ایرانیان خارج از کشور او را عنصری برای تبلیغات و خدمت به نظام معرفی می کنند.
سمینار بزرگداشت علی شریعتی در دانشکده علوم پزشکی شیراز، روز 30 خرداد 1376 ساعت 17:00 میزبان سخنران برنامه، اکبر گنجی، متولد 1338 در تهران محله نازی آباد و مدیر انتشارات صراط بود. نام سخنرانی شریعتی و فاشیسم بود (متن این سخنرانی و تمامی ی اسناد مربوط به این پرونده در کتاب تلقی فاشیستی از دین و حکومت موجود است.)
مدیران مسئول مسئول کیهان و صبح، و احمد نجابت (با امضای چند نماینده دیگر) شکواییه ای علیه گنجی به دادگاه تسلیم کرده و شعبه ی یک دادسرای انقلاب اسلامی در 15 آذر 1376، اکبر گنجی را احضار و سپس بازداشت نمود و در 14 اسفند 1376 پس از 3 ماه بازداشت او را در رابطه با اتهام اهانت به مقام معظم رهبری تبرئه کرده، ولی حکم به یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت در خصوص اتهام تشویش اذهان عمومی صادر نمود. حبسی که به مدت 5 سال تعلیق و در صورت ارتکاب بزه مشابه، محکومیت مزبور قطعی گردد. اکبر گنجی آزاد شد و شمشیر دامکلیوسی که بر بالای سرش گذاشته شده بود، او را نترسانید و سلسله مقالاتی در خصوص دین و حکومت، رابطه آنها و نوع نگاه به آنها از منظر هر کدام در نشریات اصلاح طلب و به خصوص راه نو به چاپ رساند.(تمامی ی این مقالات در کتاب مزبور موجود است.) هفته نامه ی راه نو اولین فعالیت جدی ی گنجی در عرصه ی عمومی بود که توسط خود او و با کمک دوستانش راه اندازی شد. تندترین و شجاع ترین نشریه ی زمان خود بود، و پس از 30 شماره به محاق توقیف رفت.
در پی قتل داریوش فروهر و همسرش پروانه، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده و بازداشت جمعی از افراد وزارت اطلاعات با اتهام دست داشتن در این قتل ها، و در پایان، اعلام خبر خودکشی ی سعید امامی در زندان، گنجی حیطه ی کاری ی خود را به این پرونده و افشای رازهای این قتل ها نمود. پس از مدتی دایره ی کاری ی خود را افزایش داد وتحقیق خود را شامل تمامی ی قتل های مرموز "دگر اندیشان" در سال های قبل نمود. با الهام از کتاب عالیجنبان خاکستری نوشته ویتالی شنتالیسکی ازمحفل طراحان قتل ها با عنوان تاریکخانه اشباح نام برد. طراحان قتل ها را عالیجنابان خاکستری و اجرا کننده آن را شاه کلید نامید. (کتاب تاریکخانه اشباح و کتاب عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری) عمادالدین باقی نیز همچون گنجی در این راه به روشنگری پرداخت.(ترازدی دمکراسی در ایران 1 و 2)
مقاله عالیجناب سرخپوش (صبح امروز 29 دی 1380)، در پی ی انتخابات مجلس ششم، که تیغ نقد را به سوی هاشمی رفسنجانی نشانه رفته بود، شروع سلسله مباحثی در نشریات شد که با راه نیافتن هاشمی به مجلس، بزرگترین پیروزی ی خبرنگاران اصلاح طلب محسوب شد. مقاله عالیجناب سرخپوش به حدی تند بود که برخی اصلاح طلبان هم چون مرتضی مردیها آن را به مصلحت اصلاح طلبی ندانست وبه بی پروایی و بی انصافی و بی دقتی ی نویسنده آن اعتراض کرد. عده ای دیگر نیز هم چون محمد قوچانی راه این نقد را به گونه ای دیگر ادامه دادند.(پدر خوانده و چپ های جوان ) وعده ای نیزهمچون عباس عبدی پا به پای گنجی، تند و برنده هاشمی را به نقد کشیدند.
سلسله مقالات اکبر گنجی در رابطه با قتل های زنجیره ای، موانع پیش روی دولت خاتمی، نقد روزنامه کیهان، صدا و سیما، قوه قضائیه، دولت هاشمی ، رابطه حکومت دینی و دمکراسی و غیره از پرطرفدارترین مقالات نشریات آن سالها بود. برخی از کتابهایی که از جمع آوری این مقالات تهیه شد تا 150000 نسخه به چاپ رسید ه اند.
3 اردیبهشت 1379 اکبر گنجی پس از بازگشت از آلمان و به اتهام شرکت در کنفرانس برلین بازداشت شد.هنگام ورود به زندان در حضور خبرنگاران اعلام کرد که به هیچ وجه خیال خودکشی در زندان را ندارد وجمهوری اسلامی ایران را مسئول تمامی ی اتفاقاتی دانست که برای او در زندان پیش بیاید. در خصوص سوال خبرنگاران مبنی بر نام شاه کلید و عالیجنابان خاکستری گفت که اگر کتاب هایش به دقت خوانده شود، اسامی ی آنها کاملا واضح است.
پس از آن که قوه قضائیه به دلیل توافقی که ظاهرا با دولت آلمان شده بود تاکید کرد که هیچ کدام از متهمان این پرونده به صرف حضورشان در کنفرانس برلین مجازات نخواهند شد، اتهامات گنجی نیز مانند دیگر متهمان این پرونده تغییر کرد. فهرست بلند بالای اتهامات گنجی شامل، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، در اختیار داشتن اسناد سری ی دولتی، توهین به آیت الله خمینی و سایر مقام های عالیرتبه نظام، توهین به مقدسات و چند اتهام دیگر در پرونده قضایی ثبت شد.
گنجی مدتی پس از بازداشت که به گفته خود او در سلول انفرادی بوده است، در دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی حسن احمدی مقدس محاکمه و در اکثر موارد اتهامی مجرم شناخته شد و به 10 سال زندان همراه با 5 سال تبعید به منطقه دور افتاده و محروم بشاگرد محکوم شد. اما دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی علی بخشی، اتهامات وارده به گنجی را وارد ندانست و 15 سال را به 6 ماه کاهش داد. از موارد اتهامی ی گنجی که در این دادگاه رد شد، در اختیار داشتن اسناد سری بود که با شهادت سعید حجاریان مدیر مسئول روزنامه صبح امروز، مبنی بر این که این اسناد بولتن وزارت ارشاد بوده و در اختیار مدیران مسئول روزنامه ها قرار می گرفته و خود شخصا آن ها را به گنجی داده است منتفی شد.
پس از اعلام رای قاضی بخشی، عباسعلی علیزاده رئیس دادگستری استان تهران به عنوان مدعی العموم به رای صادره اعتراض کرد و خود نیز به عنوان رئیس شعبه یک دادگاه تجدید نظر تهران اقدام بهنقض حکم قاضی بخشی و صدور حکم 6 سال زندان برای گنجی کرد که محکومیت دوباره، مبنی بر در اختیار داشتن اسناد سری هم جزو آن بود. قاضی بخشی پس از این اتفاقات از سمت خود کنار رفت.
مجمع الجزایر زندان گونه، نخستین کتابی بود که گنجی در زندان نوشت.کتاب در چاپ اول خود در 1380، پس از سه روز از پخش، توسط حکم قوه قضائیه جمع آوری شد و حسن پویا مدیر نشر طرح نو در 5 خرداد 1381 به دادگاه احضار شد. دو دفترمانیفست جمهوری خواهی به فاصله دو سال از زندان خارج و در سایت های اینترنت قابل دانلود رایگان شد.
اواخر اردیبهشت 1384 دفتر دوم مانیفست جمهوری خواهی در سایت های اینترنت به چاپ رسید که در آن گنجی از مردم خواسته بود در انتخابات شرکت نکنند آن را تحریم کنند.
29 اردیبهشت 84، اکبر گنجی به علت برآورده نشدن مطالباتش(اعزام به بیمارستانی خارج از زندان اوین، برقراری ی مکالمات تلفنی همانند سایر زندانیان و عدم تبعیض در زمینه بر خورداری از مرخصی) دست به اعتصاب غذا زد. قوه قضائیه اعتصاب او را انکار و گنجی نیز اعلام کرد که حاضر است در اتاقی شیشه ای رو در روی خبرنگاران به اعتصاب غذای خود ادامه دهد. 4 خرداد 84 سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت پس از جلسه هیات دولت به خبرنگاران اعلام کرد که گنجی را مستحق وضعیتی که در آن قرار دارد نمی داند. 9 خرداد 1384 گنجی برای انجام معالجات از زندان آزاد شد و پس از چندی حرف هایی مبنی بر مرخصی ی نامحدود او از طرف برخی از مسئولان قوه قضائیه در مطبوعات به چاپ رسید.
17 خرداد 84 مامورینی با حکم توقیف گنجی از طرف قاضی مرتضوی به در خانه اش رفته و او را که در خانه نبود متواری اعلام کردند. 21 خرداد 84 اکبر گنجی خود به زندان بازگشت و اعلام کرد که دست به اعتصاب غذای نامحدودی می زند تا مطالباتش را به دست آورد.
8 تیر 84 (29 زوئن 2005) دولت آمریکا خواستار آزادی ی فوری و بدون قید و شرط گنجی از زندان شد و در 18 تیر 84 (9 زوئیه 2005) اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه ای از مقام های ایرانی خواست تا گنجی را از زندان آزاد کنند.
21 تیر 84 ( جورج بوش خواستار آزادی ی گنجی شد و در همین روز حدود 200 نفر از کسانی که برای آزادی ی گنجی در مقابل دانشگاه تهران تجمع کرده بودند توسط پلیس ضرب و شتم شدند.
22 تیر 84 اولین سری از عکس های گنجی در سایت های اینترنتی منتشر شد که گفته می شد در سی و سومین روز اعتصاب غذا گرفته شده. سعید ابوطالب عضو ائتلاف آباد گران در مجلس، وضعیت گنجی را نگران کننده خواند و اعلام کرد که 5 نفر از نماینده گان برای دیدار با او به زندان می روند.
23 تیر 84 محمد علی ابطحی، مشاورخاتمی رئیس جمهور وقت، از تلاش و فعالیت مستقیم خاتمی و کمک رئیس قوه قضاییه برای آزادی ی گنجی خبر داد.
27 تیر 84 دادستان تهران اعلام کرد که گنجی برای جراحی ی مینیسک پای راستش، به بیمارستان میلاد منتقل شد. سعید مرتضوی ادعا کرد که گنجی اساسا در اعتصاب غذا نبوده و به صورت مرتب مواد غذایی و پروتئینی مصرف میکند.
30 تیر 84 رئیس قوه قضاییه گفت که عفو گنجی در حال بررسی ست. روزنامه کیهان ادعا کرد در پی توطئه ای شیرین عبادی و همسر گنجی از او خواسته اند اعتصاب غذا کند.
6 مرداد 84 اکبر هاشمی رفسنجانی که گنجی از منتقدان او است گفت: از آن چه می بینم در حال اتفاق افتادن است متاثرم و در این خصوص با شاهرودی صحبت کرده ام.
8 مرداد 84 همزمان با پنجاهمین روز اعتصاب غذای گنجی، دهها نفر در مقابل خانه او برای برپایی مراسم شب شعر و دعا گرد آمدند.
مهدی کروبی رئیس سابق مجلس اعلام کرد که از آیت الله خامنه ای خواسته است که در این مسئله میانجیگری کند.
عبدالفتاح سلطانی یکی از وکلای مدافع گنجی و زهرا کاظمی که دست به تحصن زده بود توسط عده ای با لباس شخصی بازداشت شد.
9 مرداد84 سری ی تازه عکس های گنجی که گفته می شد در چهل و ششمین روز اعتصاب غذایش در بیمارستان میلاد گرفته شده، در سایتهای اینترنتی منتشر شد. در این عکس ها گنجی بسیار لاغر و نیمه بیهوش است.
11 مرداد 84(2 آگوست 2005) آنجلیکا بی یر رئیس هیات نمایندگی ی پارلمان اروپا در امور ایران خواستار دیدار فوری با اکبر گنجی شد.
قاضی حسن احمدی مقدس معاون دادستان تهران و قاضی ی پرونده گنجی در خیابان بخارست تهران به ضرب گلوله مهاجم ناشناسی کشته شد.
12 مرداد 84 (3 آگوست 2005) وزارت خارجه فرانسه کاردار سفارت ایران در پاریس را احضار و خواستار آزادی ی گنجی شد.
معصومه شفیعی، همسر گنجی واقعه ترور قاضی مقدس را محکوم کرد.
13 مرداد 84 (4 آگوست 2005) هشت برنده جایزه نوبل طی نامه ای خواستار آزادی ی گنجی شدند.
14 مرداد84 (5 آگوست 2005) سر ریچارد دالتون سفیر بریتانیا در تهران خواستار ملاقات فوری با گنجی شد.
17 مرداد 84 دوستان و بستگان گنجی خبر از حمله 10 مرد و 2 مامور زن به خانه گنجی و ضرب و شتم همسر او دادند. به گفته آنان مامورین از این صحنه فیلم برداری کرده اند.
19 مرداد 84(10 آگوست 2005) شش تن از برندگان جایزه نوبل در رشته های شیمی و فیزیک به جمع هشت برنده دیگر جایزه نوبل پیوسته و خواستار آزادی ی گنجی شدند.
20 مرداد 84 حدود 250 نفر به مدت 3 ساعت در مقابل بیمارستان میلاد تجمع کرده و خواستار ملاقات با گنجی شدند.
24 مرداد 84 قاضی مرتضوی اعلام کرد که گنجی تظاهر به اعتصاب غذا می کند.
28 مرداد 84 (19 آگوست 2005) کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد با ارسال نامه ای به احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، خواستار آزادی گنجی شد.
31 مرداد 84 معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی اعلام کرد همسرش با دریافت وعده هایی مبنی بر حل مسئله او طی روزهای آینده، به اعتصاب غذای خود پایان داد.
13 شهریور 84 روابط عمومی ی بیمارستان میلاد اعلام کرد گنجی پس از مداوا و انجام بررسی های تکمیلی با حال عمومی ی خوب در 12 شهریور مرخص شده است.محمد سالار کیا، معاون دادستان تهران تایید کرد که گنجی به زندان بازگردانده شده تا دوران محکومیتش را به پایان برساند.
اندیشه های گنجی پس از به زندان رفتن تغییرات زیادی کرده است. لحن تندش ، گزنده تر و تیغ نقدش برنده تر شدند. اصلاحات را به سمت مشروطه کاری عبث و جمهوری خواهی را راه درست می داند. به زندان رفتن او نه تنها باعث عقب نشینی اش نشد که حرف ها و نامه ها و کتاب هایی که از او از زندان خارج شده، نشان از بی پروایی ی کامل نویسنده دارد.
گنجی ترس نقد هیچ کس را به خود راه نداده و در دفتر های مانیفست جمهوری خواهی و نامه هایش به دکتر سروش و آیت الله منتظری و غیره بالاترین سران نظام را به تیغ نقد کشیده است.
اصلاح طلبان زیادی سعی در آرام کردن او داشته و دارند تا جایی که محمد قوچانی، سردبیر روزنامه شرق طی سرمقاله ای افکار گنجی را در تنهایی ی زندان دچار تک بعدی نگری دانست و از قوه قضاییه خواست تا او را آزاد کنند تا فرصت نقد گفته هایش فراهم شود و اندیشه ی گنجی متعادل تر شود.
سری کتاب های "آسیب شناسی گذار به دولت دمکراتیک توسعه گرا" سلسله مقالاتی ست از آسیب های پیش روی دولت اصلاحات که گنجی در مطبوعات اصلاح طلب به چاپ رسانید که کتاب تلقی فاشیستی از دین و حکومت یکی از آنهاست.
کتاب شامل 3 بخش است. بخش اول و دوم سخنرانیها و مقالات گنجی ست درباره نوع نگاه به دین و حکومت، و حکومت دینی. و بخش سوم (پیوست ها) در رابطه با سخنرانی ی او در دانشکده علوم پزشکی شیراز است که منجربه اولین بازداشت و محاکمه او شد. نامه ها و مقالاتی که بر ضد او چاپ شد و جوابیه های گنجی در این خصوص.
مقالات کتاب نقطه تمرکز گنجی در زمینه سیاست را شامل می شود. هدفی که درهفته نامه راه نو و انتشارات صراط نیز اصل محوری بود.
کتاب شناسی:
از سری کتاب های "آسیب شناسی گذار به دولت دمکراتیک توسعه گرا":
تاریکخانه اشباح - عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری – اصلاح گری معمار گونه - تلقی فاشیستی از دین و حکومت
کتاب هایی که در زندان نوشت:
مجمع الجزایر زندان گونه - مانیفست جمهوری خواهی دفتر اول - مانیفست جمهوری خواهی دفتردوم
دیگر کتابها:
کیمیای آزادی (ذکریایی): دفاعیات گنجی در دادگاه کنفرانس برلین – نقدی برای تمام فصول: مصاحبه گنجی با عبدالله نوری ،با ضمیمه دفاعیات نوری در استیضاح خود در مجلس.
اکبر گنجی 26 اسفند 1384 بعد از 2244 روزحبس، از زندان آزاد، وساعت 22 توسط مامورین اوین تا خانه همراهی شد. سالار کیا معاون دادستان تهران ظهر همان روز اعلام کرده بود که گنجی با احتساب مرخصی های ایام بازداشت 10 فروردین 1385 آزاد می شود. یوسف مولایی وکیل گنجی گفت: به گنجی مرخصی تعلق گرفته و همزمان با اتمام مرخصی آزاد می شود.
گنجی با ظاهری بسیار متفاوت،با فشار خون 9 روی 6 و با وزن پایین 49 کیلو به خانه بازگشت.(وزن قبل از زندان: 79 کیلو)
گنجی در حضور خبرنگاران اعلام کرد که بدون قبول هرگونه پیش شرطی، با تمام وسایل از زندان آزاد شده و فعلا قصد معالجه کمر، پا و ضعف عمومی ی بدن خود را دارد.
27/12/84

2006/03/08

سفید برفی - دونالد بارتلمی


سفید برفی
نویسنده: دونالد بارتلمی
مترجم: نیما ملک محمدی
چاپ اول 1384
نشر مروارید
2300 تومان

.
دونالد بارتلمی در 7 آوریل 1931 در فیلادلفیا واقع در آمریکا متولد شد و در هوستون، مرکز ایالت تگزاس بزرگ شد. پدر او معماری صاحب سبک در کنا بزرگان معماری جهان بود.
دونالد بارتلمی در سال 1962 به خاطر سردبیری ی دو شماره از مجله هنری، ادبی ی هارولد روزنبرگ به نیویورک رفت و در آنجا ماندگار شد. او جوایز ادبی ی متعددی گرفته است که از آن جمله، بورس گوگتهایم و جایزه ی ملی ی کتاب را می توان نام برد.
بارتلمی در ادبیات معاصر آمریکا نویسنده ای تاثیرگذار و صاحب سبک به شمار می رود. احاطه بی چون و چرای او به ابزار زبان و به هجو کشیدن سیاست و تبلیغات، که آنها را باعث فساد زبان می داند، از ویژگی های اصلی ی نوشته های اوست.
بارتلمی مخالفین بسیاری دارد. عده ای او را زبان بازی می دانند که از محتوا بی خبر است، عده ای به نکته های غیراخلاقی ی آثارش هجوم می برند و عده ی دیگر طرفداران او را جوانان مو بلند و جین پوش می دانند.
دنیا ی داستانی ی بارتلمی منحصر به خود اوست. وقایعی عجیب و غیر قابل باور را چنان پرداخت می کند که گویی امری عادی ست. مثلا در داستان کوتاه "بچه"، پدری تصمیم به تنبیه بچه ی چند ماهه اش گرفته، و او را روزها دراتاق حبس میکند. خیالبافی ی بارتلمی از حقیقت هم پیشی گرفته.
رمان پسامدرن "سفید برفی (1967)" برگرفته شده از افسانه ی برادران گریم و فیلم انیمیشن سفید برفی، ساخته والت دیزنی ست، به سبکی کاملا غیر متعارف.
رمان "سفید برفی" نه تنها درموضوع و پرداخت، که درساختار و نام فصل ها نیز منحصر به فرد است. هر بخش نامی طولانی و توضیحی دارد، مانند : (( روان شناسی سفید برفی: در زمینه ترس، او از این ها می ترسد آینه - سیب - شانه آغشته به زهر )) وتازه بعد از پایان بخش اول کتاب، نوبت پرسشنامه ی نویسنده است با سئوالاتی از این دست که چه احساسی تا این جای داستان دارید؟ و یا چه انتظاری از کار یک هنرمند و ادامه این داستان؟
سفید برفی رمان شلوغی ست اما نظم داستان لحظه ای رها نمی شود. شخصیت ها در عین آنکه تازه اند و غریب، کاملا آشنا به نظر می رسند و واقع نمایانه پرداخت شده اند. یک نوع واقع نمایی ی بارتلمی وار.

2006/03/05

داستان های کوتاه کافکا - فرانتس کافکا


داستان های کوتاه کافکا
نویسنده: فرانتس کافکا
مترجم: علی اصغر حداد
چاپ اول زمستان 1384
نشر ماهی
8200 تومان

.
فرانتس کافکا متولد سوم ژوئیه 1883 در پراگ است. از سال 1901 تا سال 1906 نخست در زمانی کوتاه در رشته ی ادبیات آلمانی، و سپس در رشته ی حقوق تحصیل کرد و موفق به اخذ درجه دکترا در رشته ی حقوق گردید.
از سال 1907 تا زمان بازنشستگی (1922)، کارمند شرکت بیمه ی سوانح کارگری بود. در اواخر سال1917 نخستین علائم ابتلا به بیماری ی سل در او ظاهر شد و سر انجام در سوم ژوئن سال1924 در سن چهل و یک سالگی بر اثر همین بیماری به کام مرگ فرو رفت.
بنا بر وصیت کافکا، دوست او ماکس برود می بایست تمام نوشته های چاپ نشده اش را می سوزاند. ولی برود از این کار سر باز زد و آنها را به چاپ رساند. به این ترتیب ادبیات جهان وارد مسیر تازه ای شد.
از فرانتس کافکا چه می توان گفت، که هر چه بگویی از اهمیت آن باز هم کم گفته ای. دنیای منحصر به فرد او نوشته های نویسندگان زیادی را به سوی جهانی سراسر بهت و حیرت سوق داده.
دنیای نوشته های کافکا از منطقی خاص پیروی میکند. منطقی که با دنیای واقعی تنها در مفهوم یکی ست. دنیایی که در آن مردی بدون آنکه دلیلش را بداند، طی ی حکمی اعدام می شود و دیگری صبح که از خواب بیدار می شود به حشره عظیمی تبدیل شده است. جایی موجود ترسناکی بر بالای کنیسه ای ظاهر می شود، بی آنکه کسی اعتراض کند و جایی دیگر، سواری از اعصار تاریخ شمشیرش را بر پشت مردی از حالای زمان جا می گذارد، بدون آنکه خونی ریخته شود . به راستی کم است تعداد نویسنده گانی که چون کافکا بر ادبیات و نوشتن تاثیری تا بدین حد گذاشته اند. نویسنده ای که خاص دنیای مدرن است و ذهنیت انسان رها شده عصر مدرن را اینچنین ملموس به کلمه تبدیل کرده. دلهره، اضطراب، وحشت، وامانده گی و ترس از ناشناخته ها در تمامی ی نوشته های او به چشم می خورد. حتی در نامه هایی که برای معشوقه هایش فرستاده و یا در رمان آمریکا، که به مراتب واقع نما ترین داستان اوست.
نکته ای که بیش از همه چیزها برای من از کافکا جلب توجه می کند، نا تمام ماندن همه رمان های او، یعنی سه رمان آمریکا، محاکمه و قصر است. رمان هایی که گویی باید نیمه تمام می ماندند. پایان شناخت سرزمین رویایی ی آمریکا، چگونگی ی کنار آمدن مردی با محاکمه ی خود در حالی که علتلش را نمی داند، و کشف مردی از قصری مرموز که تا به حال کسی قدم در آن نگذاشته، چیزهایی ست که گویی باید در ذهن مخاطب جریان پیدا کنند. کاری که در رمان های پست مدرن به وفور انجام می شود. و باز نا تمام ماندن آنها، شاید این نکته را به ادبیات قرن بیستم گوشزد کرد که دوران رمان های توصیفی و تفصیلی به پایان رسیده است.
می توان گفت تقریبا تمامی ی آثار کافکا به زبان فارسی ترجمه شده. از یادداشتهای روزانه اش، نامه هایش، داستان ها، رمان ها، و هر چه بر صفحه کاغذ نوشته است. اما کتاب داستان های کوتاه کافکا (نشر ماهی) به ما نشان داد، تر جمه هایی که از کافکا در بازار کتاب ایران موجود است، نه تنها کامل نیست بلکه پر ایراد نیز هست. علی اصغر حداد، این کهنه کار در زمینه ترجمه ادبیات آلمانی زبان، به سراغ کافکا رفته تا ما از خواندن داستان های کافکا از برگردان آلمانی با ترجمه پاکیزه و درست او لذت تام ببریم. امید آن که باقی ی کارهای کافکا را نیز به فارسی برگرداند تا مشکل ترجمه های یکی از شاخص ترین نویسنده گان قرن بیستم در زبان فارسی بر طرف شود.
این کتاب با شش کتاب مرجع کافکا مطابقت داده شده و در پنج بخش تنظیم شده است 1- آثاری که در زمان حیات کافکا منتشر شده 2- آثاری که کافکا به طور پراکنده در مجلات ادبی منتشر کرد 3- آثاری که پس از مرگ کافکا منتشر شدند 4- تمثیل ها و پارادوکس ها 5- پیوست ها. به علاوه سال شمار زندگی و عکس های او به همراه نقدی بر کافکا از گونتر آندرس.
کتاب داستان های کوتاه کافکا (نشر ماهی) کتابی ست که نه تنها دوستداران و محققان کار کافکا، که تمامی ی علاقه مندان به مطالعه ادبیات دیر یا زود آن را در کتابخانه شان قرار می دهند.
.
( گذاشتن داستانی از این مجموعه خالی از لطف نيست. )
.
پل - فرانتس کافکا - علی اصغر حداد - صفحه 411
پلی بودم سخت و سرد، گسترده به روی یک پرتگاه. این سو پاها و آن سو دست هایم را در زمین فرو برده بودم، چنگ در گل ترد انداخته بودم که پا بر جا بمانم. دامن بالاپوشم در دو سو به دست باد پیچ وتاب می خورد. در اعماق پرتگاه، آب سرد جویبار قزل آلا خروشان می گذشت. هیچ مسافری به آن ارتفاعات صعب العبور راه گم نمی کرد. هنوز چنین پلی در نقشه ثبت نشده بود. بدین سان، گسترده بر پرتگاه، انتظار می کشیدم، به ناچار می بایست انتظار می کشیدم. هیچ پلی نمی تواند بی آن که فرو ریزد به پل بودن خود پایان دهد.
یک بار حدود شامگاه - نخستین شامگاه بود یا هزارمین، نمی دانم -، اندیشه هایم پیوسته در هم و آشفته بود و دایره وار در گردش. حدود شامگاهی در تابستان، جویبار تیره تر از همیشه جاری بود. ناگهان صدای گام های مردی را شنیدم! به سوی من، به سوی من. - ای پل، اندام خود را خوب بگستران، کمر راست کن، ای الوار بی حفاظ، کسی را که به دست تو سپرده شده حفظ کن. بی آن که خود دریابد، ضعف و دودلی را از گام هایش دور کن، واگر تعادل از دست داد، پا پیش بگذار و همچون خدای کوهستان او را به ساحل پرت کن.
مرد از راه رسید، با نوک آهنی عصای خود به تنم سیخ زد؛ سپس با آن بالاپوشم را جمع کرد و به روی من انداخت. نوک عصا را به میان موهای پر پشتم فرو برد و در حالی که احتمالا به این سو و آن سو چشم می گرداند، آن را مدتی میان موهایم نگه داشت. اما بعد - در خیال خود می دیدم که از کوه و دره گذشته است که - ناگهان با هر دو پا به روی تنم جست زد. از دردی جانکاه وحشت زده به خود آمدم، بی خبر از همه جا. این چه کسی بود؟ یک کودک؟ یک رویا؟ یک راهزن؟ کسی که خیال خودکشی داشت؟ یک وسوسه گر؟ یک ویرانگر؟ سپس سر گرداندم که او را ببینم. - پل سر می گرداند! اما هنوز به درستی سر نگردانده بودم که فرو ریختنم آغاز شد، فرو ریختم، به یک آن از هم گسستم و قلوه سنگ های تیزی که همیشه آرام و بی آزار از درون آب جاری چشم به من می دوختند، تنم را پاره کردند.

2006/03/04

کبوتر - پاتریک زوسکیند


کبوتر
نویسنده: پاتریک زوسکیند
مترجم: ندا درفش کاویانی
چاپ اول 1384
نشر آهنگ دیگر
1200تومان
.
پاتریک زوسکیند فیلمنامه نویس و داستان نویس، در 26 مارس 1949 در شهر آمباخ آلمان به دنیا آمد.
مشهورترین اثرش - عطر- تاکنون به بیش از 20 زبان دنیا ترجمه شده و در دهه 1980 پرفروش ترین کتاب آلمان بود. زوسکیند داستان کبوتر را در1987 نوشت.
شخصیت داستان جاناتان نوئل، پیرمردی منزوی ست با بیش از 50 سال سن که کاری به کار وقایع اطراف خود ندارد و همه چیز را برای خرده آسایشی که برای خود ساخته می خواهد.
نوئل نماد زندگی ی ماشینی و مصرف گراست. نماد آدمی ست بی هدف که همه چیز را در آسایش اتاقش مب بیند. دنیا را دید تنگ نظرانه خود می بیند و حاضر به دیدن و کشف هیچ چیز تازه ای نیست. آدمی ست که به خاطر ضربه ای در زندگی به کنج عزلت رفته و مانند ساعت زنندگی میکند و هدف دیگری در زندگی ندارد مگرجایی که راحت بخوابد. کار جاناتان نوئل سی سال بدون تغییر: هر روز بر پله مرمرین جلوی در اصلی ی بانک، صبح از ساعت 9 الی 13 و عصر ازساعت 14:30 الی 19:30 بر جای خود میخ کوب بایستاد، درست مثل ابوالهول( زیرا در یکی از کتاب هایش مطالبی در مورد ابوالهول خوانده است ).
اوج تفکر نوئل درباره کار روزانه اش از این قرار است که تا زمان باز نشستگی 75 هزار ساعت را روی این سه پله مرمرین می ایستد و تا به حال 55 هزار ساعت را سپری کرده است. پس مطمئنا در تمامی ی پاریس (حتی در فرانسه) بی شک او تنها کسی ست که در یک محل به مدت بسیار طولانی ایستاده است. نه عطر پشت گردن مادام توپل، نه مهربانی ی پیشخدمت مادام روکار، و نه خدمت سربازی در هندو کش نتوانسته در روحیه این مرد تغییری ایجاد کند تا اینکه به نقل از اولین جمله شروع داستان:
(( کبوتر که سر راهش قرار گرفت، یک باره زندگی اش تغییر یافت. ))

کمدیهای کیهانی - ایتالو کالوینو



کمدیهای کیهانی
نویسنده: ایتالو کالوینو
مترجم: موگه رازانی
چاپ اول 1380
نشر کتاب نادر
1400 تومان

.
ایتالو کالوینو متولد 15 اکتبر 1923 در روستایی به نام سانتیاگو دی لاس وگاس در حوالی ی هاوانا واقع در کوبا به دنیا آمد و در ماه اکتبر 1985 در ایتالیا به سن شصت و دو سالگی ودر شب پیش از سفرش به آمریکا برای ایراد یک رشته سخنرانی در زمینه ادبیات در دانشگاه هاروارد از دنیا رفت. یادداشت هایی که از این سخنرانی به جا مانده یک سال پس از مرگش با عنوان" یادداشتهایی برای هزاره بعدی" منتشر شد.
کالوینو از همان کودکی به همراه پدر و مادر گیاه شناسش به ایتالیا رفت. در جوانی نخست در جنگ جهانی دوم و بعد در نهضت مقاومت ایتالیا علیه فاشیسم جنگید و نخستین آثارش را با الهام از خاطرات همین دوره با شیوه نئورئالیستی نوشت. در اواخر دهه 1960 به پاریس رفت و در اولیپو (کارگاه ادبیات بالقوه) پذیرفته شد، و داستان هایی تحت تاثیر تفکر این گروه به چاپ رساند. کالوینو نویسنده ایست که در سبک های گوناگونی داستان پردازی کرده و کتابهایی هم در زمینه نقد ادبی نگاشته. اما یک چیز در نوشته های او ثابت است: نوشته های او کاملا کالوینویی ست.
ایتالو کالوینو نویسنده ایست مبدع و نوآور. خلاقیت او در قصه نویسی، از موضوع داستان تا طرح و چگونگی ی پرداخت آن اعجاب آور است. رولان بارت او را با بورخس به دو خط موازی تشبیه کرده و از او به عنوان نویسنده ای پست مدرن نام می برد. کالوینو نویسنده ایست که که جایی چنان روشن همه چیز را (از جنگ و خونریزی تا مراسم تشریفات پادشاهی و عشق و عاشقی را) به طنز می گیرد و جایی دیگر جهانی خلق می کند سراسر راز و ابهام، شهر هایی که مارکوپولو وار در می نوردیم و هر کام را چون صندوقی می بینیم در افسانه های هزار و یک شب که پر از جواهراتی ست که نویسنده برایمان ارمغان آورده. شروع داستان "اگر شبی از شبهای زمستان مسافری" گویای احاطه او بر شیوه داستان گویی مدرن است. البته شیوه ای که مخصوص خود اوست: (تو داری شروع به خواندن داستان جدید ایتالو کالوینو، اگر شبی از شبهای زمستان مسافری می کنی. آرام بگیر، حواست را جمع کن).
کمدیهای کیهانی از عجیب وغریب ترین و مثال زدنی ترین کتاب های کالوینو است. اوج خلاقیت و پرواز فکر او خواننده را به هیجان و حیرت می رساند. تخیل بی پروای کالوینو در جمع مباحث علمی و جذابیت داستان نویسی، راه ها و شیوه های کاملا تازه ای پیش چشم هنرمندان قرار داده. آنجا که بحثی علمی را در شرح کهکشانها و ساخته شدن ماده جدید بیان می کند ، و بعد داستان را زبان شخصیت داستان می شنویم که با دوستش روی منحنی ی فضا با اتم تیله بازی می کنند.
و یا داستانی که بعد از چند خطی در باب فاصله کهکشانها با این جملات شروع می شود: (یک شب مثل همیشه با تلسکوپ به آسمان نگاه می کردم، متوجه شدم که از کهکشانی به فاصله صد میلیون سال نوری، یک تکه مقوا سر بر آورد. روی آن نوشته شده بود: < دیدمت> ).
هر داستان با چند خطی درتوضیح یک بحث علمی آغاز و با داستانی درباره آن بحث علمی ، اما کاملا ذهنی و انتزاعی به پایان میرسد. نگاه انسانی کالوینو در خلق داستان ها ستایش برانگیز است. به قول موگه رازانی مترجم همین کتاب: (کمدیهای کیهانی اثری ست که در داستان های آن، اینشتین، یاکوبسن، هگل، و سیبرنتیک به دیدار هم میآیند. جایی که تخیل نیرومند، طنز پاک و توجه به واقعیت و تاریخدر هم آمیخته است. این کتاب را با آثار تخیلی مارکز و بورخس مقایسه کرده اند. اما کمدیهای کیهانی منحصر به فرد است. مطلقا ظریف، مطلقا دلنشین، و مطلقا مدرن.)
خواندن این کتاب را حتی به تعویق نیاندازید.
گزیده کتابشناسی:
"کتابهای به رنگ آبی، کتابهایي ست که به زبان فارسی ترجمه شده است."
جاده لانه های عنکبوت ( 1947) - کلاغ آخر داستان می آید ( 1959) - ویکنت دو نیم شده (1952 ) - بارون درخت نشین (1957 ) - شوالیه ناموجود (1959 ) - گرد آوری افسانه ها (1956) - بورس بازی ی ساختمان (1965) - کمدیهای کیهانی (1965) - ت نقطه دار(1967) - افسانه قصر سرنوشت های متقاطع (1969) - شهرهای نامرئی (1972) - پالومار(1983) - اگر شبی از شبهای زمستان مسافری (1983) - یادداشتهایی برای هزاره بعدی (1986).

2006/03/01

نقطه ضعف - آنتونیس ساماراکیس



نقطه ضعف
نویسنده: آنتونیس ساماراکیس
ترجمه: پرویز کلانتری
چاپ اول (ویراست دوم) پاییز 1380
نشر آگه
1200 تومان
.
ساماراکیس متولد 16 اوت 1919 درآتن، یونان. در دوران اشغال یونان به نازی ها به جبهه ملی پیوست. در ماه ژوئن 1944 توسط نازی ها دستگیر و به مرگ محکوم شد، ولی موفق به فرار از زندان شد و تا اکتبر 1944، یعنی آزادی یونان مخفیانه زندگی کرد.
برنده جایزه (12 نفر) مشهور ترین جایزه ی ادبی یونان در 1966 و جایزه بزرگ ادبیات جنایی - پلیسی 1970 در فرانسه به خاطر رمان " نقطه ضعف" . در سال 1982 به خاطر مجموعه آثارش جایزه ادبی ی اروپالیا ( رقابت در عرصه ادبیات اروپایی ) را دریافت کرد.
نقطه ضعف از آن دسته رمانهای با ارزشی ست که با خواندن 2 یا 3 صفحه اش ديگر نمي شود کتاب را زمین گذاشت. روايت داستاني‌اش سراسر تعلیق و کنجکاوی ست. ساماراكيس شخصيت‌ها، كنش‌ها، ايجاد رابطه و پيشبرد داستان را بسيار خوب انجام مي‌دهد. گر چه به شخصه با پایان داستان میانه خوبی ندارم و آن را یکباره می دانم. اما پایانی دیگر به گونه ای که تعلیق داستان لطمه ای نخورد در ذهن سراغ ندارم. ساماراکیس به گونه ای داستان را پیش می برد که گویی پازلی ست که تا تمام قطعات آن را نچینی از شکل ومحتوایش سر در نمی آوری.
متاسفانه این کتاب در ایران با استقبال کمی مواجه شده. از بین دوستان دور و نزدیکم تعداد بسیار کمی را سراغ دارم که نقطه ضعف را خوانده باشند. کتابی‌ست منزوی، در گوشه قفسه کتابفروشی ها که اگر خوانده باشی اش باهر بار ديدنش ذوق‌زده خواهي شد. پیشنهاد می کنم حتما این کتاب را بخوانید تا تجربه ای جادویی با هنر رمان از سر بگذرانید.
دیدگاه برخی نویسندگان درباره رمان "نقطه ضعف" :
لوئیس بونوئل: از این رمان خیلی خوشم آمد. ساختار آن در عین حال که داستانی ست سینمایی هم هست
گراهام گرین: یک شاهکار واقعی!
ایگناتسیو سیلونه: شاهکاری به تمام معنی در نوع خود!
ژرژ سیمون: اثری عالی! این رمان با عمق پیامش مرا مسحور خود کرده است، در همان حال که با تکنیک زیرکانه و استادانه اش به هیجانم کشانده است.
آندره مالرو: شورانگیز ترین علاقه ام را نثار این رمان می کنم.
آرتور میلر: اثری تکان دهنده!
آرتور کستلر: رمانی با هنری استثنایی.

فره ایزدی - ابوالعلاء سود آور


فره ایزدی درآیین پادشاهی ایران باستان
نویسنده: ابوالعلاء سود آور
چاپ اول 1384
نشر نی
2000 تومان

.
ابوالعلاء سود آور محقق برجسته ایرانی باز هم برای حل یک مشکل تاریخی نه به نوشته ها و مدارک کتبی که به مطالعه تصاویر روی آورده. پیش از این روش او را در" کتاب هنر دربارهای ایرانی" دیده ایم.
دیده ایم چگونه تصاویر را راز گشایی کرده و به هم مرتبط می کند تا واقعیتی پنهان را از دل تاریخ بیرون آورد. خود او می گوید: "در فرهنگی که نوشته کمیاب است و چون یافت شود، گنگ است و نارسا، مدرک عینی، همچون مدرک کتبی سودمند است و قابل استفاده برای تعبیر وقایع گذشته و شناخت باور های پیشینیان."
کتاب فره ایزدی در 4 بخش نوشته شده: 1- نمادهای فر 2- تعبیری از نقوش 3- نمادهای قدرت در امپراطوری 4- جنبه های دو گانگی فر. با 120 تصویر از نقوش و تصاویر تاریخی که هر یک با دقت و جزئیات در راه حل بحث مورد نظر کتاب بررسی می شود.
سود آور در پیش گفتار کتاب آورده: "فره ایزدی، یکی از ارکان مهم پادشاهی است و لازمه قدرت و فرمانروایی. نمایانگر تایید الهی ست و موید مشروعیت حکومت. در ادب فارسی، به کرات از فر پادشاهان سخن رفته و در بررسی های تاریخ، به دفعات موضوع آن مطرح شده است. با وجود این، جای تعجب دارد که تا کنون چندان توجهی به نمادهای فر نشده است و علا یم گوناگون آن مورد مطالعه قرار نگرفته اند."
سود آور درباره چگونگی تفویض حکومت از جانب پروردگار به حاکم در اندیشه های ایرانی نکات جالبی را بیان میکند. نکاتی که امروز هم کاربرد اساسی دارند. اگر می خواهید درباره دستار یا هر گونه پارچه مقدسی که بر شانه یا روی سر می گذارند و یا نقطه های دور تا دور سکه ها بیشتر بدانید حتما این کتاب ارزشمند را مطالعه کنید.

2006/02/27

روزی از روز های زندگی - مانلیو آرگه تا


روزی از روز های زندگی
نویسنده: مانلیو آرگه تا
ترجمه: پری منصوری
نشر مروارید
2400تومان
.
مانلیو آرگه تا متولد 24 نوامبر 1935 در شهر سان میگل السالوادوراست.
برنده جایزه ملی رمان برای ( روزی از روز های زندگی) و تجلیل از او به عنوان مطرح ترین نویسنده امروز کشورش درسال 2000از جمله جوایزی ست که کسب کرده. این کتاب در حال حاضر به عنوان کتاب درسی به دانش آموزان تکلیف می شود.
روزی از روز های زندگی کتابی ست بسیار دردناک درباره ظلم و جور حکومت دست نشانده السالواداور که به نام دفاع از از دمکراسی، مردم بی گناه را می کشند. کتاب پر از صحنه های باور نکردنی و عجیب است مثل صحنه ای که فرمانده(یانکی) بر سر سربازان فریاد می کشد: چه کسی بالاترین دشمن ماست؟ وهمه فریاد می زنند: مردم. فرمانده ادامه می دهد : چه کسی دشمن دمکراسی است؟ و باز همه سربازان فریاد می زنند: مردم. گویا حکومت هیچ نیازی، حداقل به توجیه عملکرد خشن خود درنزد مردم ندارد!!!!
داستان کتاب از پنج و سی دقیقه بامداد شروع می شود و پنج بعداز ظهر خاتمه می یابد. دوازده ساعتی که بر روستای داستان، و روبینا( شخصیت محوری داستان) وافراد پیرامون او می‌گذرد، تاریخی ست از قتل و آدمکشی و جنایت. تنها مردم مظلوم‌اند كه اين ميان به فجيع‌ترين وضعي مورد آزار قرار مي‌گيرند. آرگه‌تا با در هم ريختن روايت و خط زماني‌ي داستان اين امكان را به مخاطب مي‌دهد كه در عين جذابيت زواياي مختلف و ديدگاه‌هاي متفاوتي را نيز شاهد باشيم.

مطالعه علوم انسانی امری ضروریست

مطالعه چیزی که در شرایط فعلی بسیار ضروریست نه علوم عملی و علمی، که علوم انسانی ست.
استفاده از انرژی ی هسته ای، پیشرفت های پزشکی و رفتن به فضا همه محصول علوم عملی و علمی ست. اما چیز مهمتری هم هست: چیستی چیزها و چگونگی شان، برعهده فلسفه است. روان شناسی و ادبیات و علوم اجتماعی و سیاسی و سایر علوم انسانی هم عرضه کننده آن.
شاید سطح مطالعه بالایی نداشته باشم اما به جای تمسخر و زدن انگ بی سوادی به مردم، یا نشستن و بی خیال بودن به کم بودن سطح مطالعه در ایران، می خواهم کتاب هایی را که خوانده ام و دوست داشته ام معرفی کنم. فکرش را بکنید که اگر تعداد بیشتری از وبلاگ نویس ها هم این کار را انجام دهند چقدر می توانیم اشتیاق به مطالعه ایجاد کنیم.
به امید آن روز.